SoLaR¿
Kanalga Telegram’da o‘tish
@Fandoghiebot t.me/HidenChat_Bot?start=8285222105
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 403
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+3237 kunlar
+32330 kunlar
Postlar arxiv
1 403
https://t.me/fandoghie/32?single
چطور ممکنه انقد خاص و زیبا باشی.
موهای طوسیت هم خیلی بهت اومده بوده
1 403
شبی بر بالین دریا خواهم خوابید، در میان امواج غرق خواهم شد جایی که دیگر من خواهم بود، سکوت و یک دنیا تاریکی،شاید هم در اخرین پرده زندگی ام نور ماه را ببینم که نرم و لطیف در میانه قطرات اب ارام ارام خاموش میشود.
خاک این دنیا با ما مهربان نبود، خشن بود بی رحم بود، در رویا هایمان یک دشت گل خیال داشتیم به هر رنگ که در این دنیا حیات دارند، که هرکه امد گلی را در دشت ما لگد مال کرد و هر حقیقت تلخ و خاکی این زندگی گل های بیشتری را به زوال کشاند.
در پایان روزی تصویر خود را در اینه دیدم نور چشمانم که از افتاب درخشان تر بود تیره شده بود تار تر از اسمان شب حتی نیم روشنی ماه هم از چشمانم گریزان بود، به قلبم نگریستم من مانده بودم وسط بیابانی که روزی دشت خیال های رنگینم بود. گلبرگ های رویا هایم خشک و پژمرده در میانه قلبم پراکنده بودند و در یکی یکی در میانه خاک دفن میشدند.
خلاصه از خاک گریختم انقدر از همه چیز و همه کس گریختم که در پریشان حالی خود را میانه دریا یافتم. موج ها هجوم اورده بودند و مرا از خود میراندند. میخواستم به این داستان هراسناک پایان دهم میخواستم همان پایان خوش قصه هارا بسازم و در فال ما خوشی ان بود که ابتدای داستان گفتند یکی بود و یکی هم نبود....
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
