خانم میو«نجات دهنده🌱»
Kanalga Telegram’da o‘tish
من و تلاشم برای کنکور🩺 راستی من دانشجوم و برای علاقم می جنگم🌻 t.me/HidenChat_Bot?start=208117541
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
540
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-167 kun
-7630 kun
Postlar arxiv
مامانم گفت: نهایتا تو خر شرک گیرت بیاد همش عرعر کنه،سلامتت رو بخون☝🏻
(مادر=تخریب گر)
بگم بیا دنبالم
میگه عزیزمممممم مگه تو نمیدونی من رو خوابم حساسم پلک هام اذیت میشه😚🫴🏼
به همسرم بگم بیا وایسا دم در من امتحانم تموم بشه میگه مگه من درخت کاج وایسم دم در😂🫴🏼
من مامانم بعدددد زیستتت
با دمپایی دم در نشسته بود بگم ۲۰ نمیشم بزنه😂😚یه عالمه هم فش به عمه های نازنینم بده
واقعا برد هیچ وقت یادم نمیره گریه های ندا رو سر امتحان زیست...
باهم اومدیم بیرون کلی تو پله ها بهش گفتم همه خراب کردیم گریه نکن دختر قشنگ
دووویددددد رفت بیرون،
رفتم بغل پسره و هق هق میکرد
پسره بهش گفت:
مگه نگفتم هرچی بشه تو ندای منی؟خانومی دکتر منی؟شفای منی؟تلاشتو کردی من شاهدم...ندای من قلب من میگیره تو اینجوری اشک می ریزی،قربون اشکات بشم...
خیلی سخت بود؟!
نداااا دختر من حق نداره گریه کنه وقتی همه تلاششو کرده بوده...
ندا من بمیرم و تو اشک نریزی
بابا امسال خانوم دکتر من میشی من مطمئنم...
