𝖲𝗆𝖺𝗋𝗍𝖡𝗈𝗈𝗆 ノ 𝖠𝗎𝗋𝖺𝗅𝗂𝗌
Kanalga Telegram’da o‘tish
✦ 𝘞𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 𝘵𝘰 𝘈𝘶𝘳𝘢𝘭𝘪𝘴’ 𝘏𝘰𝘮𝘦 ✦ پناهگاهے امن براے خانوادهے اورالیس؛ جایے کـہ همیشـہ با چراغ عشقشون روشن میمونـہ𔓕 𝖲𝖬𝖠𝖱𝖳𝖡𝖮𝖮𝖬 𝖥𝖮𝖱𝖤𝖵𝖤𝖱 ꩝ ⎯ ᯯ𝖠𝗇𝗈𝗇𝗒𝗆𝗈𝗎𝗌 ↝ @Auralisfamily_bot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
486
Obunachilar
+1924 soatlar
+337 kun
+8130 kun
Postlar arxiv
قبل از باز کردن ویدئو آب قند کنار دستتون باشه.
با ژستهاش قند تو دلمون آب میکنه🥹🦋
خیلی با دقت تو انتخاب کرده دستبند به حرفای دخترش گوش میده و سرشو هرجا لازم باشه تکون میده؛
💬: ددی، میشه برام انتخاب کنی کدومو بپوشم؟ 🦮: همشون قشنگن، انتخاب کردن خیلی سخته 💬: دوستت دارم، ددی 💬: (از اول حدس میزدم همین رنگ رو برام انتخاب میکنی)
💬: ددی خیلی شیرین از دختراش استقبال میکنه. ددی چرا انقدر خوشحال شدی؟ بیاین یه بار دیگه نگاه کنیم: نکنه بخاطر من بود چون بهش گفتم اسمارتبوم برای همیشه.چهره اسمارت تو تمام ویدئو دیدنی بود 😂
💬: اینجا به بابا گفتم: خسته نباشی ددی بخاطر سروصدا، صدام شنیده نمیشه ولی میتونین از روی حرکت لبم متوجه بشین.⚟ این صحنه زیبا از یه زاویه دیگه ⚞
بابا اول داشت به صفحه نگاه میکرد، اما به محض اینکه شنید من چیزی گفتم، فوراً برگشت و به من نگاه کرد بعد با چهره و لحنی که کاملاً معلوم بود خیلی خوشحال و غافلگیر شده، 🦮: ممنون 💬: (محیط خیلی شلوغ بود؛ من صدا رو تا حد زیادی بلند کردم و فکر میکنم میشه شنید که بابا ممنون رو میگه)حتی تو شلوغترین وضعیت هم حواسش به دختراش هست𖦆
💬: ددی اورالیس دوست داره (هی چشمش به اون عروسکای جفتی بود و چشم برنمیداشت)چه خاطراتی با همون دوتا عروسک تو ذهنش مرور شده𔔁
💬: داشتم جوری بابا رو با دو تا کف دست هل میدادم که انگار میخواستم با دو تا ضربه بفرستمش برگرده بانکوک.یه ذره قدرتت رو بالا میبردی میفرستادیش پیش مامی😔😂
–کپشن پست فن↶
💬: یعنی واقعاً ممکنه یه نفر توی یک روز اینهمه سوتی بده و خودش رو اینقدر ضایع کنه!؟ ۱- توی "Hi Touch"، معلوم نبود اینهمه عجلهام برای چی بود🙄؟ ۲- موقع عکس گرفتن، دستهام مدام میلرزید ۳- وقتی دست ددی رو گرفتم، قیافهمون دقیقاً مثل دیدار رسمی دو مقام شده بود🫤🫱🏻🫲🏻 ۴- وقتی رفتم روی صحنه سلفی بگیرم، نزدیک بود زمین بخورم😶🌫👩🏼🦯 ۵- روی صحنه هم من و ددی ایستاده بودیم، ولی هیچکدوم از کارکنان به دادمون نرسیدن و چند لحظه همونطور بلاتکلیف موندیم🗿⚟ یه دیدار با هیجان بالا ⚞
🦮: دخترم، این همه عجله برای چیه؟ به بابایی بگو، باشه؟ 💬: این دست گرفتنه یا جلسه سران و مقامات؟ چرا دستم میلرزه ، گذاشته روی حالت ویبره😐🤦🏻♀️ 🦮: بابایی دیگه طاقت نیاورد.
