uz
Feedback
تجربه‌نگاری‌های نوا

تجربه‌نگاری‌های نوا

Kanalga Telegram’da o‘tish

🤍نسیم نوائی | PMO • Agile • Jira 🤍مدیریت پروژه، چابکی و سیستم‌سازی تیم‌ها 🤍منتورینگ فردی | راه‌اندازی Jira سازمانی 🎓MSc Computer Networks, IUST | BSc IT, Tabriz 🪽کانال نظرات همراهی‌ها @withnavaei

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
348
Obunachilar
+124 soatlar
-17 kun
+2830 kun
Postlar arxiv
دیلی مارکت عزیزم! کمتر از یک ماهه که مهمون پروژه‌های تو شدم، بودن کنارت هم سختی‌های خاص خودش رو داره هم شیرینی! تا الان که با
دیلی مارکت عزیزم! کمتر از یک ماهه که مهمون پروژه‌های تو شدم، بودن کنارت هم سختی‌های خاص خودش رو داره هم شیرینی! تا الان که باهم خوب پیش رفتیم، بیا برای ادامه هم بترکونیم. یه روز خوب، کنار تیم خوب مدرسه اکسیژن و دوستان آیتی دیلی مارکت. ۲۸ خرداد ۱۴۰۵⁩❤️⁩

گاهی فکر می‌کنم مشکل خیلی از تیم‌ها این نیست که کار نمی‌کنن؛ مشکل اینه که اثری از فکر کردنشون باقی نمی‌مونه. جلسه برگزار می‌ش
گاهی فکر می‌کنم مشکل خیلی از تیم‌ها این نیست که کار نمی‌کنن؛ مشکل اینه که اثری از فکر کردنشون باقی نمی‌مونه. جلسه برگزار می‌شه، تصمیم گرفته می‌شه، تسک تعریف می‌شه، کار جلو می‌ره… اما چند وقت بعد اگر بخوای برگردی و بفهمی چرا به این مسیر رسیدید، معمولاً چیزی که می‌بینی یا پراکنده‌ست، یا مبهمه، یا اصلاً وجود نداره. اینجاست که کانفلوئنس می‌تونه بیشتر از یک ابزار ساده باشه. اگر درست ازش استفاده کنیم، می‌تونه تبدیل بشه به حافظه مشترک تیم. نه جایی برای انباشت فایل، نه آرشیو بی‌جان صورت‌جلسه‌ها، بلکه فضایی برای نگه داشتنِ منطق تصمیم‌ها، مسیر گفتگوها و دانشی که نباید گم بشه. برای من، نسبت Jira و Confluence شبیه اینه: جیرا می‌گه تیم الان روی چی کار می‌کنه کانفلوئنس می‌گه چرا، با چه منطقی، و بر اساس چه تصمیمی و این تفاوت مهمیه. چون تیمی که حافظه نداره، مجبوره بارها یک مسئله را دوباره فکر کند. @navaeinotes

البته فعلا تو صف بولینگ هستم😎 برسم خونه پست رو پابلیش می‌کنم🙂‍↔️

جمعه‌ست. یک شیک لوتوس و یک سؤال که احتمالاً خیلی از تیم‌ها ازش فرار می‌کنن. چرا با اینکه جلسه می‌ذاریم، صورت‌جلسه می‌نویسیم،
جمعه‌ست. یک شیک لوتوس و یک سؤال که احتمالاً خیلی از تیم‌ها ازش فرار می‌کنن. چرا با اینکه جلسه می‌ذاریم، صورت‌جلسه می‌نویسیم، مستندسازی می‌کنیم، باز هم چند هفته بعد هیچ‌کس دقیق نمی‌دونه چرا یک تصمیم گرفته شد؟ مشکل از آدم‌ها نیست. از حافظه تیمه. پست بعدی کانال درباره Confluence است؛ اینکه چطور می‌تواند «انبار فایل» نباشد، بلکه تبدیل شود به حافظه زنده پروژه. اگر با Jira کار می‌کنید، این یکی را از دست ندهید. @navaeinotes

در بازارهای پرنوسان، فقط قوی بودن کافی نیست. در هفتمین نشست «کافه ریتیل» درباره سه مفهوم مهم صحبت شد: Robust، Resilient و Antifragile. کسب‌وکاری که Robust است در برابر شوک‌ها مقاومت می‌کند. کسب‌وکار Resilient بعد از بحران به وضعیت قبل برمی‌گردد. اما کسب‌وکار Antifragile از دل بحران قوی‌تر می‌شود. نمونه‌ای که در پنل مطرح شد برایم قابل توجه بود؛ در دوره جنگ ۴۰ روزه که بسیاری از کسب‌وکارها با اختلال در زنجیره تأمین مواجه شدند، فروشگاه‌های افق کوروش توانستند بدون کمبود جدی کالا به فعالیت خود ادامه دهند. سؤال مهم این است: کسب‌وکار ما فقط تاب‌آور است یا واقعاً پادشکننده؟ نکات ارزشمندی از تجربه این مدیران شنیدم: حسین صبوری | مدیرعامل افق کوروش شاهین فاطمی | بنیانگذار درسا توحید علی‌اشرفی | مدیرعامل علی‌بابا علی جعفرآبادی | مدیرعامل شهرکتاب محمدهادی رنجبر | مدیر علمی دپارتمان ریتیل #خرده_فروشی #ریتیل #مدیریت #تصمیم_گیری #زنجیره_تامین #Antifragile #Resilience #RetailStrategy @navaeinotes

📍به اینجا ختم شد🥰 🗓️۲۸ خرداد ماه ۱۴۰۵
+2
📍به اینجا ختم شد🥰 🗓️۲۸ خرداد ماه ۱۴۰۵

از این‌جا شروع شد.
از این‌جا شروع شد.

