Sopix ²⁴/¹²﹙closed﹚
Kanalga Telegram’da o‘tish
ꜜ A temple devoted to the worship of SOPE . ´` @sopix071 ´`
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
315
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-67 kun
+430 kun
Postlar arxiv
این مومنت برایِ من خیلی بامزست، چون یونگی یه دورِ دیگه دست و پا شکسته خواست مخِ هوبی رو بزنه که شکست خورد😭🤏
جیمین : باید بریم خونه...
یونگی : قهرمان ! دیگه باید بلند شی ! دو ساعته که خوابیدی.هوسوکی که هنوز تویِ عالمِ خوابه و گیج به یونگی نگاه میکنه.
اینقد 🤏 مونده تا سیصد تا بشیم، ادیت جدید زدم سیصد تا بشیم سناریو هم براش مینویسم و میزارم !
به تخم گرفتن رو از هوبی و نامی یاد بگیرین، مقابل هر اتفاقی تویِ دنیا مثلِ نامهوپ باشید !
آپدیت تیک تاک urmyhope :
با این آپدیت یجوری نفسِ راحت کشیدم، خوشم میاد نامی و هوبی همه رو به یه ورشون گرفتن 🤣🤷♀️
⚠️ کنکور داره تموم میشه و تو به این چنل های ممنوعه بنگتن نیاز داری‼️
#فولدر_بنگتن رو با لمس دکمه زیر ادد کن آرمی:💫
این هوسوکیه که مین یونگی کلِ مدت بهش خیره شده بود...
حق داره بنده خدا، تازه روسریم بچم سرش کرده🙂↔️🤣
Repost from N/a
+1
Echo, ˢᵒᵖᵉ
روزی میرسید که خودش را از دست میداد، روزی میرسید که میمرد و جسم بیچارهاش میپوسید و برای همیشه با اطرافش یکی میشد... تنها چیزی وجود داشت که درون او جاودانه بود... افکارش ... قلمش را میگرفت و افکارش را با جادویی به نام کلمات بر روی بستری نرم به نام کاغذ میاورد... قلمش نرم بود، داستانش پر از زخم... تا اینکه دیگر نرم ننوشت... دیگر ادامه نداد و گذشتهاش را با آیندهای متفاوت تلفیق کرد... آیندهای که تنها خودش قادر به تماشای زیباییاش بود !By Nick
