V1X
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
144
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-397 kun
-5030 kun
Postlar arxiv
144
مبین مامان،
بچهها نخندید،
سپهر بابا کجایی،
حدیث من گشنه رفت،
سوختم، بابا سوختم.
آرزو... یه ۲۰۷ مشکی،
بارون اومد و یادم داد.
حاج آقا اینا برا ورزشه،
بنام خداوند رنگین کمان.
بچهها کمک، ناموسا کمک.
درود به مردم شریف ایران.
مانی، بابا تو برو منم میام،
حکمم اعدامه به مامان چیزی نگو.
نترسید نترسید ما همه باهم هستیم.
سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم.
حیدر حیدر کنان به بچهی من شلیک کردن.
دوست ندارم گریه کنن سر مزارم،
شادی کنن.
بابا—جونم مرد؟ خیالت راحت،
دوستت دارم.
من مادر ندارم، به مادرت بگو برای منم دعا کنه.
یعنی فقط ۱۰ سال میتونستم با مامانم باشم....؟
وقتی رسیدیم خونه نفس میکشیددد...!
من الان جواب نیکارو چی بدم؟
بابا، وقت خدافظیه ولی به مامان چیزی نگو!
«دانیال کمان گیر»
«دختری زیبارو و چشای رنگی چشمی پر از امید ، عشق موتور های سنگین»
144
خستم الان هركارى ميخواى كن، رفتم الان بام كردى چيكارتو؟
رفتم الان تونستى پيدام كن، قاتل شدى حسم انگار مرد..
