uz
Feedback
𝐷𝐸𝐿𝐷𝐴𝑅 𝑁𝑂𝑇𝐸𝑆

𝐷𝐸𝐿𝐷𝐴𝑅 𝑁𝑂𝑇𝐸𝑆

Kanalga Telegram’da o‘tish

اینجا شروعِ قلمِ منه؛ جایی برای چیزهایی که هیچ‌وقت بلند گفته نشدن...🥀

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
9 331
Obunachilar
-9624 soatlar
-7647 kunlar
-530 kunlar
Postlar arxiv
ما که دیگه دادیم رفت تورو حالا هی بحث بکن گیج رو الکلو شیکوندیم هر پُلو...

هنوزم نمیکشه ازت بِکَنَم هنوزم اسمت که میاد میپرم

ادمارو زیاد بزرگ نکنین به هر کی اندازه ظرفیتش اهمیت بدین یه زمانی میشه ک میبینین طرف با همون حرفا ک دارین بزرگش میکنین خوردتون میکنه

بک به رابطه یعنی مُردن دوباره یعنی نابودی یعنی اشکای اتاقت....

تعداد دفعاتی که من زمین خوردم از تعداد دفعاتی که تو تصمیم گرفتی شروع کنی خیلی بیشتره...🥀

مهم نیس خوشگلترین پسر دنیا باشی مهم اینه وفادار باشی مهم اینه اخلاقت خوب باشه مهم اینه طرفو واقعا دوست داشته باشی

من همینم ک میبینی ، ساکتم واسه آدمایی ک نمیخوامشون ، پرحرفم واسه اونایی ک دوسشون دارم ، مغروم واسه آدمای بی لیاقت ، مهربونم واسه اونایی ک با ارزشن!!!

کی مثه من حس بت داره؟ شده بهت عشقش ثابت؟ اینا واسه خودت نمیان میان واسه استفاده:)

من می‌گم ناراحت نیستم اما بعدش تکست هام بدون ایموجی می‌شه:)

چیزی از درداش کم نمیشه حتی اگه بخوابه تو باتلاق مرفین🚶‍♀

من عمیقا به این اعتقاد دارم که آدما با یه حرکت میتونن برای همیشه از چشمت بیوفتن..

من خستم...🥀 #Story

تو اگه خویش منی پیش منی نیش چرا؟ میکنی قلب مرا عرصه تشویش چرا؟ ای که آزار مرا مشی مداوم کردی من که سرباز توم مات چرا کیش چرا؟

0:58 هرکی طرف شه باهات که طرف با منه هرچی گفتن،گفتم نه طرف با منه...

@iMPVi - Sangdel - Khojaste.mp38.72 MB

کاش میشد بقیه عمرمو بدم به کسی که واقعا دلش میخاد زندگی کنه...🥀 🌕 DELDAR NOTES

حال و روزِ آن اعدامی را دارم که در آخرین ملاقات، چشمش به درِ سلول خشک شد؛ اما هیچ‌کس نیامد...

آدما میشن واسه یه قِرون عوض!!

میتونستی آدمی باشی که همه چیمو براش میذارم آدمی باشی که کل وجودمو میسازی ولی خب...

خودشو میشناخت... اهل بروز دادن حال بدش به عزیزانش نبود هرچقدر حالش بدتر بود طولانی تر فرار میکرد فراری ک‌از روی‌ ترس نبود در واقع از روبرو‌شدن با مشکلات یا دردهایش فرار نمیکرد ، از خودش فرار میکرد میخاست حتی خودش هم نفهمد در‌ خودش چه آوار ها اتفاق می افتد. از دور که ایستاده سیگار به دست به خودش نگاه میکرد میدید چه غریبانه آسمان چشم هایش میبارد انگار همه‌ی دنیا دست به یکی شده بودند تا از هر سمتی بهش حمله کنند و میکردند ؛ در خودش میدید کم‌ اوردن را ؛ و برای مرد هرگز چیزی سنگین تراز کم آوردن نبود...🥀