uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

𝖧𝖺𝖽𝖾𝗌'𝗌 𝖳𝖺𝗋𝗈𝗍

𝖧𝖺𝖽𝖾𝗌'𝗌 𝖳𝖺𝗋𝗈𝗍

Kanalga Telegram’da o‘tish

( The cards never lie. ) @HADXESl ݂ 𖤐 𝐓𝐚𝐫𝐨𝐭 𝐨𝐟 𝐇𝐚𝐝𝐞𝐬 𝘛𝘳𝘶𝘴𝘵 𝘵𝘩𝘦 𝘤𝘢𝘳𝘥𝘴, 𝘯𝘰𝘵 𝘵𝘩𝘦 𝘧𝘦𝘢𝘳. @Hadessllbot ✦ چنل رضایت : @tarotrezayat

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 873
Obunachilar
-1124 soatlar
+6897 kun
+68130 kun
Postlar arxiv
ژانویه مارس رترو میشه و ۸۲ روز طول می‌کشه عزیزان بشدت سفت کنید که قراره خیلی سنگین بگذره. با احساسات و آدمای مزخرف زودتر کات کنین.

ونوس رترو همه پرده های پنهان شده محکم می‌کشه بیرون و باید با خیلی چیزا روبرو بشیم.

۴۱ روز ونوس رترو اسکورپیو ، بعد مرکوری رترو اسکورپیو بعد مارس رترو لئو و ویرگو.. واقعا داریم میریم دنیای هادس دنیای زیرین و تاریک.

احتمال اینکه اکساتون پیام بده یا خاطرات خیلی قدیمی مغزتون رو منفجر کنن زیاده.

این روزا اگر اتفاقات مربوط به دادگاه ، طلاق ، حضانت فرزند و فلان پیش بیاد به این زودی تموم نمیشه و حداقل تا اوایل نوامبر ادامه داره کلا دعوا دراما زیاده انتظار زود تموم شدن رو نداشته باشین.

خب مون تورس در زاویه ۹۰ درجه با پلوتو آکواریس و مارس لئو ، از دیروز تا الان موضوعات تنش‌زای هفته ی آینده براتون روشن خواهد شد. مرکوری هم که وارد اسکورپیو شده بدونین دارین درمورد چی حرف می‌زنین و مارس، سیاره جنگ و دفاع و مقابله به احتمال زیاد شمارو وادار می‌کنه واکنش بدین و از خودتون دفاع کنین. اتفاقات این چند روز رو اصلا دست کم نگیرین که اکتبر بیاد بدتر هم میشه. مسئله ای تازه شروع شده هنوز زیادی ادامه داره. ۲ تا ۴ اکتبر هم با درگیری مرکوری ، مارس و پلوتو کلمات تبدیل به شات‌گان میشن :) دراما و اختلاف زیاد میشه و همه مجبور میشن راستگو باشن و موضوعات زیر آب میاد روی آب. تاثیرات روی سان ، رایزینگ و مون جمنای ، ویرگو ، اسکورپیو ، تورس و لیبرا بیشتر از بقیه است.

ببینیم آسمون در چه وضعیتی هست🕯

پایسیز / اسفند ♓︎ «من هنوز از چیزی که بینمون گذشت کاملاً بیرون نیومدم. شاید خودمو خیلی محکم و کنترل‌شده نشون بدم، ولی یه بخشیش هنوز بابت اتفاقایی که افتاد ناراحته. خیلی چیزا تموم شد، یا حداقل من مجبور شدم قبول کنم که تموم شده، ولی این به معنی این نیست که دیگه هیچ حسی ندارم. بعضی وقتا بیشتر از اینکه دلم بخواد برگردم، حسرت می‌خورم که چرا کارمون به اینجا رسید. شاید جواب ندادم چون نمی‌خواستم دوباره اون قسمت آسیب‌پذیر خودمو نشونت بدم. ترجیح دادم خودمو نگه دارم و وانمود کنم همه‌چی تحت کنترلمه.» ⭑ پیامی که نفرستاد : «من هنوز از چیزی که بینمون از دست رفت ناراحتم؛ فقط نمی‌خوام بفهمی چقدر.»

اکواریس / بهمن ♒︎ «من هنوز خیلی وقتا یاد تو می‌افتم، مخصوصاً وقتی یه چیزی منو پرت می‌کنه به گذشته. بعضی خاطره‌هامون هنوز برام حس خوبی دارن و شاید ته دلم هنوز یه امید کوچیک هست که یه روز دوباره بتونیم بدون اون همه سنگینی با هم حرف بزنیم. حس می‌کنم چیزی که بینمون بود برای من کاملاً بی‌معنی نبوده و هنوز یه ردّی ازش مونده. ولی در عین حال دارم سعی می‌کنم از اون آدم و اون شرایط قبلی فاصله بگیرم. شاید اگه دوباره برگردم، بخوام همه‌چی رو از یه جای جدید شروع کنم، نه اینکه دوباره همون داستان قبلی رو تکرار کنیم.» ⭑ پیامی که نفرستاد : «هنوز دلم برای بعضی چیزای بینمون تنگ میشه، ولی اگه برگردم، نمی‌خوام به گذشته برگردم.»

