uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

موزیک ترند نابی🎊

موزیک ترند نابی🎊

Kanalga Telegram’da o‘tish

• 《جدیدترین موزیک‌های روز دنیا》• •《 گلچین بهترین آهنگ‌های فارسی و خارجی》• • 《ریمیکس‌های حرفه‌ای و نسخه‌های باکیفیت》• • 《پلی‌لیست‌های متنوع برای هر حس و حال》• • 《موزیک‌های ترند، نوستالژی و خاص》•

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
564
Obunachilar
-3524 soatlar
-2537 kun
-1 76030 kun

Ma'lumotlar yuklanmoqda

O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Taglar buluti
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Okt '26
Oktabr '260
0 kanalda
Sentabr '26
+3 052
1 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
17 Oktabr0
16 Oktabr0
15 Oktabr0
14 Oktabr0
13 Oktabr0
12 Oktabr0
11 Oktabr0
10 Oktabr0
09 Oktabr0
08 Oktabr0
07 Oktabr0
06 Oktabr0
05 Oktabr0
04 Oktabr0
03 Oktabr0
02 Oktabr0
01 Oktabr0
Kanal postlari
4_5872863028428414724.mp39.20 MB

2
قرار نیست همیشه بدرخشی؛ گاهی کافی‌ست خاموش نشوی. نورِ واقعی، در روزهای سخت خودش را نشان می‌دهد
23
3
4_6050809665304927184.mp3
31
4
Matn yo'q...
27
5
4_5899978887839882945 (1).mp3
30
6
Matn yo'q...
6
7
Matn yo'q...
24
8
4_5920077127171973018.mp3
44
9
Matn yo'q...
1
10
حرف می‌زنی… اما چه چیزی را پنهان می‌کنی؟ تا حالا از خودت پرسیده‌ای چرا بعضی آدم‌ها این‌قدر درباره‌ی خودشان حرف می‌زنند؟ چرا هرجا می‌نشینند باید از داشته‌هایشان بگویند؟ از موفقیت‌هایشان، از آدم‌هایی که می‌شناسند، از کارهایی که کرده‌اند، از جایگاهی که دارند و از تصویری که دوست دارند دیگران از آن‌ها ببینند؟ اما یک سؤال مهم‌تر... اگر واقعاً آن‌قدر بزرگی که می‌گویی، چرا این‌همه تلاش می‌کنی بزرگ بودنت را ثابت کنی؟ چرا باید هر لحظه خودت را به رخ بکشی؟ چرا باید هر گفت‌وگو به داستانی درباره‌ی خودت تبدیل شود؟ مگر نه اینکه آدمِ باارزش ارزشش را با رفتار نشان می‌دهد، نه با تعداد کلماتی که درباره‌ی خودش می‌گوید؟ بعضی‌ها آن‌قدر از خودشان تعریف می‌کنند که گویی اگر یک لحظه سکوت کنند، کسی متوجه حضورشان نخواهد شد. از خوبی‌هایشان می‌گویند، از بزرگی‌شان، از معرفت‌شان، از شخصیت‌شان... اما عجیب است؛ هرچه بیشتر حرف می‌زنند، کمتر چیزی از شخصیت واقعی‌شان دیده می‌شود. چون شخصیت در حرف‌های زیبا زندگی نمی‌کند. شخصیت، در لحظه‌ای خودش را نشان می‌دهد که هیچ‌کس نگاهت نمی‌کند. وقتی می‌توانی حق کسی را نادیده بگیری اما این کار را نمی‌کنی. وقتی می‌توانی دروغ بگویی اما حقیقت را انتخاب می‌کنی. وقتی می‌توانی کسی را تحقیر کنی اما حرمتش را نگه می‌داری. وقتی می‌توانی برای خودت امتیاز بگیری اما حق دیگری را زیر پا نمی‌گذاری. آنجاست که شخصیت معنا پیدا می‌کند. نه پشتِ یک میز، نه وسطِ جمع، نه در میانِ تعریف و تمجید، نه در داستان‌هایی که هر روز درباره‌ی خودت تعریف می‌کنی. بعضی آدم‌ها‌یک عمر خودشان را تبلیغ می‌کنند؛ اما حتی یک رفتارشان تبلیغی برای شخصیتشان نیست. آن‌ها با کلمات برای خودشان قصر می‌سازند، اما کافی‌ست روزگار کمی سخت شود... تا معلوم شود پشتِ آن همه ادعا چقدر توان ایستادن وجود دارد. آدم‌ها را نگاه کن وقتی چیزی برای به‌دست آوردن ندارند. وقتی قرار نیست کسی تحسینشان کند. وقتی کسی برای موفقیتشان دست نمی‌زند، وقتی منفعتی در میان نیست. آنجاست که نقاب‌ها آرام‌آرام می‌افتند. آنجاست که می‌فهمی چه کسی واقعاً انسان است و چه کسی فقط در نقشِ انسانِ بزرگ خوب بازی می‌کند. زیاده‌گویی گاهی فقط زیاد حرف زدن نیست؛ گاهی تلاشی‌ست برای اینکه