𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌
Kanalga Telegram’da o‘tish
𝖤𝗅𝗅𝖾 é𝗍𝖺𝗂𝗍 𝗆𝗈𝗇 𝐆𝐨𝐥𝐝𝐞𝐧 𝐁𝐫𝐨𝐰𝐧. › 𝖳𝗂𝗄𝖳𝗈𝗄 : @glass.reflections › 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆: @gl4ssreflections._ ♍ . 𝖲𝗁𝖾/𝖧𝖾𝗋 . 𝖨𝖭𝖥𝖩-𝖠 . 𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝗂𝗍𝗂𝖾𝗌
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
217
Obunachilar
-124 soatlar
-37 kun
-330 kun
Postlar arxiv
ایمان به خود دقیقاً همین است: نه باور به شکستناپذیري، بلکه باور به توانایيِ بازسازي. اینکه اگر اشتباه کردیم، ميتوانیم مسئولیتش را بپذیریم؛ اگر شکست خوردیم، ميتوانیم از آن معنا بسازیم؛ اگر کسي به ما آسیب زد، مجبور نیستیم همان آسیب را به دیگران منتقل کنیم؛ اگر چیزي از کنترل ما خارج شد، لازم نیست تمام زندگيمان را نیز همراه خود ببرد.
این همان جایي است که روانشناسيِ سالم از انکار درد جدا ميشود؛ قرار نیست به خودمان بگوییم هیچکس نميتواند ما را بشکند، چون انسان چنین موجودي نیست. ما آسیب ميبینیم، سوگوار ميشویم، خشمگین ميشویم، ميترسیم و گاهي فرو ميریزیم؛ اما فرو ریختن با تمام شدن یکي نیست.
کسي ممکن است ما را تحقیر کند؛ اما اینکه از آن تحقیر نتیجه بگیریم "من بيارزشم" یا "من باید چیزي را ثابت کنم"، دو انتخاب کاملاً متفاوت است. کسي ممکن است برود؛ اما رفتن او الزاماً نميگوید که ما شایستهٔ ماندن نبودیم.
کسي ممکن است خشم را در ما بیدار کند؛ اما میان احساس خشم و تبدیل آن به عمل، هنوز فاصلهاي وجود دارد و همین فاصله، یکي از مهمترین نشانههاي اختیار انسان است.
ما مسئول زخمي که دیگري بر ما زده نیستیم، اما تا حدي مسئول معنایي هستیم که اجازه ميدهیم آن زخم براي ادامهٔ زندگيمان پیدا کند.
اما اینجا یك مرز ظریف وجود دارد: اینکه دیگران ميتوانند به ما آسیب بزنند، به این معنا نیست که باید اختیار تمام پاسخمان را نیز به آنان واگذار کنیم.
به همین دلیل است که وقتي ایمان انسان به خودش فروميریزد، دیگران قدرتي پیدا ميکنند که شاید از ابتدا متعلق به آنان نبوده است؛ یك نگاه ميتواند ارزشمان را زیر سؤال ببرد، یك رفتن ميتواند آیندهمان را تعریف کند، یك شکست ميتواند هویت ما شود و یك زخم قدیمي ميتواند هر اتفاق تازهاي را از پشت شیشهٔ خودش تفسیر کند.
در فرهنگ ایراني هم این اندیشه بیگانه نیست؛ فردوسي بارها انسان را در میدان انتخاب، خرد و خویشتنداري قرار ميدهد و حافظ از این حقیقت سخن ميگوید که آنچه انسان سالها بیرون از خود جستوجو ميکند، گاهي در همان درونِ غافلش پنهان بوده است.
در اساطیر یونان، ایکاروس پیش از آنکه سقوط کند، هشدار را شنیده بود؛ در داستان او مسئله فقط سقوط از آسمان نیست، بلکه نسبت انسان با محدودیت، غرور و قضاوت خویشتن است.
در تراژديهاي یوناني نیز بارها با انساني روبهرو ميشویم که پیش از آنکه سرنوشت بیروني او را در هم بشکند، در نبرد با خویشتن گرفتار شده است.
تاریخ بشر نیز پر از روایتهایي است که همین حقیقت را، پیش از آنکه در کتابهاي روانشناسي نامي برایش گذاشته شود، به زبان اسطوره و تجربه روایت کردهاند.
روانشناسي مدتهاست دربارهٔ این مسئله سخن ميگوید: انساني که ارزش و امنیت خود را بیش از اندازه به تأیید بیروني گره زده، در برابر طرد، شکست و بيتوجهي آسیبپذیرتر ميشود؛ زیرا هر ضربهٔ بیروني را نه صرفاً یك اتفاق، بلکه شاهدي علیه ارزش خویش تفسیر ميکند.
گاهي باید پیش از آنکه از بيرحميِ جهان بپرسیم، از رابطهاي که با خویشتن ساختهایم بپرسیم؛ چرا بعضي زخمها از یك جمله عمیقترند، چرا رفتنِ یك نفر ميتواند تمام معماريِ ذهن ما را فرو بریزد، و چرا گاهي یك شکست کوچك، درون انسان را به دادگاهي تبدیل ميکند که در آن خودش هم قاضي است و هم متهم.
𝖳𝗁𝖾 𝖲𝖾𝗅𝖿: 𝖠 𝖰𝗎𝗂𝖾𝗍 𝖶𝖺𝗋 𝖡𝖾𝗍𝗐𝖾𝖾𝗇 𝖶𝗁𝗈 𝖶𝖾 𝖶𝖾𝗋𝖾 𝖺𝗇𝖽 𝖶𝗁𝗈 𝖶𝖾 𝖢𝗁𝗈𝗈𝗌𝖾 𝗍𝗈 𝖡𝖾𝖼𝗈𝗆𝖾.
🀥 #𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈𝗅𝗈𝗀𝗒 . #𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝖬𝗂𝗇𝖽 . #𝖲𝖾𝗅𝖿𝖠𝗐𝖺𝗋𝖾𝗇𝖾𝗌𝗌
