رهآورد بهشت
Kanalga Telegram’da o‘tish
"هیچ نبشته نیست که آن به یکبار خواندن نیرزد" ابوالفضل ترکاشوند، دانشجوی زبان و ادبیات فارسی. @abtr7
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
341
Obunachilar
+124 soatlar
+67 kun
+4630 kun
Postlar arxiv
341
تقریباً هر چیز خوبی «خفن» است. هر چیز بسیار خوب «ترکونده». هر آدم ناخوشایند «تاکسیک» است. هر رفتار مشکوک «ردفلگ» است. هر ادعایی «فکت» است. هر چیزی که انتظارش را نداشتهایم «رندوم» است. هر چیزی که کمی بیش از حد تحسین شده باشد «اورریتد» است.
زبان هنوز کار میکند. منظور هم را میفهمیم.
اما آن ظرافت معنایی که زبان را به جلو میراند، آرامآرام از میان میرود. تفاوت است میانِ «گزنده»، «آزاردهنده»، «سلطهجو»، «خودشیفته»، «تحقیرکننده»، «پرخاشگر»، «ویرانگر» و «ناسالم». وقتی همه «تاکسیک» میشوند، فقط یک کلمهی انگلیسی وارد فارسی نشده، هفت تمایز معنایی هم شاید از گفتوگوی روزمره بیرون برود. فقر زبان از همینجا آغاز میشود و ادبیات به قهقرا میرود. موضوع ورود کلمهی تازه نیست (که اشکالی ندارد)، مشکل این است که ده کلمه میرود و یک کلمه جایشان را میگیرد.
شاهرخ مسکوب
341
ز دست خضر ، پیاله به احتیاط بگیر
مباد آب حیاتت ، دهد به جای شراب
صائب تبریزی
#ارسالی_دوستان
341
باران میآید
حیف نیست تو نباشی
و بر درکوفتنهای باران
دری نگشایی؟
#صدیق
#موسیقی
#بیکلام
خاص نگارش و نوشتن
🌸🌸
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
341
«یی» یا «یای»؟ (۱)
«-ی» نکره در پیوند با واژۀ مختوم به حرف «یِ» (مانند «خطمشی»)، پیوسته و به صورت «یی» نوشته میشود، زیرا «یِ» اول همخوان /y/ و «یِ» دوم واکۀ /i/ است.
درست: خطمشیی، رأیی، سعیی
نادرست: خطمشیای، رأیای، سعیای
یادآوری: در ویراست جدید دستور خطّ فارسی فرهنگستان، به این نکتۀ املایی تصریح نشدهاست.
سید محمد بصام
#درستنویسی
341
نظر شاهنامهشناسان نسبت به تصحیح شاهنامه دکتر جلال خالقی مطلق.
*تصویر کامل باز شود.
#شاهنامه
#فردوسی
#جلال_خالقی_مطلق
341
❥❥
حقیقت آیینه ای بود که از آسمان و از دست خدا به زمین افتاد و شکست، هر کس تکه ای از آن را برداشت، خود را در آن دید، گمان کرد حقیقت نزد اوست.
حال آنکه حقیقت نزد همگان پخش بود.
#مولوی
#فيه_مافيه
341
تسلط و احاطه او بر ادبیات عرب نیز شگفتانگیز بود؛ یکی از استادان برجسته که در یکی از سفرهای رسمی استاد به کشورهای عربی همراه ایشان بود، برای من نقل میکرد که فروزانفر در مباحثات علمی با علمای مبرز و طراز اول جهان عرب چنان پرفروغ و مسلط ظاهر میشد که همگی آنان را حیرتزده و شیفته دانش خود میساخت.
برگزاری کلاسهای استاد آیین و شکوه خاصی داشت که هرگز از لوح خاطرم سترده نخواهد شد. کلاسهای ایشان معمولاً در روزهای صبح سهشنبه و پنجشنبه دایر میشد و درس مثنوی روزهای سهشنبه در دانشکده ادبیات برقرار بود. نحوه ورود ایشان به کلاس خود حکایتی شنیدنی داشت؛ استاد همواره از درِ پشتی دانشکده وارد میشدند. در آنجا نخست رئیس دانشکده ادبیات شخصاً به استقبال ایشان میآمد و استاد را با تکریم تمام به اتاق خود دعوت میکرد تا چای بنوشند و خستگی راه را از تن بزدایند. پس از آن، شاگردان مقرب و نزدیک استاد به استقبالش میرفتند و با احترامی وافر ایشان را تا آستانه کلاس همراهی میکردند.
