سرزمین سبزی پاک کردن
Yopiq kanal
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
855
Obunachilar
-1024 soatlar
-587 kun
-38830 kun
Postlar arxiv
فردا فکر نمیکنم ولی پس فردا برمیگردم اگه موضوع بحث جالبی هست که دوست دارید بزارم تا بقیه جواب بدن ناشناس بپرسید
در رابطه با لینک که برای دوستاتون بفرستید
بچه ها سیو و فوروارد چنل بستس
اگه لینک رو میخواید ناشناس پیام بدید که براتون بفرستم
شب همگی بخیر خوابای قشنگ ببینید💖
https://t.me/c/3939128461/965
دورت بگردم من حالا خیلی جزئیات داره اگه وقت شد حتما با وویس توضیح میدم
خب بزارید همه گفتن بنده ام کامل توضیح بدم من با اکسم که تو ۱۷ سالگی آشنا شدم چند ماه اول همه چی خیلی خوب و عادی به نظر میرسید شد ماه سوم که بنده تازه متوجه شدم که ایشون سه تار رفیق پسر داره مجازی هم خیر کاملا حضوری و گشتو گذار با اون سه تار و همچنین رفیق های دختر اون سه تار پسر بعد از اینکه بنده فهمیدم بجای اینکه من از ایشون طلبکار بشم این خانوم اومد گفتش که اصلا به تو چه که من رفیق پسر دارم این ماجرا برای ماه چهارم رابطمون بود و خب منم با خانواده ایشون در ارتباط بودم مادر ایشون به من زنگ زد و گفتش که ساناز چشه چرا اینجوری شده منم گفتم شما میدونستید که ساناز رفیق پسر داره مادرشون برداشتن گفتن که آره مگه چشه و من همینجوری فقط مونده بودم الان دارم تعریف میکنم خندم میگیره 😂 خلاصه که سرتونو به درد نیارم
آخرشم معلوم شد که با یکی از اون سه تار پسر به اون دوتا رفیق پسرشم خیانت کرد
هیچی داستان من این بود که دوست دختر داشتم
دخترم
جنده بود جنده جنده جنده
با من بود و یه بار میگفت دوست دخترمی یه بار میگفت نیستی با بقیه می خوابید میومد جلوی من میگفت از فلانی خوشم اومده میخوام برم بهش کس بدم
و وووو
از من ۳ سال بزرگتر بود
و جنده بود
وان نایت عادتش بود
در پاسخ این پیام نوشت:
خب ببین من کلا زیاد آدم جدی نیستم و اینا و اینکه زیادی وابسته میشم.
داستان از ۹ ۱۰ماه پیش شروع شد .
این رابطه اولین رابطم بود ولی خب میدونی من اسمشو رابطه نمیزارم.
با ی دختری دوست شدم ک از خودم ی سال کوچیک تر بود بعد خیلی خوشگل بود و اینا.
این ارتباطه لانگ دیستنس بود در واقع و اینکه.
و خب میدونی هیچ کدوممون خیانت نکردیم.
خیلی دارم تیکه تیکه توضیح میدم و این داره عذابم میده عجب ارتباط اجتماعی داری مشتی😂😂
خب..
بعد ک باهم دوست شدیم از شانسمون جنگ شد..
و کلا رابطم باهاش قط شد..
و خب شاید بیاید بگید خب اسکل شمارشو میگرفتی..
و همین کار هم کردم.. منتها گوشیش ی مشکلی داشت ک وقتی اوضاع نتا فنا میرفت آنتن گوشی اینم میپرید و اینا
آها نتا دوبار ب فنا رفت ک یکیش اعتراضات بود یکی جنگ ..
و بعد از جنگ ک نتا دوباره وص شد اومدم با کلی ذوق شوق وی پی ان راستو ریست کنم ک باهاش صحبت کنم..
نت اوکی کردم رفتم بهش پیم دادم کلی پیم خیلی پیم خیلی خیلی پیم😂😂
بعد فردا پسفرداش اومد با این لحن گفت ک عه نیما خودتی ( اسمم نیماعه) منم گفتم پ کی میخواد باشه برگشت گفت باورم نمیشه فک نمیکردم منو یادت بیاد:)
د آخه مشتی ؟
چرا باید همچین فکری کنی؟
ب هر حال گذشت گذشت اون حس بین مون از بین رفت..
بعد ی روز اومد بهم گفت ک بیا زنگ بزنیمو اینا..
بعد ترسیدم نمیدونم از چی ولی خب ترسیدم
بعد بهش گفتم ک خیلی داری جدیش میکنیو اینا
لحنش تند شد گفت آره من جدیش میکنم بهتره دیگه هم با هم حرف نزنیم..
نمیدونم شاید واقعا این حرفی ک زدم مناسب بود واقعا خیلی با خودم فک کردم و گفتم ک این رابطه با من براش ضرر داشت
منی ک ن پول درست حسابی در میارم ن آدم حسابی هستم..
بعد باهم کات کردیم خیلی منطقی و واقعا از تصمیمم خوشحالم چون دوست نداشتم ن اون ب من خیانت کنه ن من ب اون:)
و خب میدونی الان با ی دختر دیگه ای حرف میزنم ک خب میدونی رابطه بین مون رو واقعا دوس دارم رابطه کاریه هر دومون متالهدیم هر دومون کارمون موسیقیه و واقعا دوسش دارم توی همین چن وقت ک باهاش آشنا شدم ی ۱ ماهی میشه..
و آره این بود از داستان من میدونم تومار نوشتم ولی خب آره دیگه بحث بحث بود گفتم منم بگم..
مرس
آقا من بگم
من اون موقع ها کلاس هشتم بود خب خیلی یهویی ی دوستی ساده تو ی گپ تلگرام تبدیل شد به دوست داشتن و اینا خلاصه ک جدی جدی پارتنر و این حرفا و وقتی ک من داشتم جدیش میگرفتم اون تصمیم گرفت ک کیر کنه تو همه چیز و با یکی از دخترای همون گپ گویا بودش منم وسیله ای بودم برای حرس دادن اکسش توی همون گپ... و بعدش فهمیدم رفته با ی دختر چشم قهوه ای مو فر والیبالیست...( تایپش این بود چون خودشو همین مشخصات رو داشت)
