☀️نشریه شیر و خورشید☀️
Kanalga Telegram’da o‘tish
408
Obunachilar
-124 soatlar
+187 kunlar
+4430 kunlar
Postlar arxiv
#تحلیل #مهم
نقش اسرائیل در معادله جدید؛ استراتژی «قیچی بازدارندگی» و تفکیک جبههها
همزمان با ورود مستقیم آمریکا به فاز درگیری با ایران، تداوم و حتی تشدید حملات اسرائیل به مواضع حزبالله لبنان، قطعی دیگر از این پازل پیچیده ژئوپلیتیکی است. تلآویو در این صحنه، نقش یک بازیگر مکمل اما مستقل را ایفا میکند. برای درک چرایی این همزمانی و تحلیل رفتار اسرائیل، باید اهداف راهبردی آن را در سه محور اصلی کالبدشکافی کرد:
۱. استراتژی قیچی؛ اشباع ظرفیت محاسباتی و نظامی ایران
تمرکز همزمان آمریکا بر بنادر و رادارهای ساحلی ایران در جنوب، و حملات کوبنده اسرائیل به حزبالله در شمال، یک استراتژی کلاسیک برای «اشباع سیستم فرماندهی و کنترل» (C2) است.
تقسیم کار ناتمام: در این مدل، آمریکا وظیفه مهار و تضعیف سرافعی (تاسیسات موشکی و پهپادی ساحلی ایران) را بر عهده دارد تا امنیت آبراهها را تامین کند، در حالی که اسرائیل بر قطع کردن بازوهای منطقهای، بهویژه حیاتیترین آنها یعنی حزبالله، تمرکز میکند.
فلجسازی تصمیمگیری: این فشار همزمان از شمال و جنوب، تهران را در موقعیت دشوار پیشبینی اولویتها قرار میدهد و مانع از تمرکز کامل منابع نظامی و لجستیکی بر یک جبهه واحد میشود.
۲. بهرهبرداری از فرصت طلایی (Window of Opportunity)
برای اسرائیل، درگیری مستقیم آمریکا با ایران یک «پوشش سیاسی و نظامی بینظیر» ایجاد میکند. تلآویو میداند که توجه افکار عمومی جهان، نهادهای بینالمللی و بازارهای مالی در حال حاضر معطوف به تقابل مستقیم دو قدرت بزرگ در خلیج فارس است.
کاهش فشارهای بینالمللی: در سایه این ابربحران، اسرائیل میتواند با آزادی عمل بیشتری عملیاتهای پرشدت خود را علیه زیرساختها و کادرهای فرماندهی حزبالله جلو ببرد، بدون اینکه نگران فشارهای دیپلماتیک فوری برای آتشبس در جبهه لبنان باشد.
تغییر پایدار موازنه در شمال: هدف اسرائیل، استفاده از این فرصت برای تحمیل یک واقعیت امنیتی جدید در مرزهای شمالی و عقب راندن دائمی حزبالله به پشت رودخانه لیتانی است؛ کاری که در شرایط عادی با هزینههای سیاسی بسیار بالاتری همراه بود.
۳. خنثیسازی برگ برنده ایران؛ پیشگیری از فعالشدن جبهه دوم
حزبالله لبنان همواره به عنوان مهمترین ابزار بازدارندگی ایران در برابر حملات احتمالی به خاک خود شناخته شده است. منطق نظامی حکم میکند که اگر آمریکا به ایران حمله کند، حزبالله باید جبهه شمال اسرائیل را فعال کند تا هزینه این تهاجم را برای متحد اصلی واشنگتن بالا ببرد.
ضربه پیشدستانه (Preemptive Strike): حملات مستمر و سنگین اسرائیل به حزبالله در این مقطع، دقیقا برای «سلب توان ابتکار عمل» از این گروه است. اسرائیل با هدف قرار دادن انبارها و مسیرهای مواصلاتی، اجازه نمیدهد حزبالله به طور موثر وارد معادله پاسخ متقابل به نفع تهران شود.
