- تکـہ راـہ๛
Kanalga Telegram’da o‘tish
جایی برای نگهداری آنچه از ما باقی می ماند... تقطیر لحظه ها؛ در نقطه برخورد تاریکی و نور! کپی؟ نه. اگه خواستین از متنا بدون فوروارد استفاده کنین، با ذکر نام "نرگس صنوبری" باشه حتما* و الا راضی نیستم. آرشیو: @Tekkeraharshiv ناشناس تو آرشیو پینه✨
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
432
Obunachilar
-224 soatlar
-137 kun
+9030 kun
Postlar arxiv
431
آیا این همه غم به خاطر نقصی در من است؟
یا در این جهان بی قانون، تمام ما در یک سرگردانی بی انتها هستیم؟!
"خاله پیرزن"
431
هر چیز می تواند بی نهایت و هر بی نهایت می تواند هیچ باشد؛ با این حال"هیچ چیز" و"همه چیز" دو واژه غیرواقعی هستند و نمی توان کلمه "غیرواقعی" را بدون کلمه "واقعی" بیان کرد!
می بینید؟ هر جمله جمله قبل را نقض می کند و هیچ نتیجه ای به اندازه کافی قابلیت ثبات ندارد و در عین این حال حد کافی را هیچکس نمی تواند بیان کند!..
معنی "ثبات" عدمِ "تزلزل" است ..
و در عمقِ "عشق" می توان واژه "نفرت" را دید...
اِلارا، از دیدگاه تو تناقض و عدم ثبات زندگی جالب و رمزآلود نیست؟
"خاله پیرزن"
431
در قلمرویی که بادها طعم خاکستر دارند، به دنبال راهی بود تا بوی باران را از یاد نبرد!
"خاله پیرزن"
431
و همیشه ساعت شروع را نمی شود ثبت کرد.
گاه جایی میان یک فکر ناتمام و یک خیرگی طولانی به نقطه ای نامعلوم چیزی آغاز می شود... بی مقدمه و شاید با پایانی نامعلوم!
و اینجا، مکانی ست برای حافظه خسته ی من؛ برای تمام تکه هایی که نباید گم شوند.
این اولین کلمات من در این گوشه دنج است؛ سندی برای اینکه بدانم روزی، جایی، در نقطه برخورد تاریکی و روشنایی ایستادم و افکارم را در قالب کلمات در گوشه ای از جهان بی نهایت به اشتراک گذاشتم✨
•به امید صلح درون•🌱
"خاله پیرزن"
