Misty Moon
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
451
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-127 kun
-10730 kun
Postlar arxiv
451
من یه معذرتخواهی به خودم بدهکارم، بخاطر همه وقتهایی که قدرم دونسته نشد اما همچنان ادامه دادم.
451
شاید یه روز وقتی یه آهنگ از خواننده مورد علاقهام شنیدی، دلت برام تنگ شد. شاید یه روز که داشتی توی خیابون قدم میزدی و اسم منو از زبون یه غریبه شنیدی، دلت برام تنگ شد. شاید یه روز که تنها بودی و دوست داشتی یکی بخندونتت و تو رو از اون حال و هوا دربیاره، به یاد من بیفتی. شاید یه شب سر عقل بیای و بفهمی من چقدر برات فرق داشتم. شاید اون روز دوباره متوجه بشی چقدر زندگیت منو کم داره. ولی اونموقع دیگه من نیستم.
451
- عزیزِ خستهیِ من،
خیالت آسوده باشد
چرا که من یقین دارم
در پس این غروبِ تحمیلی
و این غبارِ اجباری
خورشیدی طلوع میکند
از جنس تو، از جنسِ ما،
از جنس آزادی.
451
- و سلام بر تویی که با وجود تمامِ گرفتاریها،
امید را چون جوانهای در قلبِ کوچکت کاشتهای.
451
- من راجع به تو با دیگران سخن نمیگویم، اما آنها میبینند که چه زیبا در دل و جانم نفس میکشی.
