sunshine boiz
Kanalga Telegram’da o‘tish
this is a 24/7 yap zone for my bibimbap ‘ if you're able to color outside the lines, you're one of us. ’ ᰵ live laugh love cortis ៸ @cordmbot ᰥ
Ko'proq ko'rsatish396
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+730 kun
Postlar arxiv
گونهو ”دارم از پاریس میرم چون کات کردیم. ولی الان برگشتم تا دوباره به دستش بیارم. در واقع رفتم فرودگاه و چمدون هم پیشم بود ولی بعد با خودم گفتم 'آه من نمیتونم بذارم که بره' برای همین برگشتم“
جوهون ”اوه یه عشق قدیمی که برای ده سال پیشه..قرار بود بعد ده سال همدیگه رو تو پاریس ملاقات کنید”
گونهو ”دارم از پاریس میرم چون کات کردیم. ولی الان برگشتم تا دوباره به دستش بیارم. در واقع رفتم فرودگاه و چمیدون هم پیشم بود بعد با خودم گفتم 'آه نمیتونم ولش کنم' برای همین برگشتم“
جوهون ”اوه عشق ده سال پیش..که قرار بود بعد ده سال همدیگه رو تو پاریس ملاقات کنیم”
مارتین هم با اینکه دید چیزی که جیمز خورده مزهٔ خوبی نداره سریع کار جیمز رو تکرار کرد :))))
دسر سفارش دادن و جیمز وقتی چیزی که بالاش بود رو دید بدون معطلی اون رو برداشت و گذاشت تو دهنش بعد اینطوری بود که ”همینطوری بدون اینکه بدونم چیه گذاشتمش تو دهنم چرا واقعاً” 😭
داشتن میرفتن به فروشنده گفتن خیالت راحت دفعه بعدی با جیب پر پول برمیگردیم و کل فروشگاه رو میخریم 😭
تهش جوهون دید این بچه خیلی سر این قضیه با خودش درگیره بهش گفت خب برو به فروشنده بگو کمکت کنه تا شبیهشون بشی؟ گونهو هم چون خجالت میکشید گفت نه مرسی ممنون
بعد گفت بنده دارم رو خودم سرمایهگذاری میکنم چون این بخشی از کارمه، باید لباسهای خوب بپوشم تا خودم رو پروموت کنم!!
مارتین هم چند تا لباس خرید و وقتی میخواست حساب کنه فهمید چند یورو کم داره برای همین سریع زنگ زد به مامانش تا پول رو بهش انتقال بده :(
