uz
Feedback
زیر نور کم

زیر نور کم

Kanalga Telegram’da o‘tish

کنجکاو، عمیق، احساسی، معناجو، آرمان‌گرا، کمی زودرنج، امیدوار و عاشقِ تجربه کردن زندگی. 🌿🍓

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
477
Obunachilar
-224 soatlar
-37 kun
+3230 kun

Ma'lumot yuklanmoqda...

O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Taglar buluti
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Sen '26
Sentabr '26
+89
3 kanalda
Avgust '26
+454
3 kanalda
Get PRO
Iyul '260
8 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+47
3 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
30 Sentabr+1
29 Sentabr0
28 Sentabr+2
27 Sentabr0
26 Sentabr+3
25 Sentabr+4
24 Sentabr+1
23 Sentabr+3
22 Sentabr+9
21 Sentabr0
20 Sentabr+3
19 Sentabr+4
18 Sentabr+2
17 Sentabr+1
16 Sentabr+4
15 Sentabr+1
14 Sentabr+1
13 Sentabr+22
12 Sentabr+6
11 Sentabr+1
10 Sentabr+2
09 Sentabr+2
08 Sentabr+3
07 Sentabr+6
06 Sentabr+1
05 Sentabr0
04 Sentabr+3
03 Sentabr+1
02 Sentabr0
01 Sentabr+3
Kanal postlari
این قضیه چی بپوشم تا چه سنی ادامه داره؟ خسته شدم دیگه.

2
تو جز خودت کسی رو نداری.
47
3
میای باهم دوست شیم؟!
1
4
تو به زور خوشگلی، من خوشگلیم اورجیناله.
60
5
امشب بعد مدت ها میخوام فیلم ببینم.
66
6
یه روزی به وقتش میشه مگه نه؟!
67
7
یه روزی به وقتش خوب میشه همه چی مگه نه؟؟
1
8
+3
Matn yo'q...
75
9
یکی از چیزایی که تو زندگیم دوست دارم این که هر خوراکی رو میخورم بدون اینکه به کالریش نگاه کنم.
64
10
دستش را روی گلویش می‌گذارد و می‌گوید: اینجاست. رد نمی‌شود. «تهوع | ژان پل ساتر»
70
11
می‌دانم. می‌دانم که دیگر هیچ‌وقت به چیزی یا کسی برنمی‌خورم که سودایی در من برانگیزد. می‌دانی، دل بستن به دیگری کار بزرگی است. باید توانا و با گذشت و کور بود... حتی، درست در اول کار، لحظه‌ای می‌رسد که باید از روی پرتگاهی پرید. اگر بهش فکر کنی، نمی‌پری. می‌دانم که من دیگر هیچ‌وقت نخواهم پرید. «تهوع | ژان پل ساتر»
68
12
هیچ‌کس از مرگم ناراحت نمی‌شود و موقع مرگم بیشتر از زمان زنده بودنم تنها هستم. «تهوع | ژان پل ساتر»
68
13
بیخیال این حرفا، براتون تیکه های کتاب تهوع رو بذارم بخونید.
19
14
نباید بهم میگفتی مزاحم. بار کلمه خیلی زیاده.
79
15
دلم بغل میخواد.
47
16
دلم پناهگاه می‌خواد، چرا همه فقط ویرانگرن؟
84
17
دیگه چیزی برای تحمل کردن نمونده.
89
18
کاش اونایی که با تمام قلبم دوستشون داشتم، خنجر رو از دستم می‌گرفتن نه اینکه به قلبم بزنن.
90
19
همه‌جا، پیش همه، احساس اضافی بودن داشتم.
87
20
اگه معلم بودم، صبح که آماده می‌شدم برم کلاس و بچه‌ها رو ببینم، احتمالاً آدم شادتری بودم.
83