کپریکورن / دی ♑︎ «راستش حواسم بهت هست، حتی اگه نشون ندم. شاید بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی چیزایی که می‌گی و انجام می‌دی رو زیر نظر دارم و سعی می‌کنم بفهمم واقعاً چی توی ذهنت می‌گذره. ولی من دیگه مثل قبل راحت اعتماد نمی‌کنم؛ یه بخشی ازم هنوز گارد داره و منتظره ببینه دوباره قراره همون اتفاقا تکرار بشه یا نه. واسه همین جواب ندادم، چون نمی‌خواستم یه چیزی بگم و بعدش پشیمون بشم. شاید حتی فرصتی که دادی رو دیدم، ولی فعلاً اون‌قدر از نظر ذهنی خسته‌ام که نمی‌دونم اصلاً باید دست دراز کنم سمتش یا نه.» ⭑ پیامی که نفرستاد : «هنوز حواسم بهت هست، فقط دیگه مثل قبل نمی‌تونم راحت خودمو جلو بندازم.»

ویرگو / شهریور ♍︎ «راستش هنوز وقتی بهت فکر می‌کنم، یه حس خوب و گرم تهش هست. حتی شاید بیشتر از چیزی که باید، دلم می‌خواد یه پیام ازت ببینم یا دوباره یه گفت‌وگوی خوب بینمون داشته باشیم. ولی در عین حال نمی‌خوام جوری رفتار کنم که انگار زندگی و آرامشم فقط به حضور تو بستگی داره. من می‌تونم دوستت داشته باشم، دلم برات تنگ بشه، حتی دلم بخواد دوباره نزدیکت بشم و بازم خودمو داشته باشم. شاید برای همینه که جواب ندادم؛ نمی‌خوام از روی دلتنگی تصمیم بگیرم.» ⭑ پیامی که نفرستاد : «هنوز از تو حس خوب می‌گیرم، ولی نمی‌خوام برای داشتن تو خودمو گم کنم.»

لئو / مرداد ♌︎ «خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی به این فکر کردم که باید چی کار کنم. یه طرفم می‌گه آروم باش، از اول و درست شروع کن و کم‌کم جلو برو؛ یه طرف دیگه‌م شب‌ها هزار بار همه‌چی رو توی سرم مرور می‌کنه و از اینکه یه تصمیم اشتباه بگیرم می‌ترسه. شاید فکر کنی چون جواب ندادم برام مهم نیستی، ولی اتفاقاً زیادی بهش فکر کردم. دلم می‌خواد اگه قراره دوباره حرفی بینمون شکل بگیره، این بار یه چیز واقعی و قابل ساختن باشه، نه یه ارتباطی که دوباره نصفه رها بشه.» ⭑ پیامی که نفرستاد : «من بیشتر از چیزی که نشون می‌دم نگرانم که این رابطه رو خراب کنم.»

کنسر / تیر ♋︎ «من هنوز نمی‌تونم بگم نسبت بهت بی‌تفاوتم، چون واقعاً نیستم. یه کششی بینمون بود که هنوزم کامل از بین نرفته، ولی همون چیزی که منو سمتت می‌کشونه، یه جایی هم باعث می‌شه ازت فاصله بگیرم. شاید خودمم می‌دونم یه بخشی از این وابستگی دیگه سالم نیست و برای همین سعی کردم ازش فاصله بگیرم. جواب ندادنم شاید بیشتر از اینکه به معنی نخواستنت باشه، به این معنیه که نمی‌دونم چطور باید با این حجم از احساس کنار بیام.» ⭑ پیامی که نفرستاد : «هنوز کشش بینمون هست، ولی می‌ترسم دوباره توی همون چرخه گیر کنم.»

سجتریس / آذر ♐︎ «من خیلی وقتا قبل از اینکه احساسمو بفهمم، واکنش نشون میدم. شاید برای همین یه لحظه دلم بخواد بیام سمتت و همه‌چی رو صاف و مستقیم بگم، لحظه‌ی بعدش یاد چیزایی می‌افتم که بینمون گذشته و می‌گم نه، صبر کن. حقیقتش خودمم می‌دونم اگه دوباره بخوام وارد زندگیت بشم، باید تکلیف خیلی چیزا رو روشن کنم. نمی‌خوام دوباره با حرفای قشنگ بیام و آخرش همون آش و همون کاسه بشه. اگه برگردم، باید یه دلیل درست داشته باشه؛ باید چیزی بینمون واقعاً عادلانه و دوطرفه باشه.» ⭑ پیامی که نفرستاد : «هنوز حرف دارم، ولی قبل از برگشتن باید با خودم و با تو صادق باشم.»