صبح بخیر🤍 اونی که خواب مونده و از سرویس جا مونده، آنلاین شد🦅. بریم که بهش برسیم :)))
صبح بخیر🤍 اونی که خواب مونده و از سرویس جا مونده، آنلاین شد🦅. بریم که بهش برسیم :)))

به GPT گفتم یه جمله برای شروع بهم بگو: گفت:
جیرا فقط یک ابزار نیست، بوم نقاشی توست، برای طراحی نظرم از دل آشفتگی. امروز تو فقط پروژه تعریف نمی‌کنی، داری مسیر حرکت تیمت رو مهندسی می‌کنی.

📣امروز به طور رسمی جیرا و کانفلوئنس در دیلی مارکت نصب و شروع به کار‌ کرد. از حضور در کنار تیمی که به فرایندسازی و نظم بخشیدن علاقه بالایی دارند، خوشحال‌ترینم.

اگه تازه اومدی اینجا، بذار یه تصویر کلی بهت بدم ببینی اصلاً داریم درباره چی حرف می‌زنیم 🙂 اینجا درباره مدیریت پروژه به سبک گزارش‌های خشک و اسلایدهای رسمی حرف نمی‌زنیم. اول از مهندسی گفتگو گفتیم؛ این‌که خیلی وقت‌ها مشکل تیم‌ها کمبود دانش نیست، مشکل اینه که بلد نیستیم گفت‌وگو رو طراحی کنیم. بعد رفتیم سراغ PMOهای سنتی؛ اون‌جایی که همه‌چیز روی کاغذ ۱۰۰٪ خوبه، اما پروژه تو واقعیت نفس‌نفس می‌زنه. و بعد درباره Jira حرف زدیم؛ این‌که چطور می‌تونه فقط یه لیست تسک باشه… یا برعکس، تبدیل بشه به قلب تپنده تصمیم‌های تیم. اما یه سؤال مهم هنوز مونده: حتی اگه خوب حرف بزنیم، حتی اگه کارهامون تو جیرا شفاف باشه… تصمیم‌هامون کجا می‌مونن؟ دانش پروژه کجا ذخیره می‌شه؟ پست بعدی دقیقاً درباره همینه. درباره «حافظه زنده پروژه». به‌زودی درباره Confluence حرف می‌زنیم 🤍 @navaeinotes

خب وقتش رسید 🙂 این هفته درباره ابزاری حرف می‌زنم که تقریباً همه تیم‌های فنی با آن کار کرده‌اند؛ Jira. اما سؤال اصلی این نیست
خب وقتش رسید 🙂 این هفته درباره ابزاری حرف می‌زنم که تقریباً همه تیم‌های فنی با آن کار کرده‌اند؛ Jira. اما سؤال اصلی این نیست که از جیرا استفاده می‌کنیم یا نه. سؤال این است که آیا جیرا برای ما فقط یک لیست تسک است، یا واقعاً به ما کمک می‌کند تصمیم‌های بهتر بگیریم؟ در این پست ویرگول درباره همین تفاوت نوشته‌ام؛ این‌که چطور جیرا می‌تواند از یک ابزار خسته‌کننده ثبت کار، به قلب تپنده مدیریت پروژه تبدیل شود. اگر تجربه جالبی از کار با Jira دارید هم خوشحال می‌شوم بشنوم.

امروز قراره به رسم هر هفته، پست جدید داشته باشیم🥰 منتظرید آیا؟؟🙂‍↔️ به نظرتون امروز می‌خوام راجع به کدوم نکته رادیکالی مدیریت پروژه صحبت کنم!؟ این‌جا بگید: 📲: @nasimnavaeii

جمعه رو با یه آیس لوتوس شروع کردیم، تا به صورت فشرده به کارایی که طول هفته نمی‌رسیم، تو جمعه برسیم😌. منی که هم شاغلم، هم متاهل و هم هزار هزار امید و هدف توی ذهنم، جمعه‌ها بیشتر به ایده‌پردازی و کارای دیگه می‌گذره تا استراحت🙏🥰.

روز بخیر همراهان جان💚 آخر هفته قشنگی داشته باشید.
روز بخیر همراهان جان💚 آخر هفته قشنگی داشته باشید.

