𝆹𝅥݊ 𝆭ܝ̇ߺیܭو
Kanalga Telegram’da o‘tish
⋆خارج از قاب؛ شاید موزهای متروکه از افکارِ بیمقصد؟! توضیحاتِ بیشتر، داخلِ مجموعه. برای صحبت، ناشناسِ اینجا: @echo_of_silence1bot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
261
Obunachilar
+624 soatlar
+327 kun
+3230 kun
Postlar arxiv
262
هیچ چیز به اندازهی تحملِ داستانی ناگفته که در دل نگه داشته شده است، رنجآور نیست.
مایا آنجلو
262
نمیدونم چرا ولی بعضیوقتا یه چیزایی به طرزِ غیرِقابل انکاری برات آشکارن، اما دلت نمیاد اون واقعیتِ تلخرو به جون بخری.
مثلِ یه فیلمِ سد اند که با هربار دیدنش دلت میخواد اون اتفاق خوبه بیوفته، با اینکه میدونی آخرش تاریکه.
262
پرسیدی آدمیزاد؟! سری چپ و راست کردم و گفتم:
"در میانِ انبوهِ آدمیزاد، ردِ انسانها را جستجو کن."
262
کمکم میبینی هرکسی ارزشِ نگه داشتن رو نداره، هرچیزی ارزشِ پافشاری نداره، هر روزی ارزشِ جنگیدن نداره، هر حرفی نیاز به گفتن نداره، هر صدایی نیاز به فریاد نداره؛
تبریک میگم! به دنیای بزرگسالی خوش اومدی.
262
من پیرمردی هستم که غصه های بسیار زیادی را در زندگیام شناختهام، اما بیشترِ آنها هرگز اتفاق نیفتادند.
مارک تواین
262
دیر میفهمی ولی در نهایت میفهمی که تنها دلسوزای واقعیِ زندگیت، خانوادت بودن و خودت.
و در آخر کسی که برای تو میمونه خودتی و خودت و خودت!
262
دوباره وایسادم تو اون نقطه که باید یه تصمیمِ مهم بگیرم که کل زندگیمو شامل میشه و نمیدونم الان باید چیکار کنم.
کاش هنوز یه بچه کوچولو بودم و مامانم برام انتخاب میکرد.
262
میدونین راستش هیچ انسانی تافتهی جدا بافته از طبیعت نیست و همهمون یه جاهایی تو زندگی اشتباهاتی میکنیم؛ ولی اینکه واقف به چیزی باشی و چوبشم خورده باشی اما باز بخوای خودتو تو دام بندازی یکم دور از عقل و منطقه دیگه نه؟!
262
هرجا دیدین یه جایی خیلی داره روی یه دروغی که دوست داشتی حقیقت باشه ولی خودتم میدونی نیست، مانور میده تا امیدوارت کنه، فقط فرار کن!
262
رها کردم؛
رها کردم اون وسایلی رو که برای بودن تو کمدِ من اضافی بودن، رها کردم اون آدمایی رو که قرار نبود تو مسیرِ زندگیِ من باشن، رهاکردم اتفاقایی که قرار نبود به نامِ من ثبت بشن.
و من زمانی آروم تر شدم که رها کردم اون چیزایی رو که برای من نبودن.
