uz
Feedback
𝖲︎𝖺𝗆︎𝗆︎𝗒'𝗌 𝖻︎𝗈𝗒𝗌

𝖲︎𝖺𝗆︎𝗆︎𝗒'𝗌 𝖻︎𝗈𝗒𝗌

Kanalga Telegram’da o‘tish

شیژائو، پسران یینیوئه؛ ما تو دنیای زیرین زندگی میکنیم. 𝗆︎𝖾 - @Soxreqn 𝖻︎𝗈𝗍 - http://t.me/safeCht_bot?start=TcZR2v

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 011
Obunachilar
-624 soatlar
-347 kunlar
-17930 kunlar
Postlar arxiv
شی‌شی داداش بخدا مال خودته باشه😭😂)

+1
گوشه‌ای از قشنگیای ولاگ که خاک تو سر منه)

ولاگ جدید شیژائو رکورد تو یوتیوب منتشر شد) vlog link 🔗

خوشگل‌پسرا🛐)
+2
خوشگل‌پسرا🛐)

عاپدیت SENSE 🙂😭 این جون میده برای یه سناریو)))

قربونت میرم:(❤️

ولی داداشم با این تکست شاهکار کرد) اینیکیو من ننوشتمااا

لطفا این دوتا تکست رو بخونید و دوسشون داشته باشید) فردا هم منتظر پک استیکر بمونین.

« حالا که به او نگاه می‌کردم تمام عقایدم زیر و رو می‌شد. » . . . در تمام زندگی کسل‌کننده و قانون‌مند من جایی برای سرپیچی از م
+1
« حالا که به او نگاه می‌کردم تمام عقایدم زیر و رو می‌شد. » . . . در تمام زندگی کسل‌کننده و قانون‌مند من جایی برای سرپیچی از منطق نبود، اما حالا دل به کسی بسته بودم که تمام من شده بود. نفس‌ او حالا به نفس من وصل شده بود؛ به قلبی که حالا برای او بود نگاه می‌کردم و پوزخندی به گوشه لبانم می‌رسید.
از ترس خشم تو، تویی که ممکن بود قلب عاشقم را بشکنی؛ در میان خواب و بیداری‌ات بوسیدمت و بیشتر از همیشه برای داشتن تو حریص شدم. آنقدر حریص که حاضر بودم مرا سرکش ببینی، اما بتوانم برایت هر چیزی جز برادر باشم؛ تمام من تورا می‌خواست، کدام برادر به آغوش کشیدن تو فکر می‌کرد و با فکر لب‌هایت بی‌قرار می‌شد؟ پس ببخش، این عاشقی که نمی‌خواست جایگاهی غیر از عاشق تو بودن را داشته باشد ببخش. برای بوسیدنت، و حتی برای خواستنت.

◾️گاهی آدم میانِ شلوغ‌ترین صداها، تنهاتر از همیشه می‌ایستد. آن شب، پشتِ خنده‌ها و نورهای بار، فقط یک سؤال توی ذهنم تکرار می‌ش
+1
◾️گاهی آدم میانِ شلوغ‌ترین صداها، تنهاتر از همیشه می‌ایستد.
آن شب، پشتِ خنده‌ها و نورهای بار، فقط یک سؤال توی ذهنم تکرار می‌شد؛ «اگر امشب نباشم، واقعاً کسی نبودنم را حس می‌کند؟» تولد، برای خیلی‌ها جشن است.. اما برای من، فقط یادآورِ یک سال دیگر از فراموش شدن بود. تا این‌که او، بی‌هیاهو، فقط یک تکه کاغذ مقابلم گذاشت. «لیویی، تولدت مبارک.» نه هدیه‌ای گران‌قیمت بود، نه جمله‌ای طولانی... اما همان چند کلمه، تمام دیوارهایی را که سال‌ها دور قلبم ساخته بودم، آرام آرام فرو ریخت. برای اولین بار فهمیدم.. یکی هست که حتی اگه تاریخِ تولدم را از قبل نمیدانسته به محض فهمیدن نادیده‌ام نمیگیرد. یکی هست که حضورم، برایش آن‌قدر ارزش داشته که نگذارد این روز، مثل تمام روزهای دیگر، بی‌صدا از کنارم بگذرد. شاید از نگاه دیگران فقط یک برگه‌ی ساده بود.. اما برای من، اثباتِ این بود که بالاخره، میانِ این دنیای بزرگ بی‌رحم، کسی را پیدا کرده‌ام که بودنم برایش مهم است. و عجیب‌ترین بخشِ ماجرا این بود.. آن شب، تولدم را جشن نگرفتم؛
◾️تنهایی‌ام را به خاک سپردم.

نگید من مظلومم😔

وقتی حتی تو پشت صحنه هم بیخیال دنس و چالش نمیشن😭😂🤏🏽

+1
پشت صحنه قندعسل ریکشن شی‌شی بعد کیس)))

هیچی فقط خواستم دیگه این سکانس براتون عاشقانه نباشه❤️
+1
هیچی فقط خواستم دیگه این سکانس براتون عاشقانه نباشه❤️

دوباره داره شیطونه یه کاری میکنه پروف عوض کنم))) دو دیقه انقد قشنگ نباشین @شیژائو

کف و خون قاطی کردم))) خوشگل پسرا
+9
کف و خون قاطی کردم))) خوشگل پسرا