✨𝑬𝒍𝒚𝒓𝒂✨
Kanalga Telegram’da o‘tish
𝒘𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒔𝒕𝒂𝒓𝒔 𝒘𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓 𝒂𝒏𝒅 𝒅𝒓𝒆𝒂𝒎𝒔 𝒔𝒕𝒂𝒚. [تاسیس چنل [۱۴۰۵/۳/۵ خوش اومدین بیاین تو دم در بده🤗 @Midnightt_botbot بات تبلیغ http://t.me/HidenChat_Bot?start=7233941415 بات گپ
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
367
Obunachilar
-724 soatlar
-277 kun
-1630 kun
Postlar arxiv
364
قصه Elyra اینجا به پایان میرسه
داستان های قشنگی ساختین برام خیلی ممنونم که مهمون اینجا بودین دوستتون دارم🙂🫠
خدافظ
364
🌙 بعد از نیمهشب | 18
موضوع: حسرت
حسرت معمولاً از یک اتفاق بزرگ شروع نمیشود. گاهی فقط یک لحظه است. یک تصمیمی که نگرفتیم، یک حرفی که نزدیم، یک فرصت که از کنارش گذشتیم یا حتی چیزی که فکر میکردیم همیشه برایش وقت داریم. بعد زمان میگذرد و یک روز، بیخبر، همان لحظه دوباره به ذهنمان برمیگردد. و با خودمان میگوییم: «اگر آن موقع طور دیگری رفتار میکردم، الان چه میشد؟» شاید حسرت بیشتر از اینکه دربارهی گذشته باشد، دربارهی زندگیهایی باشد که هیچوقت نفهمیدیم چطور میتوانستند باشند. زندگیهایی که فقط در ذهنمان وجود دارند. در یکی از آنها شاید تصمیم دیگری گرفتهایم. در یکی دیگر شاید زودتر شروع کردهایم. در یکی شاید چیزی را از دست ندادهایم. اما هیچوقت نمیتوانیم بفهمیم کدامیک از آن زندگیها واقعاً بهتر میبود. چون ذهن ما معمولاً فقط قسمت خوبِ انتخاب نکرده را تصور میکند. به چیزی فکر میکنیم که ممکن بود به دست بیاوریم، اما چیزهایی را که ممکن بود در آن مسیر از دست بدهیم، نمیبینیم. شاید برای همین حسرت گاهی آنقدر واقعی به نظر میرسد؛ چون ما نتیجهی احتمالی را با تمام مشکلات احتمالیاش تصور نمیکنیم. فقط یک نسخهی زیباتر از گذشته میسازیم. اما همهی حسرتها دربارهی انتخاب اشتباه نیستند. گاهی حسرت یعنی دلمان برای فرصتی تنگ شده که دیگر برنمیگردد. برای زمانی که سادهتر بودیم. برای حرفی که کاش گفته بودیم. برای روزی که نمیدانستیم قرار است آخرین بار باشد. و شاید یکی از سختترین چیزها این باشد که بعضی لحظهها را فقط وقتی میفهمیم چقدر ارزشمند بودهاند که دیگر تمام شدهاند. اما نمیشود تمام زندگی را با «کاش» زندگی کرد. چون هر بار که به گذشته برمیگردیم، امروزمان را هم کمی از دست میدهیم. گذشته قرار نیست به ما جواب بدهد. قرار نیست یک روز برگردد و بگوید اگر آن تصمیم را میگرفتی، همهچیز بهتر میشد. فقط یک چیز از آن باقی مانده: تجربهای که میتوانیم با خودمان به آینده ببریم. شاید حسرت همیشه قرار نیست پاک شود. بعضی حسرتها میمانند، اما میتوانند شکلشان عوض شود. یک روز شاید به جای اینکه بگویی «کاش آن زمان طور دیگری رفتار میکردم»، بتوانی بگویی: «حالا میدانم دفعهی بعد چه چیزی برایم مهم است.» و شاید این همان جایی باشد که حسرت، از چیزی که فقط گذشته را دردناک میکند، تبدیل میشود به چیزی که آینده را آگاهانهتر میسازد. ما نمیتوانیم زندگیهای دیگری را که میتوانستیم داشته باشیم، امتحان کنیم. فقط همین یکی را داریم. با تمام تصمیمهای درست و غلط، فرصتهایی که گرفتیم و نگرفتیم، حرفهایی که گفتیم و نگفتیم. و شاید لازم نیست از تمام گذشته راضی باشیم تا بتوانیم ادامه بدهیم. گاهی کافی است قبول کنیم: آن زمان، با دانشی که داشتیم، همان آدمی بودیم که میتوانستیم باشیم. و امروز، با چیزهایی که فهمیدهایم، میتوانیم انتخاب متفاوتی داشته باشیم. شاید حسرت قرار نیست ما را برای همیشه در گذشته نگه دارد. شاید فقط آمده تا یک چیز را یادمان بیندازد: هنوز برای بعضی انتخابها دیر نشده. 🌙
364
یه شخصی حرف خیلی قشنگی زد....
گفت زندگیه دیگه:)
بجای اینکه باهاش دعوا کنیم بیا درکش کنیم، شاید اینطوری تونستیم یکم باهاش کنار بیایم... 🫠
