مـدفـنِ سـرخ
Kanalga Telegram’da o‘tish
˓ ₩𝗁ꤕ𝗋ꤕ 𝗌𝗍꤀𝗋𝗆𝗌 R̷ 𝖻𝗎г𝛊ꤕ𝖽 , 𝖻𝗎𝗍 𝗇ꤕ𝛎ꤕ𝗋 𝖿꤀𝗋ꤞ꤀𝗍𝗍ꤕ𝗇 ˒ 𝚪꤀𝗆𝖺𐔓 : @KLYNVOIDbot 𝚨𝖽𝗐𝗂𝗇 : @SeLENee1bot
Ko'proq ko'rsatishEron138 262Toif belgilanmagan
344
Obunachilar
+624 soatlar
+157 kunlar
+5930 kunlar
Postlar arxiv
342
اینجا؛ ایـران.. همهچیز موقتیست جز فشار
خبرها میآیند تا یادمان بیندازند که فردا چیز تازهای برای از دست دادن هست..
342
تـمـامـش پـوچ بـود؛
در لحظاتی که ادعا میکرد آرام است، در عمق چشمانش توفانی بیصدا میوزید؛
آری، او به مرگ میاندیشید، با سکوتی اشرافی، با وقاری غمزده، چنانکه پادشاهی شکستخورده تاجش را بیصدا بر زمین میگـذارد..
342
Repost from مرثیه فرمانده.
+میدونی آتیش چرا اینقدر محترمه؟
چون تنها چیزیه که هیچوقت دروغ نمیگه. گلوله ممکنه خطا بره. آدمها ممکنه خیانت کنن. دادگاهها ممکنه اشتباه کنن. اما آتیش... همیشه کارشو تا آخر انجام میده. من آدمهایی رو دیدم که از صدای تیر نلرزیدن، اما از شعلهای که آروم جلو میاومد، رنگ از صورتشون پرید. چون گلوله فقط جونت رو میگیره؛ آتیش، قبل از اینکه چیزی ازت بگیره، مجبورت میکنه بفهمی چقدر به زندگی چسبیده بودی. یادت باشه؛ از آتیش نترس. از روزی بترس که دیگه هیچ شعلهای نتونه چیزی رو درونت بسوزونه. اون روز یعنی قبل از مرگت، یهبار مُردی.
342
Repost from مرثیه فرمانده.
خاکستر، پایان یک سوختن نیست.
امضای آخر رنجیست که مدتها درون انسان شعله میکشید.
