سرزمین سبزی پاک کردن
Yopiq kanal
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
889
Obunachilar
-824 soatlar
-487 kun
-39230 kun
Postlar arxiv
جری موقعه ک زیدی داشتی حضوری میگشتی باهاش یا خونش میرفتی باهاش اشپزی و اینا کنی؟
https://t.me/c/3939128461/1789
ببین حس میکنم ی حسی بهم داره چون با رفیقش خیلی درباره من حرف میزنه ولی خببب تاحالا چیزی بهم نگفته ولی بعضی وقتا به شوخی و الکی بهم میگه شوشویی ولی خب رفیقش میگه اونم دوسم داره ولی این دختر خیلی مودیهه تو دانشگاه خودشو میکشت ی پسره باهاش قرار بزاره ولی وقتی پسره بهش پیشنهاد داد گفت نه
ماجرا برمیگرده به هشت سال پیش وقتی من نوزده سالم بود ی روز خیلی رندوم تو ی ساختمون خردم به ی دختره بعد منم اون موقع از این ادمایی بودم که فک میکردم چه پخیم تویاون ساختمون ما سر ی صندلی با هم دعوا مون شد و بعدشم که صاب کارمون اومد گفت شما دوتا باید با هم کار کنید بعد ما هم که قبلش با هم دعوا کرده بودیم اینطوری بودیم نه فلان بسان و اینا ولیخب مجبور بودیم بعدش کم کم رابطمون خوب شد خیلی با هم رفیق شدیم و اینا یعنی حتی کوچک ترین راض هامونم میدونیم ولی خب چند سالیه حس میکنم ی حسی به طرف دارم ولی میترسم بهش بگم چون میدونم این دختر کلا دو راه توی ذهنش میزاره جلو راش یا منو پرت میکنه از زندگیش بیرون یا تا تهش باهام میمونه حالا چیکا کنمممممممممممممممممم همه بگینننن
حدود پنج دقیقه بعد بابام تو ماشین بوده ماشینو یکم میبره جلوتر یه کامیون که رانندش خواب بوده سر پیچ نمیپیچه و دقیقا از همونجا میره ته دره
