بــوک گــرام
Kanalga Telegram’da o‘tish
#بوکگرام؛ پناهِ آدمهای عاشقِ کتاب و واژه…
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
215
Obunachilar
-224 soatlar
-27 kunlar
-230 kunlar
Postlar arxiv
215
مَحرَمی نیست وگرنه که خبر بسیار است
رمق ناله کم و کوه و کمر بسیار است
ای ملائک که به سنجیدن ما مشغولید
بنویسید که اندوه بشر بسیار است
215
به آن بخش از وجودم پناه بردم که هیچکس را دوست نداشت و در همانجا تا ابد پناه گرفتم...
#آلبر_کامو
Book Gram | بوک گرام
215
215
ولی خیلی خوب میدانستم که شخصیتی که تصمیم میگیری به جهان ارائه دهی میتواند خیلی متفاوت از شخصیت درونیات باشد. میدانستم که اندوه میتواند باعث شود طوری رفتار کنی که حتی خودت نمیتوانی آن را بفهمی.
📘#پس_از_تو
✍🏻#جوجو_مویز
Book Gram | بوک گرام
215
یا زیاد بخوانید یا اصلا نخوانید!
کسانی که چند کتاب محدود خواندهاند به متوهمترین و خطرناکترین انسانها تبدیل میشوند ، زیرا تعصب شدیدی روی دانش اندکشان پیدا میکنند!
✍️ #کارل_سیگن
Book Gram | بوک گرام
215
یک روز از سرِ بی کاری به بچه های صنف گفتم جمله یی بنویسند با این عنوان که "فقر بهتر است یا عطر؟"
قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود.
چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر".
از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند.
نوشته بودند که "فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند.
" عادت کرده بودند مزیت فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر".
جالب بود.
نوشته بود "عطر حس هایي را در آدم بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است".
📕 رویای تبت
✍🏻 #فریبا_وفی
Book Gram | بوک گرام
215
خود را مرور میکنم و فکر میکنم
من جز حدیث رنج چه میدانم از خودم؟
عمریست هرچه میکشم از خویش میکشم
باید دوباره روی بگردانم از خودم…
🥸
215
گاهی وقتا فراموش کن کجایی. به کجا رسیدی و به کجا نرسیدی، گاهی وقتا فقط زندگی کن. یاد قولهایی که به خودت دادی نباش، شرمنده خودت نباش، تقصیر تو نیست. تو تلاشتو کردی اما نشد. یه وقتایی جواب خودتو نده، هر کی پرسید چرا اینجای زندگی گیر کردی؟ لبخند بزن و بگو کم نذاشتم اما نشد، یه وقتایی فقط از وجودت لذت ببر. از بودن کنار کسانی که دوستشون داری و دوستت دارن. از طلوع خورشید از صدای آواز پرندهها، از باد، بارون، از همه لذت ببر.215
گفتم: خدایا! تو نبودی؟ تو ندیدی مرا تنها و بیپناه یافتهبودند و داشتند آزارم میدادند؟
گفت: تو خیال کردی رهایت کردهبودم عزیزمن؟ تو را! تویی که به من پناه آوردهای و جز من روی همراهی هیچکس حساب نمیکنی! من در تک تک لحظاتی که چشمهای مرا دور دیدهبودند، کنار تو بودم و همه چیز را میدیدم. من میدیدم چقدر معصوم و بیپناه بودی و چطور بیرحمانه محاصرهات کردهبودند. من میدیدم کاری به کارشان نداشتی و دغدغهشان،
دردمندساختنِ تو بود.
من به تو میگویم؛ آنان تاوان خواهند داد و درهمان حال که فکر میکنند موفق شدهاند، به زمینشان خواهمزد، محکم به زمینشان خواهمزد... مگر نه اینکه باور داری قدرتی بالاتر از قدرت من نیست؟؟!
من به تو قول میدهم همانقدر که غمگینت ساختند، غمگین خواهند شد و همانقدر که آزارت دادند، آزار خواهند دید، وحتی بیشتر، بسیار بیشتر...
چوب انتقام من، هیزم داغ و سوزانیست و به هرکس خورد، نه تنها خواهد سوخت، که تا ابد جای سوختنش خوب نخواهد شد.
#نرگس_صرافیان_طوفان
215
شاید اشتیاقِ فراوانِ من بود
که تو را ترساند.
من در نامهربانیِ تو هم
خودم را مقصر میدانستم...
منصوب به #ایوان_کلیما
Book Gram | بوک گرام
215
آرامشت را فدای اثبات خودت نکن .
برای کسانی که تصمیم گرفته اند
تو را اشتباه بفهمند ،
هیچ توضیحی قانع کننده نخواهد بود،
سکوت کن، لبخند بزن و به راهت ادامه بدی...
🫴🏿
215
میگویند: زیاد فحش میدهی!
یعنی چه؟
برای آنهایی که زندگیام را به گوه کشیدهاند،
شعر بنویسم؟
#چارلز_بوکوفسکی
Book Gram | بوک گرام
215
با رفتارمان زخم میزنیم،
و امیدواریم با کلماتمان ترمیم کنیم!
چه هیولایِ پاره وقتی هستی انسان...
#حمید_سلیمی
Book Gram | بوک گرام
215
زنده گی بر گردن افتاده است یاران چاره چیست؟
چند روزى هرچه بادا باد بايد زيستن....!
#بيدل
215
او امن بود و دنج.
اگر آدم نبود و مكان بود، احتمالا پناهگاهى مى شد روى كوه ها، يا گرم خانه اى براى بى خانمان ها، شايد هم كتابخانه اى براى از واقعيت فرار كرده ها.
Book Gram | بوک گرام
