کوچه ارغوان🪻
Kanalga Telegram’da o‘tish
شعرها زنده اند، نوشتهها. واژهها که از گوشه خيال انگشتان چکه مىكنند، بارى به جام جان فرو خواهند ريخت. سمیه گفتنیها🦩 t.me/HidenChat_Bot?start=7780978663
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
82
Obunachilar
+224 soatlar
+97 kun
+2030 kun
Postlar arxiv
Repost from رنجِ تماشا
چه مرگبارتر از عشقهای یکطرفهست؟!
شرارهی که مرا سوخت در تو پا نگرفت
محمد عزیزی
نامهها را مقدس میدانم.
اگر حوصلهی پیامها و حرفهای رودرویِ بیشتر ناحقیقی را با تظاهرهای ذلهکنندهاش نداشته باشم، در عوض حوصله هجیکردن احساسها و واژههای خالصانه نامهها را تا دلم بخواهد دارم.
آسمانِ شب را دید رسی هست برایت؟
خوب نگاه کن!
به اندازهٔ تمام آن ستارههایِ چشمکزن
و قشنگ
و روشن
و آتشین..
دوستت دارم.
چه خوش است راز گفتن
به حریفِ نکته سنجی،
که سخن نگفته باشی
به سخن رسیده باشد
#بیدل_دهلوی
بعد من از ریز به ریز روزانههایم از دوام آوردنهای سخت این روزها میگویم.
بعد من از اینکه با آهنگی گریسته و در غروبِ خفه غرق شدهام میگویم.
بعد من پر حرفترین آدم زمین میشوم.
او؟ سراپا گوش
او که بسیار رفیق است.