دیگران تصویری را باور کنند که خودِ آدم از باور کردنش مطمئن نیست. و خودنمایی همیشه از اعتمادبه‌نفس نمی‌آید؛ گاهی از ترسِ دیده نشدن می‌آید. از ترسِ معمولی بودن. از ترسِ اینکه اگر تمام نمایش‌ها کنار بروند، چیزی برای نشان دادن باقی نماند. اما حقیقت نیازی به بلندگو ندارد. طلا برای اثبات ارزشش فریاد نمی‌زند. کوه برای ثابت کردنِ ارتفاعش خودش را معرفی نمی‌کند. و آدمی که واقعاً بزرگ است لازم نیست هر روز اعلام کند: «من بزرگم.» چون دیگران بزرگی‌اش را در رفتار او می‌بینند. من دیگر به آدم‌هایی که زیادی درباره‌ی خودشان حرف می‌زنند سریع اعتماد نمی‌کنم. نه اینکه هر پرحرفی بد باشد؛ نه... اما یاد گرفته‌ام بین حرف زدن و شخصیت داشتن فرق بگذارم. یاد گرفته‌ام هر تعریف زیبایی را باور نکنم، هر ادعایی را حقیقت ندانم، و هرکسی را که خودش را بیش از اندازه بزرگ معرفی می‌کند، بزرگ ندانم، چون زمان کار خودش را بلد است. زمان نه با کسی تعارف دارد، نه تحت تأثیر حرف‌ها قرار می‌گیرد. زمان می‌گذرد و بالاخره رفتار را مقابلِ ادعا قرار می‌دهد، آن‌وقت تمام حرف‌ها در برابر یک حقیقت ساکت می‌شوند. و شاید تلخ‌ترین حقیقت این باشد: آدمی که واقعاً چیزی برای گفتن دارد، گاهی سکوت می‌کند؛ اما آدمی که چیزی برای نشان دادن ندارد، گاهی تمام زندگی‌اش را صرفِ حرف زدن می‌کند. پس قبل از اینکه درباره‌ی بزرگیِ خودت حرف بزنی، یک لحظه سکوت کن... و از خودت بپرس: اگر تمام حرف‌هایم را از من بگیرند، چه چیزی از شخصیت من برای نشان دادن باقی می‌ماند؟ اگر جوابش رفتار توست... پس نیازی به توضیح نیست. اما اگر نه... شاید وقتش رسیده باشد به جای اینکه خودت را به دیگران ثابت کنی، کمی روی خودت کار کنی. چون در پایان... این حرف‌ها نیستند که آدم‌ها را ماندگار می‌کنند؛ این شخصیت است که بعد از تمام شدنِ حرف‌ها هنوز باقی می‌ماند. خداوند دو گوش داده است و یک دهان ، پس دو برابر بشنو و نصف آن سخن گو . 🖍 🔥✏️✍
8
11
تعادل تعادل، یعنی نگذاری گذشته و آینده، حضورت را از تو بقاپند. اگر به یک بندباز نگاه کنید، چوبی بلند در دست دارد؛ چوبی که نه برای ایستادن، بلکه برای حفظِ ایستادن است. او می‌داند که کوچک‌ترین انحراف، اگر بیش از اندازه ادامه پیدا کند، می‌تواند سقوط را رقم بزند. چوب، در دو سوی او امتداد دارد؛ یک سویش گذشته است و سوی دیگرش آینده. اما بندباز، نه در گذشته ایستاده و نه در آینده. او بر بندی باریک، درست در میان این دو، قدم برمی‌دارد؛ جایی که نامش «اکنون» است. اگر تمام وزن خود را به گذشته بسپارد، در خاطره‌ها فرو می‌رود؛ در حسرت‌ها، پشیمانی‌ها و «ای‌کاش»ها. و اگر بیش از اندازه به آینده تکیه کند، هنوز نرسیده، زندگی را در انتظارِ چیزی که شاید هرگز نیاید، از دست می‌دهد. گذشته باید در چوبِ تعادلش باشد، نه زیر پایش؛ و آینده باید در امتداد نگاهش باشد، نه در جای قدم‌هایش. او چوب را به این سو و آن سو حرکت می‌دهد، اما خودش باید در مرکز بماند. شاید معنای بلوغ همین باشد؛ اینکه گذشته را انکار نکنی، اما در آن زندگی نکنی؛ آینده را فراموش نکنی، اما زندگی‌ات را به آمدنش موکول نکنی. زیرا زندگی، نه آن چیزی‌ست که تمام شده، و نه آن چیزی که هنوز نیامده. زندگی، همان لحظه‌ی باریکی‌ست که اکنون زیر پای توست. و شاید تمام هنرِ زیستن، این باشد که در میانِ آنچه بوده و آنچه خواهد بود، آن‌قدر حضور داشته باشی که خودِ «بودن» را از دست ندهی.
11
12
Matn yo'q...
49
13
قفلی امشب ❤️‍🩹 🦋🦋🦋
69
14
🔴 فوری: تابستون تموم شد و رسما وارد پاییز شدیم.
67
15
تقدیم بہ زن‌هاے سرزمینم
تقدیم بہ زن‌هاے سرزمینم
91
16
چی
1
17
درک
1
18
هس بابا
1
19
کانال موزیکه تبلیغ که نیست
1
20
نزار
1