پیش از ورود استاد، مستخدم دانشکده با احترامی خاص، کتاب نفیس مثنوی معنوی را روی میز خطابه میگذاشت. وقتی استاد وارد کلاس میشدند، ابتدا نگاهی پرمهر و نافذ به چهره تکتک دانشجویان میانداختند، سپس کتاب مثنوی را میگشودند و حدود ده تا دوازده بیت را با صدایی رسا و لحنی دلنشین از روی کتاب قرائت میکردند. کار خواندن که تمام میشد، استاد کتاب مثنوی را میبستند و آن را به کناری میگذاشتند و آنگاه با اتکا به حافظه جادویی و احاطه حیرتانگیز خود، به شرح و بسط آن ابیات میپرداختند. این تدریس چنان عمیق و پرمحتوا بود که با صراحت میگویم حتی کتاب ارزشمند شرح مثنوی شریف که خود استاد قلمی کردهاند، بازتابدهنده آن همه عظمت، جوشش علمی و احاطه شگرفی نیست که ما شاگردان در کلاسهای درس او از نزدیک شاهدش بودیم.
بدیعالزمان فروزانفر بیگمان یکی از بزرگترین، مؤثرترین و ماندگارترین استادان قرن اخیر به شمار میرود؛ ستونی استوار از علم، تواضع و نبوغ که فرهنگ ما تا همیشه وامدار میراث ارجمند اوست. سلام و رحمت الهی بر روان پاک و پرفتوح او باد.»
تو واقعاً بدیعِ زمانه هستی! - ایسنا https://share.google/iuwPhJJqUqe6R4txq
341
«تو واقعاً بدیعِ زمانه هستی!»
این جمله در تحسین شاعری نوجوان که هم به زبان عربی و هم به زبان فارسی شعر میسرود باعث شد نامش از عبدالجلیل به «بدیعالزمان» تغییر پیدا کند و این نام تا همیشه بر تارک فرهنگ ایران درخشید.
حسن انوری، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد دانشگاه تهران به مناسبت زادروز بدیعالزمان فروزانفر (چهاردهم شهریور) در یادداشتی با عنوان «آفتاب بیغروب دانش ادبی؛ شمهای از سیره علمی و اخلاقی بدیعالزمان فروزانفر» که برای انتشار در اختیار ایسنا قرار گرفته، نوشته است:
«بدیعالزمان فروزانفر، بیهیچ تردیدی، از درخشانترین اختران آسمان تاریخ ادبیات ایران و از استادان بینظیر و تکرارناشدنی این مملکت است. او دانشمندی یگانه بود که سهم عظیمی در احیا و قوام دانشگاهی ادبیات فارسی و معارف اسلامی داشت. آنگونه که در تذکرهها و شرحاحوالش نگاشتهاند، این وجود شریف در بیست و هشتم ربیعالثانی سال ۱۳۲۰ هجری قمری، در خاک پاک بشرویه از توابع طبس، در خانوادهای بهغایت فرهنگدوست و فضلپرور پا به عرصه وجود گذاشت. پدرش، آقا شیخ علی، فرزند آخوند ملا محمدحسن قاضی بود و نسب این خانواده گرانقدر به ملا احمد تونی، از علمای نامدار معاصر شاهعباس صفوی (متوفی ۱۰۷۱ هجری و برادر ملا عبدالله)، میرسید. بدیعالزمان در سایهسار چنین فرزانگی و اصالتی نشو و نما یافت و نخستین موازین علوم و مقدمات فضل را در همان بشرویه، نزد آخوندی به نام ملا محمدحسن فرا گرفت و از همان دوران صباوت، شعلههای فروزان نبوغ ذاتی خود را عیان ساخت.
استاد در سال ۱۳۳۸ هجری قمری از بشرویه راهی مشهد مقدس شد تا جان تشنه خویش را از سرچشمههای فضل خراسان سیراب کند. او در مشهد از محضر استوانههای علم و ادب همچون ادیب نیشابوری، میرزا حسن سبزواری، حاج مرتضی آشتیانی و حاج شیخ مهدی خالصی کسب فیض نمود و در محضر تکتک این استادان بزرگ چنان خوش درخشید که به حق، ماه آن محافل علمی شد.
