𝓓𝓻𝓮𝓪𝓶 𝙁𝙞𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣
Kanalga Telegram’da o‘tish
چنل پشتیبانی: https://t.me/natachayismaybro Chat: @Dreamficbot
Ko'proq ko'rsatish679
Obunachilar
-224 soatlar
+37 kun
+10230 kun
Postlar arxiv
هشدار صحنهی خشن و خونریزی❌
سانتا با خونسردیِ عجیبی، پیشونیاش رو روی دهانهی اسلحهی مرد غریبه فشار داد و با صدای آرومی لب زد:
_اگه جرئتش رو داری شلیک کن
مرد غریبهی هیکلی با شنیدن این جمله، با ح ص دندون قروچهای کرد و غرید:
_میزنم حرومزاده!
سانتا یه قدم دیگه جلو رفت و پوزخند ترسناکی گفت:
_پس بزن. بزن تا بفهمی بعد از مرگ من، اون هیولای پشتیبان من چطوری زندگی همتون رو یه شبه خاکستر میکنه.
مرد غریبه دیگه تاب نیاورد به قصد شلیک، ناشه رو کشید. اما قبل از اینکه بتونه کارش رو انجام بده، همون لحظه، یه گلوله از پنجره به طرف پیشونیش اومد و چند ثانیه بعد، سرش مثل هندونهای ترکید و تیکههای خون، با فشار روی صورت سانتا پاشید.
سانتا چشمهاش رو بست و لبخندش درشتتر شد. قطرههای خون از روی گونههای گرد و زخمیش پایین میریخت ولی اون لیتوجه به این قضیه و با خونسردی، لکهی سرخ روی لبش رو لیسید و زیر لب گفت:
_بهت که گفته بودم
ولی خب از پارت ۳۰ حساب کردم شد ۸ و این جدا از ساید استوریاست که اونام خودشون یه ۱۰ تایی میشن(جدا از روند فیکن و مربوط به روابط اولیه کاپلمونه که خیلی نازه)
https://t.me/BlFictionDream/6908?single
https://t.me/BlFictionDream/7315?single
اگه جنگ شه و من نتونم این دوتارو بخونم چیییی؟😭😭😭
https://splus.ir/joingroup/AU8WUVnE3GXS4qRtNdpJVA
لبنک گپ سروشه اگه چیزی باشه یا چنل بزنیم همونجا میفرستم✨
فکر نمیکنم چنل بزنم توی سروش( بستگی داره) ولی خب گپ داریم اونجا با بچه ها اگه چیزی شد
