𝐌🦊
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
345
Obunachilar
-124 soatlar
-237 kun
-10130 kun
Postlar arxiv
345
دلم میخواد هر کسی که میگه یاد بدترین شب زندگیت بیفت، تموم نشد؟! سرمو بزنم به دیوار از عصبانیت و بگم نه تموم نشد پیر شدم تا تموم شد، زخم گذاشت تا تموم شد درد کشیدم تا تموم شد، کشت منو تا تموم شد.
345
میپرسه: حالت چطوره؟
میگم: خاکستری؛ فقط بعضی وقتها تیرهتر میشه و گاهی اوقات، روشنتر.
من نه اونقدر حالم بده، که از ادامه دادن دست بکشم؛ نه اونقدر دلم خوشه که به آینه لبخند بزنم.
نمیدونم، شاید معنای زندگی همینه.
