𝖡𝗅𝗎𝖾 𝖵𝖺𝗅𝖾𝗇𝗍𝗂𝗇𝖾"Mr.FB era"
Kanalga Telegram’da o‘tish
https://t.me/+3knn8tzQ1tUzMDg8 𝖠𝗎𝖺𝗎 𝖲𝖺𝗏𝖾 𝗅𝗈𝗏𝖾𝗋𝗌 𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗓𝗈𝗇𝖾 t.me/auausavesbot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
718
Obunachilar
+824 soatlar
+657 kun
+10030 kun
Postlar arxiv
🦋 آره آره، ثرد میخواد به وان کمک کنه 💭 آره، ثرد میخواد کمک کنه وان برای نقش اسکای قبول بشه. 🦋 آره، ثرد آدم خوبیه. خیلی گرینفلگه
💭 روز فنبوی خیلی خوب بود، اوئو هم خیلی خوشگل شده بود 🦋 واقعاً؟ اون روز خوب به نظر میرسیدم؟ 💭 خوب بودی! آها، میخوام یه چیزی بپرسم. وقتی ریوجین با سیو حرف میزد و تو سیو رو هل دادی سمت ریوجین که بغلش کنه... 🦋 آره، اوئو به سیو گفت بره بغلش کنه. 💭 چرااا؟ چرا؟ 🦋 نمیدونم، دلم برای نونگ سوخت 💭 برای چی دلت براش سوخت؟ 🦋 خب نونگ گریه کرده بود... ریوجین هم شاید گریه کرده بود، فکر کنم تحت تأثیر قرار گرفته بود. 💭 ولی وقتی گفتی "من دیگه اونقدر بچه نیستم"... 🦋 واقعاً دیگه! نمیخواستم هی بگم "نه نه نه" (یعنی نمیخواسته زیادی حسود و حساس به نظر برسه)
💭 روز فنبوی خیلی خوب بود، اوئو هم خیلی خوشگل شده بود 🦋 واقعاً؟ اون روز خوب به نظر میرسیدم؟ 💭 خوب بودی! آها، میخوام یه چیزی بپرسم. وقتی ریوجین با سیو حرف میزد و تو سیو رو هل دادی سمت ریوجین که بغلش کنه... 🦋 آره، اوئو به سیو گفت بره بغلش کنه. 💭 چرااا؟ چرا؟ 🦋 نمیدونم، دلم برای نونگ سوخت 💭 برای چی دلت براش سوخت؟ 🦋 خب نونگ گریه کرده بود... ریوجین هم شاید گریه کرده بود، فکر کنم تحت تأثیر قرار گرفته بود. 💭 ولی وقتی گفتی "من دیگه اونقدر بچه نیستم"... 🦋 واقعاً دیگه! نمیخواستم هی بگم "نه نه نه" (یعنی نمیخواسته زیادی حسود و حساس به نظر برسه)
