uz
Feedback
سایـــهٔ حقیـــــقت.

سایـــهٔ حقیـــــقت.

Kanalga Telegram’da o‘tish

"اخلاق" ترسِ انسانِ ضعیف از آزادی است.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
980
Obunachilar
+224 soatlar
-597 kun
-12430 kun
Postlar arxiv
در انتهای سکوتی که حتی پژواک هم در آن گم می‌شود، دایناسورها زندگی می‌کردند؛ نفس‌هایی سنگین، قدم‌هایی که زمین را می‌لرزاند. استخوان‌هایشان ستون‌های قدرت بود و نگاهشان افق را می‌شکافت. زمین زیر پایشان کوچک بود، اما غرورشان بزرگ؛ چنان که گویی جهان برای آن‌ها آغاز شده است. آن‌ها فرمانروایان عصر خویش بودند، تاج‌داران بی‌رقیب خاک. اما تاج، در برابر آسمان، چیزی جز سایه‌ای گذرا نیست. فضا، این اقیانوس بی‌کرانِ تاریکی، نه تشویق می‌کند و نه انکار. همان‌گونه که نیچه یادآور می‌شود، جهان اخلاق ندارد؛ نه پاداش می‌دهد و نه انتقام می‌گیرد. ستاره‌ها می‌سوزند، نه از خشم، نه از عشق؛ فقط می‌سوزند. سیاره‌ها می‌میرند، بی‌آن‌که مرثیه‌ای برایشان خوانده شود. عظمت دایناسورها واقعی بود، اما محدود. بزرگ بودند، اما در مقیاسی کوچک. قدرت داشتند، اما در جهانی که خود نیز موقتی است. آن‌ها اراده بودند؛ اراده‌ای مجسم در گوشت و استخوان. اما فضا، بی‌تفاوتی است؛ بی‌تفاوتی‌ای که حتی نیاز به دشمنی ندارد. میان این دو، تفاوت اندازه نیست، تفاوت معناست. دایناسور می‌خواست بماند. فضا هیچ نمی‌خواهد. و همین «هیچ نخواستن»، سنگین‌تر از هر اراده‌ای است. وقتی به آن موجودات باستانی می‌اندیشیم، در حقیقت تصویر آینده‌ی خود را می‌بینیم. ما نیز سازنده‌ایم، جست‌وجوگریم، مشتاق معنا. شهر می‌سازیم، نام می‌گذاریم، تاریخ می‌نویسیم؛ گویی با واژه‌ها می‌توانیم بر ابدیت پیروز شویم. اما ابدیت، خاموش‌تر از آن است که پاسخ دهد. دایناسورها فرو افتادند، نه چون ضعیف بودند، بلکه چون هستی تعهدی به بقای هیچ شکوهی ندارد. طبیعت وعده نمی‌دهد؛ فقط تغییر می‌کند. شاید شجاعت راستین در همین باشد: این‌که بدانی جهان برای تو طراحی نشده، و با این حال، قامت راست کنی. بدانی پایان، قطعی است، و با این حال، زندگی را همچون شعله‌ای کوتاه اما آگاهانه برافروزی. فضا همچنان آرام است. نه تمجید می‌کند، نه نفرین. و در این سکوت عظیم، ما همچون جرقه‌هایی زودگذر می‌درخشیم. شاید روزی ما نیز تنها لایه‌ای از خاک باشیم؛ ردّی محو در خاطره‌ی سنگ‌ها. اما پرسش این نیست که می‌مانیم یا نه. پرسش این است که در این چشم بر هم زدنِ کیهانی، آیا جرأت کرده‌ایم بزرگ بیندیشیم؟ زیرا در برابر بی‌نهایت، آن‌که آگاهانه می‌زید، حتی برای لحظه‌ای کوتاه، از هر امپراتوری فسیل‌شده‌ای عظیم‌تر است. -unique.

بزرگ‌ترین ترس انسان مرگ نیست؛ فهمیدنِ این حقیقت است که جهان بدون او نیز می‌چرخد. روزی می‌رسد که چرخِ وجودش از حرکت بازمی‌ایستد، اما گردون همچنان می‌گردد؛ ستاره‌ها خاموش نمی‌شوند، آسمان فرو نمی‌ریزد و زمان حتی لحظه‌ای مکث نمی‌کند. آن‌گاه می‌فهمد که تمام عمر، خود را مرکزِ داستانی می‌پنداشت که هرگز درباره‌ی او نوشته نشده بود.

انقدر سخت و دیر می‌گذره که هنوز انگار توی همون سال و ماهیم.

به‌نظرتون چند ثانیه از دِی ماهِ 404 گذشته؟!

صبح شده و وقت خوابه.

دارم به این نتیجه می‌رسم که کارِ حلال هیچ‌وقت هیچ‌کس رو پولدار نکرده.

پیروزیِ بدونِ برخورد حتی یک موشک به اسرائیل‌مون مبارک.

همیشه سعی کنید با اصالت باشید! اگر جنبهٔ شوخی ندارید خودتون هم انجامش ندید. اگر احترام متقابل بلد نیستید به محترم بودن دیگری طعنه نزنید. اگر از فحش خوردن خوشتون نمیاد فحش ندید. مردم عین شما رفتار می‌کنند، آدم باشید.

گویی چون نزدیک جام جهانیه و این جنگ، ترس، آشوب و نوسانات زیادی توی نفت و دلار ایجاد می‌کنه ترامپ نمی‌خواد کاری بکنه. ولی من فکر نمی‌کنم بی‌دلیلِ بی‌دلیل هم باشه، هرچه نباشه اون‌ها سیاستمدارن و خیلی دقیق و با جزئیات عمل می‌کنن. در هر صورت فکر نمی‌کنم بی‌بی بی‌دلیل حمله کرده باشه. صد درصد چیزی پشتش هست که از قدرتِ تحلیلِ ما به دوره.

بلد نیستی؟! بیا کشتار رو از خودشون یاد بگیر برو.

بابا خب چرا نمی‌زنی؟ مرضت چیه؟

لطفاً بهم بفهمونید ترامپ چشه!

هم ایران راحت می‌شه، هم ایرانی.

ترامپ، عمو لطفاً یا نزن یا می‌زنی اتم بزن نسلمون رو منقرض کن.

امیدوارم واقعاً یک‌طرفه بشه این جنگ لعنتی.

دوباره اختلال داریم.

ناشناسِ منه، هر حرفی، سخنی، انتقادی، فحشی چیزی داشتید می‌شنوم. (جواب فحش با فحش😂😂)

امشب تا الآن با چند فردِ عاقل بحثِ فلسفی-اجتماعی داشتم، احساسِ خوبی داره که با چندتا هم‌فکر صحبت کنی.

"اخلاق" ترسِ انسانِ ضعیف از آزادی است. ما تبدیل به هیولا نمی‌شویم، فقط از زنجیرها عبور می‌کنیم.
سایهٔ حقیقت.

این اولین جملهٔ کتابه.
باهاش موافقید؟