یادته چقدر از PMOهای سنتی حرف می‌زدم؟ اینکه چطور تبدیل شدن به ماشین گزارش‌گیری؟ خب، انگار دارم آینده رو پیش‌بینی می‌کنم! 😉»
یادته چقدر از PMOهای سنتی حرف می‌زدم؟ اینکه چطور تبدیل شدن به ماشین گزارش‌گیری؟ خب، انگار دارم آینده رو پیش‌بینی می‌کنم! 😉» اخیراً یه صحبتی با یکی از بچه‌ها داشتم، می‌گفت PMO ما انقدر دقیق گزارش می‌ده که انگار آینده رو از توش درمیاره! ۱۰۰٪ موفقیت! ۱۰۰٪ زمان‌بندی! 🔮 همونجا یاد اون روز افتادم که خودم تو یه پروژه‌ای، وقتی این وعده‌ها رو به مدیران می‌دادم، ته دلم می‌لرزید. چون می‌دونستم دنیای واقعیِ پروژه‌ها، هیچ‌وقت ۱۰۰٪ نیست! پر از ابهامه، پر از اتفاقات غیرمنتظره. مشکل اینجاست که وقتی روی «قطعیت» تمرکز می‌کنیم، از دلِ همین ابهام‌ها غافل می‌شیم. ابهام‌هایی که اگه درست مدیریتشون کنیم، می‌تونن تبدیل بشن به «نقطه قوت» و «موتور تصمیم‌سازی» واقعی! نه فقط یه گزارشگرِ بی‌خاصیت. تو آخرین مقاله‌ام تو ویرگول، سعی کردم همین رو بگم. چطور به جای ترسیدن از ابهام، بغلش کنیم و ازش برای ساختنِ چیزهای بهتر استفاده کنیم. اگر تو هم گاهی حس می‌کنی پروژه‌هات بیشتر تو گزارش‌ها موفقن تا تو واقعیت، یا دلت می‌خواد یه نگاه متفاوت به PMO داشته باشی، این مقاله رو از دست نده. 🆔 @navaeinotes | نکته‌های رادیکال مدیریت پروژه

📌سلام، من نسیم نو‌ائی‌ام(نوا)، ۳۰ سالمه. مسیرم از IT دانشگاه تبریز و ارشد شبکه‌ی دانشگاه علم‌وصنعت شروع شد و بعد کم‌کم وارد
📌سلام، من نسیم نو‌ائی‌ام(نوا)، ۳۰ سالمه. مسیرم از IT دانشگاه تبریز و ارشد شبکه‌ی دانشگاه علم‌وصنعت شروع شد و بعد کم‌کم وارد دنیای کار تیمی و محصول شدم. از اسفند ۱۴۰۰ هم‌زمان دو نقش داشتم: هم APM بودم و هم کارشناس تحقیق‌وتوسعه در حوزه شبکه‌های نوین؛ تجربه‌ای که بهم یاد داد «سیستم و داده» وقتی ارزش پیدا می‌کنن که به تصمیم و همکاری ختم بشن. از دی ۱۴۰۳ جدی‌تر وارد مسیر چابکی شدم و امروز در دیلی‌مارکت به‌عنوان Agile PMO Lead کار می‌کنم. نوشتن هم سال‌هاست بخش ثابت زندگی‌مه؛ از بلاگ‌نویسی تا «روزمره‌نویسی». اینجا از تلاقی منطق سیستم‌ها با گفتگوی انسانی می‌نویسم—از پل زدن بین «ساختار و شفافیت» و «رشد و ارتباط». @navaeinotes

📎چطور شد که به پل نامرئی میان مهندسی و گفتگو تبدیل شدم؟ 👈در لینکدین و ویرگول براتون نوشتم.

یک‌بار جلسه‌ای داشتیم که همه با اطمینان گفتند: «۱۵ دقیقه‌ست، فقط هماهنگیه.» ۱۵ دقیقه شد ۴۵ دقیقه. ۴۵ دقیقه شد بحث. بحث شد دلخوری. و آخرش هم کسی دقیق نفهمید تصمیم چی شد و مسئول انجامش کیه. بعد از جلسه، هیچ‌چیز خیلی بد به نظر نمی‌رسید— اما پروژه یک میلی‌متر هم جلو نرفت. آن روز برای من یک نکته روشن شد: خیلی وقت‌ها مشکلِ تیم «دانش» نیست؛ مشکل، گفتگوهای بی‌ساختاره. از همان‌جا برای خودم یک مسیر شروع شد: این‌که چطور می‌شود گفتگوها را مثل یک سیستم طراحی کرد— با ورودی مشخص، هدف روشن، نقش‌ها، خروجی قابل پیگیری و کمترین اصطکاک انسانی. به این مسیر اسم دادم: 👩‍💻مهندسی گفتگو در این کانال، تجربه‌نگاری می‌کنم از: - مدیریت پروژه و PMO - راهبری چابک - کوچینگ و رشد فردی/تیمی با تمرکز روی یک چیز: گفت‌و‌گوهایی که کار می‌کنند. اگر دوست داری، همینجا بگو: این روزها بیشتر کجا گیر می‌کنی؟ ۱) تصمیم‌گیری ۲) تعارض ۳) فیدبک ۴) هم‌راستا کردن تیم ۵) مذاکره 🔏نسیم نوائی