𝅄 𝆬 𝗗ᧉꭑ𑄝𝗇 𝚳𝗈𝗍ꤕᥣ ֶָ֢
Kanalga Telegram’da o‘tish
به هتلِشیطان خوشآمدید. @nanioweabot http://t.me/safeCht_bot?start=Osl6m5 answer: @case_filess
Ko'proq ko'rsatishEron142 738Toif belgilanmagan
294
Obunachilar
+124 soatlar
+147 kunlar
+8430 kunlar
Postlar arxiv
Repost from N/a
For @Demon_motel
☆مدام این خوابِ تکراری را میبینم؛ میبینم از دور ایستادهای و من، بیاختیار، به سمتت راه میافتم. هرچه بیشتر به تو نزدیک میشوم، چشم در چشم هم میشویم... و ناگهان درون گودالی عمیق سقوط میکنم. بعد از خواب میپرم. آخرین تصویری که هر صبح در ذهنم میماند، تویی؛ که درمانده سقوط کردنم را به درون آن گودال تماشا میکنی، در حالی که من فریاد میزنم و کمک میخواهم. و تو، بیهیچ احساسی در چهرهات، فقط نگاهم میکنی... انگار حتی قصدی هم برای نجاتم نداری. شاید این خواب پیشآگهیِ چیزی بود؟ اگر فراموش کردن و ادامه دادن اینقدر آسان بود، دیگر اسمش عشق نبود... مگر نه؟
