uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

‌ ‌سکـوت ِ سـالـوادور ‌ ‌

‌ ‌سکـوت ِ سـالـوادور ‌ ‌

Kanalga Telegram’da o‘tish

جایـی کـه طوفـان‌هـا دفــن شـده‌انـد، امـا هـرگـز فـرامـوش نشـده‌انـد . . Уважаемый @durov , у нас нет сексуального содержания и тд Мы полностью соблюдали правила телеграма Есть те кто не хочет чтобы мы прогрессировали и ревниво.

Ko'proq ko'rsatish
Eron176 029Toif belgilanmagan
478
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-2230 kun
Postlar arxiv
Repost from N/a
همه چیزششش خیلی قشنگهه پوستر خیلیی جذابه✨❤️ داستان هم خیلی خوب بود اسلییی ولی پایانش ...😭😭 آهنگ هم که خیلییی قشنگههه اصن همه چیششش خیلی کامله خیلی خوبه>>>>

چشم داداش هرچی شما بگی

اره ولی خب یه روایتی از اون 17 سال مشترک مینویسم

جان جدت بشین فصل دو رو بنویس نکن با من اینکارو دم پیری قلبم ضعیفه

میخواستم بگم تقاضای فصل دو رو دارم اما یادم اومد مردن....

من تازه حالم خوب شد بعد روز ها ازینکه مارتین زنده برگشت و بلاخره بهم رسیدن... تموم شدن رو ولش چرا کشتیشون:)

فدات❤️‍🔥

چه پایان قشنگی داشت خسته نباشی

اخ قربونت رفتم نفس

من خودم اخرش لبخند زدم با اینکه خودم نویسنده بودم انگار تازه داشتم میخوندمش فداتم

Repost from N/a
اونجایی که جک هر روز لیلیوم می‌کاشت خیلی جالب و قشنگ بود «زیبا ولی سمی» بود چون خیلی خوب حسش به مارتین رو می‌رسوند از نظرم بعد هم با وجود همه‌ی اتفاقا هنوز منتظرش بود و آخرش مارتین برگشت، انگار بالاخره بعد اون همه بدبختی به هم رسیدن ، انگار تمام اون مدت دلتنگی و ترسی که کشیده بود بی‌دلیل نبوده

ای جانم مرسی نفس، ایشالا فصل دو داریم البته فعلا باید به پارت اخر توجه بشه یکم استراحت کنم و فصل دو رو شروع میکنم.

قلمت خیلی جذابه، متنظر فیکشن های طولانی ترت هستم

❤️‍🔥🫶.

❤️‍🔥❤️‍🔥.

Repost from ㅤㅤㅤ𝚴OCTIS
شاهکار، خسته نباشی عزیزدلم.

ایشالا فصل 2 داریم