نبوغ شگفتانگیز او در همان ایام نوجوانی حیرت معاصران را برمیانگیخت. مرحوم محمود فرخ، از ادیبان و دانشمندان نامآور خراسان، خاطرهای شیرین از دوران طلبگی استاد نقل کرده و نوشته است که فروزانفر در سن چهاردهسالگی برای ادامه تحصیل به مشهد آمد؛ در حالی که در همان سن، طلبهای بسیار فاضل محسوب میشد و طبع شعری روان داشت. روزی پدر وی از بشرویه به مشهد آمد و به منزل پدر محمود فرخ رفت تا درباره آینده تحصیلی این نوجوان با او مشورت کند. پدر فرخ برای سنجش عیار دانش او، چند سؤال دشوار به زبان فارسی و عربی مطرح کرد و آن پسر با چنان پختگی و دقتی پاسخ داد که مایه شگفتی همگان شد. پدرش در آن میان گفت: «جلیلآقا شعر هم میسازد»؛ چرا که نام نخستین استاد در دوران کودکی «عبدالجلیل» بود و او را جلیلآقا صدا میزدند. پدر فرخ با اشتیاق گفت: «پس بخوان تا بشنویم». جلیلآقا با متانتی خاص پرسید: «از قصاید فارسیام بخوانم یا قصاید عربی؟» حاضران شگفتزده شدند که چگونه نوجوانی چهاردهساله میتواند به هر دو زبان قصیده بسراید. او در آن مجلس ابیاتی فصیح از قصاید فارسی و عربی خود را قرائت کرد و حاضران را در بهت و حیرت فرو برد. در همان ایام، استاد قصیدهای غرا در مدح قوامالسلطنه، والی وقت خراسان، سرود و همراه با پدر به دیدار او رفت. قوامالسلطنه پس از استماع آن شعر استوار، غرق در تعجب شد و رو به او کرد و گفت: «تو واقعاً بدیعِ زمانه هستی!» و شگفت آنکه از همان روز به بعد، نام او از عبدالجلیل به «بدیعالزمان» تغییر یافت و این نام تا همیشه بر تارک فرهنگ ایران درخشید.
استاد پس از فراغت از تحصیل در مشهد، در حدود سالهای ۱۳۰۰ یا ۱۳۰۱ خورشیدی راهی تهران شد. او در این شهر بزرگ نیز از تکاپو باز نایستاد و در محضر حکیم یگانه، میرزا طاهر تنکابنی، کتابهای سنگین حکمی نظیر شرح اشارات، شفا و کلیات قانون ابنسینا را فرا گرفت و نزد آقا حسین نجمآبادی به تحصیل دقیق فقه و اصول پرداخت. بدین ترتیب، ستاره اقبال بدیعالزمان با اختران تابناک سپهر دانش همروزگار خویش قرین شد و او از همان سنین جوانی، همنشین و همسخن بزرگترین رجال علمی زمانه خود گشت.
بدیعالزمان فروزانفر در احاطه بر علوم و معارف اسلامی نادره دوران بود و بهویژه در عرصه مولویپژوهی و شناخت جهان فکری مولانا جلالالدین، اعجوبهای بیهمتا به شمار میرفت. بنده که حسن انوری هستم، این توفیق و سعادت بزرگ را داشتم که نزدیک به پنج سال تمام در کلاس درس مثنوی ایشان در دانشگاه تهران زانو بزنم و از محضر مبارک و انفاس قدسیاش بهرهها ببرم.
341
تنها و تنها فروزانفر
زاد روز پژوهشگر نامدار ِ زبان و ادبیات فارسی، استاد بدیعالزمان فروزانفر
یادش گرامی!
من در دورهی طلبگی و دانشجویی خود استادان بسیاری را دیدهام. غالباً آنها که محققان و علمای برجستهای بودند، بهجز چند تن، معلمهای خوبی نبودند. بیحوصله و بسیار کمسخن یا وقتکش و بهانهجو برای فرار از مطلب اصلی، و آنها که معلمهای شایسته بودند، بهجز برخی استثناها، غالباً فقط معلم بودند و از حدود اطلاعات رایج و مشترک نزد همگان کمتر فراگرفتند و حرفهای ایشان حرفهایی بود که در هر کتاب یا در هر کلاسی میتوان آموخت. تنها و تنها فروزانفر بود (و شاید پس از او، چند تن از شاگردانش) که هم محقق بیهمتایی بود و هم معلم بیمانندی.
