لحظه هایِ آبی
Kanalga Telegram’da o‘tish
https://t.me/HarfChatBot?start=191de9867127
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
401
Obunachilar
+124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+930 kun
Postlar arxiv
گلشیفته فراهانی از خستگی کار میگوید و خواستههایش: داشتن زندگی ساده، تجربهی "بودن" را زندگیکردن، روزمرگیکردن، تماشای خورشید، چیدن و خشککردن ریحان، بودن با خانواده و دوستان، خواندن کتاب، آسایشداشتن.
لینک یوتیوب مصاحبهی کامل
عمیقاً درد دارم از اینکه شما چند سال از عمرتان را در کنار این بچهها گذراندید؛ در کنار آدمهایی که من هیچوقت فرصت آشنایی با آنها را پیدا نکردم.
حسرت دارم از اینکه هیچوقت نتوانستم با آنها آشنا شوم، کنارشان بنشینم و بخشی از آن روزها را با آنها زندگی کنم.
حسرت میخورم که اگر من هم در کنارتان بودم، شاید زندگی را کمی زیباتر میدیدم؛ شاید در میانشان میفهمیدم که هنوز هم آدمهای خوب وجود دارند، هنوز میشود به بعضی آدمها دل بست و از بودنشان خوشحال بود.
اما حیف...
حیف که دست سرنوشت اینقدر سرد و بیرحم بود؛
آنقدر سرد که راههای رسیدنمان به هم را بست و پنجرههایی را بست که شاید پشتشان، زیباترین روزهای زندگیمان انتظارمان را میکشیدند.
و حالا برای من، از تمام آن آدمها و تمام آن روزها، چیزی جز حسرتِ یک «کاش» باقی نمانده؛
کاش زودتر میرسیدم،
کاش میشناختمشان
کاش سهمی از آن روزهای قشنگ داشتم...
کاش سرنوشت، پنجره را کمی دیرتر میبست
من اینجا مینویسم تا بمونه تا همه بدونن وقتی بهش فکر میکنم که بودن الانم نفس کشیدنمو شخصیت الانم رو مدیون مهردادرها و خیلی آدمای دیگه ام مدیون خیلی ها که جونشون رو دادن تا ما زندگی کنیم ما جون اونا شدیم،ما جون اونا بودیم انقدر دوستمون داشتن که برامون فداکاری کردن پس چطور ممکنه بخوایم لحظه ای فکر کنیم عقب میبریم؟روزی که مهرداد داشت اهنگ سرود زن رو گوش میداد نمیدونست ۳ سال بعدش خودش رو قراره بگیرن ازمون نمیدونست ۳ سال بعد اون ماجرا فقط زندگی براش مونده اون نمیدونست ولی تقریبا ۹۰ درصد زندگیشو استفاده کرده بود رها هم همینطور ولی تا من هستم اجازه نمیدم اسمش خاموش بشه تا زنده ام تو من نفس میکشه فراموش نکنین یادتون نره ژینا رو یادتون نره همه و همه ی زندگی ها و جونای عزیزی که به قول رها از ما گرفتن
قلب بزرگ و روح پاک مهرداد مهمترین چیزیه که ازش یادگرفتم براش مهم نبود کی از نگاه اون معیارهای زیبایی زیباست کی نه براش مهم نبود کی هستی و چی هستی مهم این بود که انسان باشی گاهی بهش حسادت میکنم به انسانیتش به روح و قلب پاکش به اینکه انقدر پسر خوبی بود اما بعد با خودم میگم دلم میخواد حتی شده یه ذره فقط یه ذره روح و قلب منم مثلش پاک باشه احساس میکنم یه بخش بزرگ قلبم ازم گم شده اما همزمان میخوام اون بخش رو زندگی کنم من نمیخوام فراموش بشه که مهرداد و رها و هزاران هزار مهرداد و رها رو ازمون گرفتن عادی نرفتن از ما گرفتنشون برای همینم از همه میخوام هیچوقت یادشون نره این ظلم یادشون نره از مهرداد یاد بگیرن تمام صفاتی که سعی داشت به آدما یاد بده رو صفتی که مهمترینش فداکاری و قلب بزرگه یه قلب بزرگ که ارزشش از هزاران چهره ی زیبا بیشتره هر چی ازش بگم کم گفتم هر چی فقط میتونم بگم به معنی واقعی کلمه آدم حسابی بود و همه چی تموم خوشتیپ،خوش قلب و بیش از اندازه مهربون
Repost from le vent nous portera
یه روز سبز به چشمهای آبی نگاه کرد و خودش رو درونشون پیدا کرد. آبی به چشمهای سبز نگاه کرد و خودش رو درونشون جا گذاشت. از اون روز به بعد، ذرهای از سبز توی چشمهای آبی بود و ذرهای از آبی توی چشمهای سبز.
Repost from le vent nous portera
دیگر بس است مردنِ با لبخند
کافیست این شکنجه و خاموشی
من انتقامِ حرکتِ تاریخم
دیگر نه بخششی، نه فراموشی!
فردا که روز حتمی آزادیست
فردا که روز خنده و خوشحالیست
تو در منی، کنار منی امّا
جای تو در تمام جهان خالیست
مهدی موسوی
اینو میذارم براي وقتي که داشتیم ”زن، زندگي، آزادي“ رو زندگي میکردیم بهش ریپلای کنیم.