چشمانداز پیشبینی؛ جنگ موازی اما کنترلشده
در نهایت، نقش اسرائیل در این بحران را نباید به عنوان یک جنگ کور ارزیابی کرد. تلآویو در حال اجرای یک عملیات جراحی دقیق برای تضعیف توان موشکی حزبالله است، در حالی که آمریکا خطوط ساحلی ایران را مدیریت میکند.
این هماهنگی غیررسمی، احتمال پیروزی راهبردی محور غربی را بالا میبرد؛ اما همچنان با همان چالش بزرگ روبرو است: اگر فشار بر بازوهای منطقهای ایران از حد تحمل فراتر رود، خطر خروج کنترل تنش از دست بازیگران و تبدیل این «جنگهای موازی و محدود» به یک انفجار بزرگ اقلیمی در کل منطقه وجود دارد.
✒️ Machiavelli
🦁☀️@shirkhorshid_news
🔴گزارش تصویری از حملات امشب ایالات متحده به جزیره قشم
🦁☀️@shirkhorshid_news
#تحلیل #مهم
چشمانداز و پیشبینی عملیاتی: تفاوت بنیادین با نبردهای ۴۰ روزه و ۱۲ روزه
در بررسی چشمانداز و پیشبینی الگوی برخورد در ساعات و روزهای آینده، باید به یک تفاوت راهبردی و مهم با درگیریهای ۴۰ روزه و ۱۲ روزه گذشته اشاره کرد. نبردهای پیشین، تا حد زیادی بر محور فرسایش زمانبر، جنگهای روانی-اطلاعاتی و ضربات نامتقارن استوار بودند؛ اما مختصات تنش جدید، از قواعد و منطق کاملا متفاوتی پیروی میکند که میتوان آن را «رویارویی مستقیم و زیرساختی» نامید.
خط قرمز جدید؛ عبور از استراتژی ترور و حذف افراد
برخلاف تجربیات نبردهای گذشته، پیشبینی میشود که در این دور از درگیری، «ترور مقامات و شخصیتهای عالیرتبه سیاسی و نظامی» در دستور کار هیچکدام از طرفین قرار نداشته باشد. هر دو بازیگر به خوبی میدانند که هدف قرار دادن فرماندهان و چهرههای کلیدی (استراتژی Decapitation Strike)، تنش را از سطح یک «نبرد کنترلی» به یک «جنگ وجودی و غیرقابل مهار» تبدیل خواهد کرد.
کنار گذاشتن حربه ترور در این مقطع، یک پیام پنهان در دل خود دارد: هدف، تغییر ساختار یا ایجاد شوکهای روانی غیرقابل جبران نیست. طرفین تلاش میکنند با حفظ خطوط قرمز غیررسمی در حوزه امنیت مقامات، پلهای دیپلماسی و امکان مذاکره برای آتشبسهای بعدی را همچنان باز نگهدارند.
تمرکز آتش؛ هدفگیری انحصاری مراکز مهم نظامی
در نبود استراتژی حذف افراد، مرکز ثقل عملیاتها به سمت «تخریب، تضعیف و فلجسازی مراکز مهم نظامی» تغییر خواهد کرد. این نبرد، یک برخورد سختافزاری و کلاسیکتر نسبت به گذشته است که ویژگیهای زیر را دارد:
اهداف استراتژیک: پیشبینی میشود نوک پیکان حملات به سمت زیرساختهای ارتباطی، پایگاههای راداری، شبکههای پدافندی، مراکز فرماندهی و کنترل (C2) و تاسیسات استقرار و پرتاب پرتابهها نشانه برود.
منطق عملیاتی: هدف این ضربات، کور کردن توان رزمی طرف مقابل، کاهش ظرفیتهای تهاجمی و تحمیل هزینه مستقیم بر ماشین نظامی است، نه ضربه به بدنه جامعه یا رهبری سیاسی.
جمعبندی پیشبینی؛ نبرد سختافزاری برای تغییر موازنه
در یک نگاه کلی به چشمانداز پیش رو، این تنش با درگیریهای ۴۰ روزه و ۱۲ روزه شباهتی نخواهد داشت. ما با یک رویارویی فشرده مواجه هستیم که در آن «فولاد با فولاد» برخورد میکند. اهداف، کاملا مشخص، نظامی و زیرساختی هستند و زمان درگیری به منظور جلوگیری از فرسایش و خروج کنترل از دست بازیگران اصلی، محدود و کوتاه طراحی شده است.