در طول قریب پنج سال شاگردی نزد او، که هرگز درسش را ترک نگفتم، یک مطلب مکرر یا مبتذل که از همگنان بتوان شنید، نشنیدم؛ حتی شوخیهای او، احوالپرسیهای او چیزی به دانشجو میآموخت. حضور ذهن شگفتآور و تسخیرکنندهی او بهحدی بود که در مراحل نخست آشنایی و اولین دیدارها، بعضی افراد تصور میکردند که فروزانفر از مدتها قبل در نهان، هدیهای، رشوهای به شخصِ پرسنده داده و از او خواستهاست که «در فلان مجلس یا در فلان کلاس، این سؤال را مطرح کن.» و خود از قبل، پاسخ آن را آماده کردهاست. این صحنه وقتی هر روز و به سالها تکرار میشد، آنوقت به تمایز او از دیگران پی میبردی.
#دکترمحمدرضاشفیعیکدکنی
با چراغ و آینه، صفحهٔ ۴۴۷، انتشارات سخن، تهران: ۱۳۹۰
بدیع الزمان فروزانفر
https://eitaa.com/amoozeshadabiatcfu
341
۱۴ شهریور زادروز بدیعالزمان فروزانفر
(زاده ۱۴ شهریور ۱۲۸۳ بُشرویه -- درگذشته ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹ تهران) استاد برجسته زبان و ادبیات فارسی
او از استادان ادبِ حوزه خراسان، ادیب نیشابوری و ادیب پیشاوری بهره برد و در سال ۱۳۰۰ تحصیلاتش را در مدرسه سپهسالار تهران ادامه داد. سپس به تدریس پرداخت و در سال ۱۳۰۵ معلم دارالفنون و دارالمعلمین عالی شد و در سال ۱۳۱۳ بهمعاونت دانشکده معقول و منقول "الهیات" دانشگاه تهران منصوب شد.
در سال ۱۳۱۴ هیئت ممیزه دانشگاه تهران، مرکب از نصراله تقوی، علیاکبر دهخدا و ولیاله نصر، تألیف ارزنده او بهنام تحقیق در زندگانی مولانا جلالالدین بلخی را ارزیابی و به او گواهینامه دکتری اعطا کرد. به استناد این گواهینامه در همان سال استاد دانشسرای عالی و دانشکدههای ادبیات و معقول و منقولِ دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۲۳ بر اساس رأی شورای استادان به ریاست دانشکده معقول و منقول برگزیده شد و تا سال ۱۳۴۶ در این سِمَت باقی بود. از ابتدای تأسیس دوره دکتریِ ادبیات فارسی در دانشگاه تهران تدریس در دوره دکتری را بهعهده گرفت و برنامه این دوره را پایهگذاری کرد. وی استادِ راهنمای جمعی از دانشجویان مبرّز دوره دکتری در دانشکدههای ادبیات و الهیات بود که اغلبِ آنان استادان برجسته ادب پارسی و مطالعات فرهنگ ایران شدند. که از آن جمله: ناتل خانلری، ذبیحاله صفا، حمیدی شیرازی، عبدالحسین زرینکوب، غلامحسین یوسفی، محمدامین ریاحی، محمد دبیرسیاقی، شفیعی کدکنی، سیمین دانشور، ضیاءالدین سجادی، جلال متینی، صادق گوهرین، منوچهر ستوده، منوچهر مرتضوی و بسیاری دیگر هستند.
در سال ۱۳۴۶ از استادی دانشگاه بازنشسته شد، اما همکاریاش را در تدریس در دوره دکتری ادبیات فارسی تا روزهای پایانی زندگی ادامه داد. در همین زمان، عضویت مجلس سنا را یافت و مدتی نیز ریاست کتابخانه سلطنتی را نیز بهعهده گرفت.
آرامگاه وی در آرامستان باغ طوطی شهرری است.
341
چهاردهم شهریور ماه
زادروز «بدیع الزمان فروزانفر» شاعر و استاد زبان و ادبیات فارسی
زادروز : ۱۴ شهریور ۱۲۷۶ _ بشرویه
درگذشت: ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹ _ تهران
