- Amir and His Misfortunes
Kanalga Telegram’da o‘tish
•I'm so tired, I'm so lonely, someone save me• "나는 무엇보다 고독을 선호한다∆"
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
194
Obunachilar
-124 soatlar
-337 kun
-3430 kun
Postlar arxiv
حالم رو از دیوارهای اتاقم بپرس، از بالشی که شبها زیر سر میذارم، از تلخی و سیاهی ریههام، از زخمهای گوشه ناخنهام، از گودی زیر چشمهام، از آهنگهایی که گوش میدم، حالم رو از من نپرس...!
فوقش یبار دوبار بهت میگم از این رفتارت بدم میاد؛ بار سوم بشه از خودتم بدم میاد
واسه موندن آدما اصرار نکن چشمی که غیر ترو ببینه چشم بندم بزنی تو خیالش به یکی دیگه فکر میکنه.
میدونی! یه مدتیه مدل غذا خوردنم غمیگنه، انگار هر لقمهای که قورت میدم بغضمم باهاش تکون میخوره. مدل خوابیدنم غمگینه، طوری میخوابم و تو خودم جمع میشم انگار اردوی مدرسه کنسل شده. مدل نگاه کردنم غمگینه، انگار قایم شدهم و بابام دنبالم نگشته تا پیدام کنه. مدل تایپ کردنم غمگینه، انگار واسه تو مینویسم و تو نمیخونیش. مدل راه رفتنم غمگینه، انگار یه کوه دلتنگیت رو دادی دستم و گفتی یه لحظه نگهش دارم و بعدش زود فرار کردی و رفتی. مدل کتاب خوندنم غمگینه، انگار پستهایی که واسه تو نوشتم رو تو به یکی دیگه فرستادی. مدل نفس کشیدنم غمگینه، انگار قول داده بودیم دوتایی بمیریم و یکیمون مُرد و اون یکی زندهست.
نمیدونم برای اینها باید بگم مرگ بر کی؟! مرگ بر خودم یا مرگ بر تو؟
من آدمی نیستم که زود بیخیال بشم اما اگه رها کنم دیگه هیچ چیز باعث نمیشه مثل قبل بشم.
