uz
Feedback
✨𝑬𝒍𝒚𝒓𝒂✨

✨𝑬𝒍𝒚𝒓𝒂✨

Kanalga Telegram’da o‘tish

𝒘𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒔𝒕𝒂𝒓𝒔 𝒘𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓 𝒂𝒏𝒅 𝒅𝒓𝒆𝒂𝒎𝒔 𝒔𝒕𝒂𝒚. [تاسیس چنل [۱۴۰۵/۳/۵ خوش اومدین بیاین تو دم در بده🤗 @Midnightt_botbot بات تبلیغ http://t.me/HidenChat_Bot?start=7233941415 بات گپ

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
360
Obunachilar
-724 soatlar
-277 kun
-1630 kun
Postlar arxiv
Repost from N/a
تا میرم پارت جدید رو آماده کنیم مارو ۲۰۰ نفره کنین لطفا🥹✨

بیاین بات بیکار شدم بلخره💆‍♀💆‍♀🤣

sticker.webp0.12 KB

احم احم بریم برا شروع سریال عشقی غیر از تو💆‍♀💆‍♀

اصلا ریکت هارو دوست ندارم انرژی قبلی رو کی خورده؟ 👀👀

sticker.webp0.12 KB

📬 این پیام رو فـور کنید، فولدر بزارم. جوین باشید.

مرسی بابت ستاره😭💋

همه لالان

ریکت هم بدین به پستا🗡🗡

به امید فردایی بهتر❤️

شبتون بخیر

این چیی

بدویین ریکت اون پستا رو بدیننن

،،،،،،

Repost from this user
ورژن قبلی این کاربر رو از ذهنت پاک کن ، تاریخ مصرفش تموم شد.

:)))

ریکتاش؟

🌙 بعد از نیمه‌شب | 16 موضوع: آینده
آینده عجیب‌ترین بخش زندگی است. چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده، اما گاهی بیشتر از گذشته ذهنمان را درگیر می‌کند. نمی‌دانیم فردا چه شکلی است. نمی‌دانیم چه چیزهایی قرار است تغییر کنند، چه آدم‌هایی بمانند، چه آدم‌هایی از زندگی‌مان دور شوند و خودمان، چند سال بعد، چه کسی خواهیم بود. و شاید ترسناک‌ترین قسمت آینده همین باشد: اینکه هیچ تصویری که از آن در ذهنمان ساخته‌ایم، تضمین نشده است. گاهی شب‌ها به آینده فکر می‌کنیم و هزار سؤال پشت سر هم ظاهر می‌شود. اگر نتوانم به چیزی که می‌خواهم برسم چه؟ اگر انتخاب اشتباهی داشته باشم چه؟ اگر همه‌چیز آن‌طور که تصور می‌کنم پیش نرود چه؟ اگر آدمی که امروز برایم مهم است، فردا دیگر در زندگی‌ام نباشد؟ اگر خودم تغییر کنم و دیگر چیزهایی را که امروز دوست دارم نخواهم؟ مشکل آینده این نیست که حتماً اتفاق بدی در آن وجود دارد. مشکل این است که ما نمی‌توانیم ببینیمش. ذهن از ناشناخته‌ها خوشش نمی‌آید. برای همین شروع می‌کند به ساختن سناریو. گاهی بدترین اتفاق ممکن را تصور می‌کند و بارها در ذهنمان تکرارش می‌کند، انگار اگر از قبل نگرانش باشیم، وقتی اتفاق افتاد کمتر آسیب می‌بینیم. اما نگرانی همیشه ما را آماده نمی‌کند. گاهی فقط باعث می‌شود چیزی را که هنوز زندگی نکرده‌ایم، از همین حالا زندگی کنیم. ممکن است ساعت‌ها از فردایی بترسیم که هنوز نیامده. از امتحانی که هنوز نداده‌ایم. از تصمیمی که هنوز نگرفته‌ایم. از تغییری که هنوز اتفاق نیفتاده. و در تمام این مدت، امروزمان آرام‌آرام از کنارمان عبور کند. شاید یکی از عجیب‌ترین اشتباه‌های ما همین باشد؛ اینکه آن‌قدر نگران رسیدن به آینده‌ایم که فراموش می‌کنیم همین لحظه، یک روز تبدیل به گذشته خواهد شد. اما از طرف دیگر، نمی‌شود گفت «به آینده فکر نکن». آینده مهم است. باید برایش برنامه داشت، تصمیم گرفت و گاهی از اشتباه کردن ترسید. ترس همیشه دشمن ما نیست. گاهی ترس فقط نشان می‌دهد چیزی برایمان اهمیت دارد. اگر از آینده می‌ترسیم، شاید به این دلیل است که نمی‌خواهیم چیزهایی را که برایمان مهم‌اند از دست بدهیم. اما باید بین نگران بودن برای آینده و زندگی کردن در ترس از آینده تفاوتی وجود داشته باشد. چون هیچ‌کس نمی‌تواند با اطمینان بگوید چند سال بعد چه اتفاقی خواهد افتاد. ممکن است چیزی که امروز از آن می‌ترسیم، اصلاً اتفاق نیفتد. ممکن است چیزی که امروز آرزویش را داریم، شکل کاملاً متفاوتی پیدا کند. ممکن است حتی خودمان آن‌قدر تغییر کنیم که یک روز به نگرانی‌های امشب نگاه کنیم و تعجب کنیم چرا این‌همه از آن‌ها ترسیده بودیم. آینده قرار نیست تمام جواب‌ها را از قبل به ما بدهد. شاید قرار نیست بدانیم دقیقاً کجا خواهیم بود، چه کسی خواهیم شد یا چه چیزهایی انتظارمان را می‌کشند. شاید کافی باشد بدانیم که وقتی به آن روز رسیدیم، آدمی خواهیم بود که تجربه‌های امروز را با خودش آورده است. و شاید آرامش واقعی این نباشد که مطمئن باشیم آینده خوب پیش می‌رود. شاید این باشد که بدانیم حتی اگر همه‌چیز طبق نقشه پیش نرفت، باز هم می‌توانیم مسیرمان را دوباره پیدا کنیم. چون آینده یک دیوار نیست که از همین حالا روبه‌رویمان کشیده شده باشد. هنوز نوشته نشده. و شاید برای همین، با تمام ترس‌هایش، هنوز جای زیادی برای اتفاق‌هایی دارد که امروز حتی جرئت تصور کردنشان را نداریم. آینده ناشناخته است؛ و شاید همین ناشناخته بودن، تنها چیزی باشد که به آن اجازه می‌دهد بهتر از چیزی شود که از آن می‌ترسیم. 🌙