اسکورپیو / آبان ♏︎ «یه مدت واقعاً لازم داشتم از همه‌چی فاصله بگیرم و تنها باشم. نه به خاطر اینکه برام مهم نبودی؛ اتفاقاً چون زیادی ذهنمو درگیر کرده بودی. یه فرصت دوباره یا یه شروع تازه هنوز چیزی نیست که کلاً از ذهنم حذف کرده باشم، ولی خودم رو توی یه موقعیت عجیب گیر انداختم؛ انگار هم دلم می‌خواد قدم بردارم، هم هر بار که می‌خوام این کارو بکنم، هزار تا فکر میاد سراغم و متوقفم می‌کنه. شاید تو فکر کنی من خیلی راحت ازت گذشتم، ولی واقعاً این‌طور نیست. من فقط هنوز نمی‌دونم چطور باید از این بن‌بست ذهنی بیام بیرون.» ⭑ پیامی که نفرستاد : «فرصت دوباره رو رد نکردم؛ فقط هنوز جرئت نکردم سمتش بیام.»

لیبرا / مهر ♎︎ «من هنوز دارم به این قضیه فکر می‌کنم. نه اینکه کلاً گذاشته باشمش کنار؛ اتفاقاً هنوز یه چیزی ته ذهنم هست که می‌گه شاید ارزش دوباره امتحان کردن رو داشته باشه. حتی یه جاهایی واقعاً وسوسه می‌شم خودم شروع‌کننده باشم و یه قدم سمتت بیام، ولی همزمان حس می‌کنم این رابطه دوباره می‌تونه یه عالمه بار و مسئولیت روی دوشم بذاره. خسته‌ام از اینکه هر بار یه چیزی شروع می‌شه، آخرش من باید همه‌چی رو جمع کنم و درستش کنم. واسه همین سکوت کردم؛ چون نمی‌خوام فقط به خاطر دلتنگی دوباره وارد چیزی بشم که هنوز نمی‌دونم از پسش برمیام یا نه.» ⭑ پیامی که نفرستاد : «دلم می‌خواد دوباره شروع کنم، ولی از تکرار خستگی‌های قبلی می‌ترسم.»

جمنای / خرداد ♊︎ «می‌دونم سکوت من ممکنه خیلی بد برداشت شده باشه، ولی واقعیت اینه که خودمم یه مدت نمی‌دونستم دارم از چی فرار می‌کنم. یه وقتایی دلم می‌خواست نزدیکت بشم و یه وقتایی خودمو عقب می‌کشیدم، چون حس می‌کردم اگه بمونم، بیشتر از چیزی که باید درگیر می‌شم. شاید حتی یه جاهایی عمداً چیزی رو کامل بهت نگفتم چون نمی‌خواستم آسیب‌پذیر به نظر بیام. الانم یه بخشی از من می‌گه بی‌خیال همه‌چی شو و از اول شروع کن، بدون اینکه هی گذشته رو بکشی وسط... ولی نمی‌دونم اگه دوباره بیام سمتت، تو هنوز حاضر می‌شی منو همون‌طوری که هستم قبول کنی یا نه.» ⭑ پیامی که نفرستاد : «شاید دارم وانمود می‌کنم فراموشت کردم، چون خودمم نمی‌دونم چطور باید دوباره برگردم.»

تورس / اردیبهشت ♉︎ «جوابت رو ندادم چون نمی‌خواستم از روی احساس جواب بدم. خیلی چیزا توی سرمه و ترجیح می‌دم قبل از اینکه حرفی بزنم، خودم بفهمم دقیقاً چی می‌خوام. از یه طرف هنوز تو رو آدمی می‌بینم که ارزشش بیشتر از یه رابطه‌ی سطحیه و دلم نمی‌خواد با یه جواب عجولانه خرابش کنم؛ از یه طرفم دارم به این فکر می‌کنم که اصلاً آینده‌ای برای این قضیه می‌بینم یا نه. شاید از بیرون خیلی سرد و حسابگر به نظر بیام، ولی واقعاً دارم سبک‌سنگین می‌کنم که اگه برگردم سمتت، این دفعه قراره کجا برسه.» ⭑ پیامی که نفرستاد : «من بی‌خیالت نشدم؛ فقط هنوز تصمیم نگرفتم با این احساسم چی کار کنم.»

آریس / فروردین ♈︎ «راستش من هنوز فکر می‌کنم یه چیزی بین ما هست که کامل تموم نشده. شاید جواب ندادم چون نمی‌خواستم دوباره یه گفت‌وگوی نصفه‌نیمه شروع کنیم و آخرش هیچ‌کدوم ندونیم دقیقاً قراره چی بشه. یه بخشی از ذهنم هنوز دوست داره باهات به یه نقطه‌ی مشترک برسیم، حتی اگه خودمو خیلی بی‌تفاوت نشون بدم. بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی به این فکر کردم که اگه دوباره باهات حرف بزنم، این بار باید یه کاری براش بکنم، نه اینکه فقط حرف بزنم و برم. فعلاً دارم از دور نگاه می‌کنم ببینم تو هنوز همونجایی یا نه...» ⭑ پیامی که نفرستاد : «اگه مطمئن بشم هنوز جایی برای من هست، شاید خودم قدم بردارم.»

کدو تنبل و نهنگ میخوام 🙂‍↔️