مـلـجـأ؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
من و این صبر ؟ بنازم جگر حوصله ام را...
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
479
Obunachilar
-2524 soatlar
+17 kun
+2130 kun
Postlar arxiv
477
من میدونم اینا همهاش زیر سرِ چیه..
ولی نمیخوام باور کنم.
اینکه این همه فکرا تو ذهنمه و وقتی یهویی به خودم میام به خودم میگم که بیشعور داشتی به چی فکر میکردی؟
یهو به خودم میام میبینم کاغذی که جلومه خیسِ اشکه..
یهو به خودم میام میبینم که ساعت ها ، دقیقه ها ، ثانیه ها گذشته ولی من دارم فکر میکنم . اما به چی ؟ نمیدونم.
میدونم به چی ، ولی بیخیال.
477
ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود، ولیک به خون جگر شود
“حافظ”
