uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

یاران را چه شد؟

یاران را چه شد؟

Kanalga Telegram’da o‘tish

+الو؟من مریض تخت ۱۳ تو اتاق ۸ ام.دارم سعی می‌کنم با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنم،اگه بذارن! الو؟با شمام!صدای منو می‌شنوین؟! 🪿چنل اکسسوری: @ilda_accessory ~ 🕯️چنل خیریه: @bavancharity1 ~ ناشناس: t.me/HidenChat_Bot?start=1724687883

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
427
Obunachilar
+124 soatlar
-87 kun
-830 kun
Postlar arxiv
الان باید فرهیخته شم فکر کنم.

یه بانو جوین داده و تو گروه کلاسیمونم هست. پشمام بانو.

به مامانم گفتم جای بکینگ پودر جوش شیرین دادی بهم؟انگار داره فعل و انفعالات شیمیایی توش رخ می‌ده حباب زده.😂😂😂😂😂😂

دیدی؟ حالا برو واسه بچه‌محلات تعریف کن.
دیدی؟ حالا برو واسه بچه‌محلات تعریف کن.

انگار عکسو با پشت قاشق گرفتم.

فعلاً بیاین عکس‌های دوستامو تو نوکیای سال کنکورم ببینین.
فعلاً بیاین عکس‌های دوستامو تو نوکیای سال کنکورم ببینین.

تو اوج تمومش کنیم بقیه خاطرات باشه برای بعد دلتونو نزنه.

هنوز تاول پام تو خوابم یادمه.😂😂😂😂

جاتون خالی انننننقدر با دوستای داماد رقصیدم.

یه بار هم خواب دیدم دارم زوری با یه فوتبالیست ازدواج می‌کنم(اسمشو نمی‌گم ازش خوشم نمیاد) با گریه وارد تالار شدم دیدم همه‌ی فوتبالیستا هستن دست دومادو ول کردم رفتم وسط سلام علیک و خوش و بش

ادامه بدم یا ژانرش خستتون کرد؟

نکته‌ی جالب اینجاست که حتی تو اون شرایط خیلی مدل لباس عروسم برام اهمیت داشت. با صورت پر از اشک می‌گفتم نه اینو نمی‌پوشم زشته خوشم نمیاد.

من تو خوابام یه دور زن همه شدم به زور.

یه بار داشتن منو به زور می‌دادن به رضا منم تو خواب ضجه می‌زدم رضا مگه تو دوست دختر نداشتی آدم کثیف.

آبجی دارم می‌گم دو سال هر چند هفته یه بار این خوابو می‌دیدم و هنوز در خدمت شمام.

https://t.me/yaranracheshod/73 راست میگی ؟:) من دیشب همچین خوابیو دیدم داماد هم پسرخاله مامانم بود، یعنی به دست اون کشته میشم ؟:))

یا مثلاً خواب دیدم جنگ داخلی شده و با مادربزرگم و داییم در حال فرار از توپ و تفنگ و هرج و مرجیم بعد وارد یه خونه متروکه می‌شیم برای استراحت و یهو مادرجونم به داییم می‌گن بکشش و داییم مهلت نمی‌ده من دهن باز کنم بپرسم چرا با تفنگ منو می‌زنه حتی حس خون رو تنم و اینکه دارم بیهوش می‌شم و بدنم سرد می‌شه هم یادمه.

آقا ما کل این یکی دو سالو منتظر اجلمون بودیم.

تو یکی دو سال هر چند وقت یه بار خواب می‌دیدم دارن به زور منو عروس می‌کنن و شیهه می‌کشیدم از گریه و ترس. هیچ‌وقت قیافه دوماد هم ندیدم تو خواب. رفتم تعبیرشو زدم گفت به زودی قراره بمیری.

پفیوز خمینی‌ای مگه.