اِغْتِرٰاب؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
طلوعِ اغتراب : 1405/03/12 https://t.me/eghterabb ناشناسمون: @eghterabnashenastoorybot @eghterabibot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
500
Obunachilar
-124 soatlar
-77 kun
-1930 kun
Postlar arxiv
499
انسان از دیدگاه آب:
هفتاد در صدِ وجودت منم؛ منم که در چشمانت میخندم و در اشکت میبارم. هر بار که تشنهای، مرا میآشامی و هر بار که خون گریه میکنی، من رنگ سرخ به خود میگیرم.
انسان آیینه ناپیدا
Chapter2/part3
499
آدمی که قبلا بودم :
اگه « ببازم » ،دل بهت !
اگه تو دورشی تنگ بشه !
نزنی واسش حرف دل ؟
آدمی که الان هستم :
ولی...
دیگه نمیبازم دلو !
دیگه نمیخامت تورو !
پاشوازاینجا « برو » "
افتادی از چشمام یهو...
499
از خوبی های توی ماشین خاله نشستن همینه که محدودیت اهنگی نداریم شما هرچی عشقت کشید پلی کن🙂↔️💅🏻
499
00:02
شب زِ نورِ ماه
رویِ خویش را
بیند سپید
من شَبَمْ
تو ماهِ من
بر آسْمانْ بیمن مَرو
499
من وقتی عصبانیم که نمیتونم منطقی فکر کنم شما سعی کن همکاری کنی بعدش که تموم شد بگو اره فلان جا داشتی گوه میخوردی
499
خیلی دوست دارم کلاس بزارم بگم وای من دیروز با خانواده دعوا داشتم ،چرا؟.چون نمیزارن پرسینگ بزنم،موهامو رنگ کنم،تتو کنم .کراتین کنم،ولی خب متاسفانه منم همنظر با خانوادم ناراضی ام و انجام دادن این کارها رو دوست ندارم🙂↔️
499
انسان از دیدگاه اتم:
من در رگهایت جاری ام و در اندیشه ات میچرخم؛ ذرهای که رمز و راز هزاران سال است، و تو مرا «مادهٔ بیروح» میخوانی. درحالیکه در من، آتشِ بودن میجوشد.
انسان آیینه ناپیدا
Chapter2/part2
499
ولی چقدر بده دوازده شب به بعد
حس غریب و غربتی میده به ادم اصلا انگار یه تیکه از وجودش نیست نمیدونه چرا نمیدونه کجا فقط میدونه نیست
