uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

𝓓𝓻𝓮𝓪𝓶 𝙁𝙞𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣

𝓓𝓻𝓮𝓪𝓶 𝙁𝙞𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣

Kanalga Telegram’da o‘tish

چنل پشتیبانی: https://t.me/natachayismaybro Chat: @Dreamficbot

Ko'proq ko'rsatish
679
Obunachilar
+524 soatlar
+127 kun
+11330 kun
Postlar arxiv
واقعا به هیجان اون ۱۰ پارت نیاز دارم

چی میشه زودتر برسیم به پارتای ۲۰ تا ۳۰ بلاد؟

یدونه ری‌اکت بندازید زیر این لطفا

خاله هرکی بودی بوس بهت =)

۵ روز پیش =)

اینجا کی گیفت گرفته من ندیدم =)

یه سوال درمورد بلاد
Anonymous voting

نصفش سانسوره خب زن

بوم و پووین رو به اکیپ: _بچه ها لطفا با هیچکی دردسر درست نکنید اکیپ: چشم مین وایل همون روز اول اکیپ: سانتا و بوم دعوا با پرث و جمینای فورث دعوا با جمینای دانک و پووین دعوا با... است دعوا با ... ... دعوا با ... چقدر آخه حرف گوش کنن اینا

آخ از چی دراگون ترسیدی گرل اون خیلی مهربونه =)

دراگون... پدرش. من ترسیده‌ام و مادرم را می‌خواهم

منم همراهیت میکنم توی گریه ولی تا اینجا حتی نصف مظلومیتشم رو نشده تازه اولشیم:(

https://t.me/BlFictionDream/8284 خاله چقدر پرث بلاد مظلوم نازه اخه😭😭میتونم بشینم تا آخر عمر براش گریه کنم

و سانتا هم کارکتر مظلوم تریه که با وجود سنش کمش هیچوقت از ماجرای بچگیش خبردار نشد و شایدهم اون یکی پسر بچه ده ساله هیچوقت بهش نگفته باشه ولی با تمام وجود، به عنوان یک برادر کوچیک‌تر میپرستتش و می‌خواست که مراقبش باشه =)🤏🏻

واقعا برای پرث فلش بک کبابم چون خوشبختی رو توی یه خانواده سه‌نفره پیدا کرد ولی هیچوقت احساس آرامش نکرد چون هربار که پاش رو میزاشت داخل میترسید کسی تعقیبش کنه و درنهایت، ترسش به واقعیت پیوست

درمورد بچه‌ای بود که شاید اگه توی خانواده درستی دنیا اومده بود، هیچوقت به عنوان یک "قاتل" شناخته نمیشد‌=)

درمورد بچه‌ی ده ساله ای بود که با وجود خانوادش و شغلش، بازهم با دیدن یه هوای آزاد ذوق میکرد و همین برای ادامه دادنش بس بود:)