این همان الگوی مدیریت نبرد در ژئوپلیتیک مدرن است: ضربه به توان رزمی و مراکز حساس نظامی برای تغییر موازنه قدرت در میدان مذاکره، بدون ورود به فاز حذفی و غیرقابل بازگشت.
✒️Machiavelli
🦁☀️@shirkhorshid_news
🔴 خبرنگار المیادین:
توپخانههای اسرائیل به طور مستمر، حومه «نبطیه فوقا» و «مِیفدون» در جنوب لبنان رو هدف قرار دادن.
🦁☀️@shirkhorshid_news
🔴 لحظه اصابت بمب به اسکله صیادی پشت شهر در مرکز بندرعباس
🦁☀️@shirkhorshid_news
#تحلیل
کالبدشکافی درگیری اخیر؛ چرا با یک تنش «گسترده اما کوتاه» مواجه هستیم؟
این قصه سر دراز دارد؛ اما پرده جدید این مناقشه با روندهای گذشته یک تفاوت ساختاری و مهم مواجه هستیم. در دورههای قبل، معمولا هرگونه تنش یا ضربه نظامی در هالهای از ابهام، انکار دیپلماتیک یا جنگ سایه (Shadow War) پیگیری میشد، اما اکنون هر دو بازیگر به طور رسمی و آشکار، طرف مقابل را به «نقض آتشبس» متهم کرده و وارد فاز برخورد مستقیم شدهاند. بررسی دقیق میدان نشان میدهد که ما با یک درگیری تمامعیار و فرسایشی روبرو نیستیم، بلکه شاهد یک «تنش کوتاه، پرشدت و گسترده» خواهیم بود که از منطق پیچیده بازدارندگی در ژئوپلیتیک مدرن پیروی میکند.
جنگ روایتها و استراتژی مقصرسازی متقابل
اعلام همزمان نقض آتشبس از سوی دو طرف، پیش از آنکه یک اقدام صرفا نظامی باشد، یک «مانور حقوقی و روایتی» برای مشروعیتبخشی به اقدامات بعدی است. در این تقابل، واشنگتن تلاش میکند حملات خود را نه یک تجاوز بدوی، بلکه پاسخی ناگزیر به تهدید شریانهای تجاری بینالمللی و هدف قرار گرفتن کشتیها در تنگه هرمز جلوه دهد تا بتواند ائتلافهای منطقهای خود را حفظ کند.
در مقابل، تهران این اقدامات را عهدشکنی ساختاری طرف مقابل و پاسخی مشروع به فشارهای فزاینده اقتصادی، بازگشت تحریمها و تحرکات تجسسی در حریم خود میداند. این بازی روایتها به هر دو پایتخت اجازه میدهد که افکار عمومی داخلی خود را اقناع کنند و اقداماتشان را کاملا «دفاعی» نشان دهند، در حالی که در پشت پرده، به دنبال خلق اهرمهای فشار جدید برای میز مذاکرات آتی هستند.
ابعاد گستردگی؛ از کورسازی راداری تا شریانهای انرژی
وقتی از «گستردگی» این درگیری صحبت میکنیم، منظور پیادهسازی نیروی زمینی یا ورود به یک جنگ کلاسیک مرزی نیست، بلکه صحبت از گستره اهداف در یک نبرد چندبعدی (Multi-Domain) است. تمرکز عملیاتی در چنین سناریوی پرشدتی، بر زیرساختهای حیاتی، سیستمهای پدافندی، شبکههای راداری ساحلی و پایگاههای استقرار پهپاد و موشک در نوار جنوبی است. هدف تاکتیکی حملات، کور کردن سیستمهای «امنیتی-نظارتی» (ISR) و تضعیف توان ضد دسترسی و منع ورود (A2/AD) در منطقه است.
از سوی دیگر، به محض اینکه میدان نبرد به آبراههای حیاتی و تنگه هرمز کشیده شود، گستره بحران به طور خودکار ابعاد جهانی پیدا میکند؛ چرا که امنیت انرژی جهان، زنجیره تامین کالا و ثبات بازارهای مالی مستقیما به آن گره خورده است و همین موضوع، هر برخورد تاکتیکی را به یک چالش راهبردی در سطح بینالمللی تبدیل میکند.
