|-شایدیکادیتور-|
Kanalga Telegram’da o‘tish
رفتیمنوشتیمکهجاندرحرمتوست آرامترینجایجهاندرحرمتوست -ابوفاضل|133- علیالاصولگرام🙂↔️🤝🏻
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
270
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-127 kun
-2230 kun
Postlar arxiv
خیلی دلم میخواد که برم شلمچه،بدجور هوایی شدم:)))
میترسم امسال از طرف مدرسه مارو نبرن:)💔
و اما این چفیه...
این چفیه رو پارسال توی مسافرت شلمچه خریدم...
وقتی که هویزه بودم.
بعد مسافرت شلمچه بابلسر دیدار خصوصی با شهید گمنام رفتم چفیه رو هم بردم و متبرک کردم،بعد اون دیگه این چفیه شد رفیق من،وقتی هست پیشم حال بهتری دارم و جونم بسته اس بهش...
بعد شلمچه همه جا باهام بود،به کلی تابوت شهید متبرک شد،جاهای زیارتی رفت،تشییع آقا رفت،و از همه مهم تر شبایی که کسی نبود،این چفیه بود و روضه و گریه:)
هیئت هم میرفتم با خودم میبردم...
کسی نمیدونست چرا ولی چون این چفیه از همه حال دلم خبر داشت با خودم میبردم:)
الانم که کربلا حسابی دور زد:)
فقط خدا میدونه چقدرررر با این چفیه من گریه کردم:)
اصلا کلا شده رفیق حال بدی هام🫠
و خب برام خیلی جالبه،هروقت دلم شلمچه میخواد چفیه رو میگیرم و بوش میکنم،بوی شلمچه میاد اصلا:)))
شاید براتون غیر قابل باور باشه ولی واقعا اینطوره!!
رفقا یه توضیحی راجبع مقام بدم...
اینجا جایی بوده که امام زمان عبادت میکرده و اینکه روز سه شنبه کلا مقام حال و هوای عجیبی داره...
روایت دارن که آقامون هنوز هم میاد واینجا نماز میخونه:)
و خب این اتفاق هفته ای یک بار می افته...
.
.
.
وقتی رو به روی مقام نشسته بودم با خودم گفتم اگر امام زمان همین الان رو به روی من نشسته باشه چه چیزی برای ارائه دارم؟!
دیدم هیچی برای ارائه ندارم:)
باید خیلی روی خودمون کار کنیم...
اول از همه هم اشاره میکنم به خودم💔
امشب توی خیمه گاه دقیقا بین خیمه ابوفاضل و امام حسین روضه خوندن،انگار که همه چی جلوی چشممون داشت اتفاق می افتاد:)
گریه کردن من برای حسین و اهل بیتش به دو بخش تقسیم شد...
قبل دیدن خیمه گاه و بعد دیدنش...
هی میخوام یکم بخوابم بتونم فیلمایی که گرفتم رو تدوین کنم ولی نمیشه اصلا:)
امشبم تو بین الحرمین هیئت داریم مشغولم...
بچه ها بیاید توی ناشناس حرفاتونو به امام حسین یا ابو فاضل بزنید من بهشون برسونم
