289
Obunachilar
-124 soatlar
-57 kun
-2130 kun
Postlar arxiv
288
تن این ببر من زخمیه؛ زندونیش کن من بهت اسیر شدم. چند ساله ندیده بودمت؛ تو چقدر جوون من پیر شدم. نمیتونم فراموش کنم اون همه داستانو.
تن این ببر من زخمیه؛ زندونیش کن من بهت اسیر شدم. چند ساله ندیده بودمت؛ تو چقدر جوون من پیر شدم. نمیتونم فراموش کنم اون همه داستانو.