منطق بازدارندگی؛ چرا این درگیری «کوتاه» خواهد بود؟
با وجود شدت و گستردگی تبادل آتش، منطق حاکم بر میدان نشان میدهد که این درگیری در چارچوب یک «سیگنالدهی جنبشی» (Kinetic Signaling) و به صورت کوتاهمدت طراحی شده است. هیچکدام از طرفین، نه از نظر سیاسی و نه از نظر اقتصادی، ظرفیت و ارادهای برای ورود به یک جنگ فرسایشی و طولانیمدت (Total War) را ندارند.
این ضربات سریع و سنگین، در واقع تلاشی برای «کنترل سقف تنش» و احیای بازدارندگی آسیبدیده است. هر یک از طرفین میکوشد با تحمیل یک هزینه فوری و دقیق به طرف مقابل، خطوط قرمز جدیدی را ترسیم کند و نشان دهد که عبور از تفاهمهای قبلی، هزینهای تصاعدی به همراه خواهد داشت.
چشمانداز پیش رو؛ مدیریت لبه پرتگاه
در جمعبندی باید گفت ما اکنون در فاز «مدیریت تنش در لبه پرتگاه» قرار داریم. این یک درگیری برقآسا برای تثبیت موقعیت ژئوپلیتیکی است؛ جایی که ابزارهای نظامی با شدت به کار گرفته میشوند تا بدون تخریب کامل پلهای دیپلماسی، جایگاه طرفین در ترتیبات امنیتی آینده منطقه مشخص شود.
با این حال، نباید از این واقعیت غافل شد که در چنین درگیریهای گسترده و پرسرعتی، همواره «خطر محاسبه اشتباه» (Miscalculation) وجود دارد؛ خطری که میتواند یک عملیات کوتاه و طراحیشده را به یک بحران ناخواسته و غیرقابل کنترل تبدیل کند. تا زمانی که این تعادل شکننده حفظ شود، درگیری پرشدت اما کوتاه باقی خواهد ماند تا فضا برای میانجیگریهای دیپلماتیک باز شود.
🖋️ Machiavelli
🦁☀️@shirkhorshid_news
🔴اکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی:
حملات ایالات متحده به ایران از نظر گستره و قدرت، چهار تا پنج برابر بزرگتر از حملات انجام شده ۱۰ روز پیش است.
🦁☀️@shirkhorshid_news
🔴اسرائیل هیوم به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی:
اگر ایران تلاش برای جلوگیری از عبور نفتکشها از تنگه هرمز را متوقف نکند، آتشبس در خطر فروپاشی قرار خواهد گرفت.
🦁☀️@shirkhorshid_news
#مهم
⭕️حملات شدید اسرائیل به تپه علی الطاهر در جنوب لبنان
🦁☀️@shirkhorshid_news
🔴گزارش تصویری از حملات به کویت از مبدا ناشناس و قطعی برق در برخی از مناطق این کشور
🦁☀️@shirkhorshid_news
🔴ابوالفضل ناصری، عضو فراکسیون مجلس:
آغاز موجهای جدید و بی پایان سپاه تا دقایقی دیگر…! شدیدتر-ویرانگر! 🦁☀️@shirkhorshid_news
🔴 گزارش از پرواز جنگندههای ایرانی بر فراز آسمان اصفهان
🦁☀️@shirkhorshid_news
‼️آمریکا به کشورهای حاشیه خلیج فارس هشدار داده است که باید برای وقوع جنگ احتمالی با ایران در ساعات آینده آماده باشند.
🦁☀️@shirkhorshid_news
🔴کانال ۱۲ اسرائیل:
طی ساعات آتی احتمال شعلهورتر شدن جنگ وجود دارد
🦁☀️@shirkhorshid_news
🔴ایالات متحده نیز چندی پیش به کشور های اطراف هشدار آمادگی برای جنگ را داده و کشور های عربی در آمادگی به سر میبرند.
🦁☀️ @shirkhorshid_news
