uz
Feedback
𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞

𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞

Kanalga Telegram’da o‘tish

هنوز مطمئن نیستم. از زندگی، از خودم، از تو. از ما. اینجا "از من" می‌نویسم. _هنرجوی تئاتر. اینجام عزیزم: https://t.me/SendHarfBot?start=85e726d474ca

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 247
Obunachilar
-224 soatlar
-57 kunlar
+3330 kunlar
Postlar arxiv
photo content
+4

_yargi
+3
_yargi

_yargi
+3
_yargi

امیدوارم هیچ‌وقت اون‌قدر حرفه‌ای نشی که از اشتباه کردن بترسی.

امیدوارم هیچ‌وقت اون‌قدر حرفه‌ای نشی که از اشتباه کردن بترسی.

بچه‌ها ببینید عماد چی درست کرده؛ خیلی جالبههه.

🔅بچه‌ها، «عِمــٰآد جی‌پی‌تی» آماده‌ست. بعد از کلی وقت گذاشتن و درگیری‌های فنی، بالاخره اون چیزی که می‌خواستیم شد. "عِمــٰآ
🔅بچه‌ها، «عِمــٰآد جی‌پی‌تی» آماده‌ست. بعد از کلی وقت گذاشتن و درگیری‌های فنی، بالاخره اون چیزی که می‌خواستیم شد. "عِمــٰآد جی‌پی‌تی" یه ابزاره که قراره کارتون رو راه بندازه؛ از پیچیده‌ترین سوالات تا کارهای روزمره.
- قابلیت های زیادی داره از جمله دریافت وویس و پاسخ دادنش. - برای اولین بار تو ربات های تلگرام تولید عکس با توجه به توضیحات شما. - و مهمترین قابلیت گفتگوی آنلاین و بدون محدودیت با هوش مصنوعی عماد تو صفحه مینی اپ ربات و اووو قابلیت های دیگه.
خیلی حرف نمی‌زنم، خودتون باهاش چت کنید تا بفهمید چی ساختیم. @GPT_Emad_bot

«باش» کوتاه‌ترین جمله‌ایه که می‌تونه یه عالمه حرف نگفته رو با خودش حمل کنه. کلمه‌ای که معنیش رو از تو یاد گرفتم.

تصمیم گرفتم آدم منطقی‌تری باشم. ولی به این نتیجه رسیدم آدم منطقی بودن خیلی خسته‌کننده‌ست. اراده.

وقتی می‌گم شخصیت تعارفی‌ای ندارم.
وقتی می‌گم شخصیت تعارفی‌ای ندارم.

واقعا از همه‌ی آدم‌هایی که هنوز با وجود سابقه‌ی درخشان من در جواب ندادن، همچنان‌ بهم پیام می‌دن تشکر می‌کنم.

Repost from N/a
دقیقا عین این میمونه کسی که دوسش داریو بغل نکنی بزاریش یه گوشیه فقط. رو اون کتابم باید بنویسی خط بکشی هایلایت کنی و ....نشونه ذوقه اصلا.

کلا زندگی رو زیاد جدی نمی‌گیرم‌ چندماهه دوستان.

لیوان قهوه‌م جای قلم‌مویه، بلیت مترو بوک‌مارکه، کتاب دفتر یادداشته‌. این که چیزی نیست.

بهم می‌گه چطور دلت میاد زیر کتاب‌ها خط بکشی و هایلایت‌شون کنی؟ نه اتفاقا دلم می‌سوزه کتابی خونده بشه و هیچ اثری از خواننده‌ روش نمونه.

آنچه مرا نکشد، من خودم می‌رم دنبالش که ببینم مشکلش چی بوده.

بدم میاد یکی فقط چون دوستم داره یا می‌خواد خوشم بیاد، با هرچی می‌گم موافق باشه. یه جاهایی لطفاً یکی پیدا شه بگه «نه، اینجا داری اشتباه می‌کنی». اگه قراره باهام حرف بزنی، نظر داشته باش. من دنبال تشویق‌کننده نیستم، دنبال یه آدمم که وقتی دارم پرت‌وپلا می‌گم جلومو بگیره. اگه قرار بود فقط صدای خودم رو بشنوم، با دیوار حرف می‌زدم.

یک چیزی که هر دفعه بهم از نو حسِ جدیدی می‌ده، یادآوریِ اینه که جناب عباس کیارستمی چقدر از زمانه‌ی خودش جلوتر بوده.

دلم می‌خواد الان فقط از فیلم‌های کیارستمی حرف بزنم. چقدر متفاوت بودن. چقدر دلنشین بودن. این تابستون تصمیم گرفتم فیلم‌های کیارستمی رو ببینم. و بهترین تصمیم بود. فیلم‌های کیارستمی با سادگی آمیخته شده؛ سادگیِ خود زندگی. زندگی واقعی رو نشون می‌ده و نمی‌خواد هیچ چیزی از زندگی واقعی رو حذف کنه. مکالمه‌های واقعی از آدم‌های واقعی. در فیلم‌های کیارستمی کسی بازی نمی‌کنه، همه خودشونن و وای من عاشق اینم. همیشه دنبالِ آثاری می‌گردم که جرئتِ واقعی بودن دارن. فیلم‌های کیارستمی حس خونه می‌ده، حس امن بودن و حس اینکه خودتی. خوشحالی و خوشبختی رو در کوچک‌ترین اتفاق‌ها نشون می‌ده. خوشبختی که به اتفاق‌های بزرگ نیست. دقیقا مثل حرف‌هایی که حسین به طاهره در فیلم زیر درختان زیتون می‌زد. به روش‌های مختلف می‌گه که زندگی باید کرد حتی اگه زندگی نخواست که تو زندگی کنی. یکی از سکانس‌های فیلم زندگی و دیگر هیچ، بعد از زلزله نشون داده می‌شه که مردم هنوز امید دارن، ازدواج می‌کنن، آنتن نصب می‌کنن برای دیدن فوتبال و زندگی می‌کنن. و من عاشق مکالمه‌هایی بودم که مردم اون روستا داشتن. عاشق سبک کیارستمی شدم. دیدن فیلم‌هاش یک تجربه‌ی فوق‌العاده بود. مشتاقم برای دیدن باقی فیلم‌ها.

بهم نامه دست نویس و گل بده و بعد تمام، من عاشقت شدم.