ویدئو سمت چپ⇍کپشن پست فن↶
💬: راستش بابا واقعا خیلی بامزهست. با چشمهای براقش بهم نگاه میکرد و وقتی شنید که من گفتم برگهای یوزو میتونن خوششانسی بیارن، اونا رو برام تکون داد تا بادش به اون بخوره. واقعا خیلی نازه، خیلی خیلی نازهویدئو سمت راست⇍کپشن پست فن↶
💬: خانم عزیز، چرا حتی یه لحظه هم سرت رو بالا نگرفتی تا حالت چهره ددی رو ببینی؟ هر وقت اون قیافه مظلوم و دلشکستهاش یادم میوفته، دلم میخواد محکم یه سیلی به خودم بزنم. راستش چند روزه مدام دارم بهش فکر میکنم و هر روز از دست خودم حرص میخورم😮💨 بچه دلش برگ یوزو میخواست؛ خب بذار باهاش بازی کنه دیگه! این دست خرابکارم آخر برای چی انقدر اصرار داشت ازش بگیره؟ از همه خندهدارتر این بود که خودش حتی سعی کرد قایمش کنه، ولی من اصلا متوجه نشدم و باز هم دست دراز کردم که ازش بگیرمش😂🤦🏻♀️
💬: یه چیز باحال بهت میدم، اون "چیز باحال" کله اسکلته💀 💬: (یادش رفته جاکلیدی بوم تو دستشه) 🦮: مطمئنی میتونی؟ 💬: (اینجا یه نقشه شیطانی تو سر اسمارت شکل گرفت) 💬: اولش نفهمیدم منظورش از "میتونی؟" چیه بعد که فهمیدم، اینجوری بودم که، آهاا، فهمیدم!معلوم نیست چه نقشه شیطانی تو سرش شکل گرفته😂😭
𖥔هدیه از طرف اورالیسهای شیرین𖥔
یه هدیه دست ساز از حرفهاشون برای اسمارت درست کردن و موقع نشون دادن اگه محتوا کاپلی باشه، اسمارت نمیتونه قبول کنه برای همین تو یه بسته بندی گوگولی بهش دادن~
💬: این از طرف اورالیسه 🦮: اوه، ممنونم 💬: (وقتی شروع کرد به ورق زدن و نگاه کردن داخلش رو، من واقعا میترسیدم نکنه یه دفعه صفحات مربوط به خودشون رو پیدا کنه، برای همین سریع حرفش رو قطع کردم؛ وگرنه حس میکنم میتونست خیلی بیشتر نگاه کنه و ورق بزنه)به لبخند ریز ددی دقت کنیم، معلومه خیلی سافت رو قلبش نشسته🪄
+7
💬: این اولین باری بود که توی یه ایونت حضوری شرکت میکردم و همینطور اولین باری بود که با اینهمه صداقت و جدیت، طرفدار یه کاپل میشدم. قبل از رفتن به برنامه، وارد گروه شدم و همون موقع که آنلاین با هم حرف میزدیم، حس کردم اورالیسها همه خیلی مهربون و خوبن. وقتی حضوری همه رو دیدم، احساس کردم همه خیلی خوشگل و دوستداشتنیان و واقعا هم آدمهای خیلی خوبی هستن. و وقتی ددی رو دیدم؛ واقعا فوقالعاده هیجانزده شده بودم. ولی چون اولین بارم بود که توی برنامه حضوری شرکت میکردم و تجربهای نداشتم، کلی حسرت و تاسف هم داشتم. همونجا یه بار زدم زیر گریه و کلی از بچهها اومدن دلداریم دادن❤️🩹🩹 ددی واقعا خیلی مهربونه و خیلی حواسش به