uz
Feedback
یک بار برای همیشه

یک بار برای همیشه

Kanalga Telegram’da o‘tish

This time, I finish it once and for all.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
366
Obunachilar
-724 soatlar
-127 kun
+5330 kun
Postlar arxiv
نگهبان آقای رشیدیی

این داد میزد زنگ بزنید س.پ.اه

مامان گفت وایستا وایستا کجا بیا حرف بزنیم

دکتره مانتشوشو گرفت فرار کرد

اینجا چه غلطی میکنی دقیقا

داد زد خانم چیکار میکنی مامان گفت بچه رو دیدی چه رنگیه اصلا اگه شرایطشو داشت ببره شهر ببره متخصص ببره فلان تو الان اینجا چیکار میکنی چجوری دکتری هستی که مامانش دل خواه بره داروخونه

دکتره بلاخره دست از سر کوشی برداشت تازه دید یه خانم دیگه هم هست

مامان رفت جلو دست کرد زیر پرونده های جلو میزش کوبید کنار سرش

دکتر سرش تو گوشی گفت شربت دادم خانمه می‌گفت خانم دکتر فرقی نمیکنه یه شربت تبی چیزی بنویسید دکتره سرش تو گوشی حتی بچه رو معاینه نکرد گفت برو داروخونه هر چی دلت میخواد بگیر

مامانم رفت اونور وایستادن گفت تو برو مشکلتو بگو اول دکتر یه خانم لوس سرش بکوب تو گوشی خانمه بیچاره می‌گفت خانم دکتر بچم مریضه خانم دکتر داره میسوزه تو تب خانم دکتر شربت فرقی ندارن شوهرم اینجا نیست ببریم شهر

یعنی شده کی باشی مهم نیس ناعدالتی ببینه خون جلو چشمام مبگیرع من عمم زمان قدیم خان بزرگ منطقه رو زده واز رو اسب انداخته بچه بچه الانم زبون زد همس مامانم یه روز رفته بودیم تفریح یه بچه ای خیلی مریض بود مامانش از مامانم خواست گفت میشه بیای به دکتر بگی یه نگاهش بکنه شاید من بلد نیستم زبون حرف بزنم

میزنه ها

یبار میشینم تعریف میکنم وای ناعدالتی رو تحمل نمیکنه

مامان من یه پا شیر مرده

البته بازمم بیچاره کاراشو خودش انجام میده

باور هم خیلی تاثیر داره

والا اینجا انگیزشی منگیزشی کسی حرف نمیزنه یه مشت کنکوری بدبختیم نشستیم درد ودل میکنیم😂 اگه صرفا منم حرفی چیزی میزنم همش از تجربس والا

https://t.me/Once_and_for_all1405/2544 همه اینا عنگیزشی زرده

Ovozli xabar00:12

Ovozli xabar00:31