حال و احساسات من بود. چون موقع ملاقات حضوری یهسری اتفاقات پیش اومد که باعث شد یه حسرتهایی باقی بمونه. بعدا که فیلمها و عکسها رو از زاویه دید سوم نگاه کردم، فهمیدم ددی تمام مدت حواسش به حال من بوده. اما واقعا، خوشحالم. اینکه تونستم ددی رو ببینم، خیلی خوشحالم کرده؛ اینکه تونستم با همه شما آشنا بشم و همدیگه رو پیدا کنیم، واقعا خوشبختم کرده و جمله همیشگی𔔀 ^^𝑺𝑴𝑨𝑹𝑻𝑩𝑶𝑶𝑴 𝑭𝑶𝑹𝑬𝑽𝑬𝑹^^
ᯓ★ #OurAuralis ᭡
💬: بابا تا فنآرتشون دید نیشش تا بنا گوشش باز شد سرشو تکون داد و گفت: 🦮: اوه چه بامزهان🥹~
–کپشن پست فن↶
داستان از اینجا شروع شد که منو برای بازی "۱، ۲، ۳، مجسمه شو" روی صحنه انتخاب کردن، اولین بار بود اسمم دراومد؛ اسمارت اومد باهامون شوخی کنه و گیرمون بندازه.⚟ لحظات شادی با اسمارت ⚞
🦮:(اینور و اونور رو نگاه میکنه تا یه هدف پیدا کنه.) 💬:(منم همونجا وایساده بودم و از استرس داشتم منفجر میشدم و همینجوری یهویی چشم تو چشم شدیم.) 🦮:( در حال طراحی یه نقشه شیطنتآمیز👻) 🦮:سلام،اسمت چیه؟ 💬:از استرس حتی نمیتونم صدامو دربیارم 🦮:واا! خیلی خوبه! 💬:اینجا دیگه واقعا داشتم زور میزدم که خودمو کنترل کنم 🦮:میتونی یه آهنگ بخونی؟ 💬:وسط این همه آشفتگی، مغزم اینو فهمید که،دیگه واقعا دارم کم میارم؛ یکی مامانم رو صدا کنه برام) 🐈⬛:یکی نجاتم بده! بچهها! 🦮:(و مقصر اصلی هم با یه لبخند خیلی خوشحال داشت نگام میکرد!) 💬:بعد از کلی خودداری و تحمل، بالاخره بازی رو بردم.⚟ ناز کردنش برای فنا ⚞
🦮: منم دوست دارم×۳ 💬: خیلی نازی~ 🦮:مرسی~ همهتون عالی بودین~ 💬 فکر کردین تموم شد؟ نه، هنوز ادامه داره! 🦮: منم خیلی خوشحال شدم،ممنون~ 💬 از اینجا دیگه شروع میکنه ناز کردن! و خسته نباشید به همه که تا اینجا دیدین🫶🏻
🦮: سلام سلام(به چینی سلام میکنه) 🦮:دخترای خوشگل، بابا اومده~ 💬: (لحظه جیغ کشیدنِ اورالیس ها) 🎤:دوست دارین اسمارت شما رو چی صدا بزنه؟ 💬:دخترم!! 🦮: بابا اومده، بابا اومده.دفعه بعدی که اومدی، پیبوم هم بذار تو جیبت با خودت بیار🫴🏻
+1
اورالیس همیشه همراه🍧
امروز قراره کنار همدیگه برگردیم به ایونت ستارهای اسمارت
ریاکشنهای زیباتون رو مثل قرص رفع خستگی بهمون نشون بدین 🍥
𝁦 #Event 𝂅✧𝂅 #CSNPHeartBeatParty ᭡
+1
💬:(نهتنها نامهها رو میخونه، بلکه کفشهای براق هم میپوشه. کفشهایی که میپوشه معمولاً رنگهای جیغ و چشمگیرن. سایز ۴۳، قابل پوشیدنه ✓ هدیه تیانجین ✓ از تولیدات ویژه ساخت چین✓)دیروز مامان کادویی که از دخترش گرفته رو پوشیده بوده🥹🩰
ᯓ★ #OurAuralis ᭡
