-For Her..
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
235
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-1430 kun
Postlar arxiv
235
دخترک، در میان هیاهوی بیمعنای آدمها، گوشهای خلوت برای خویشتن برگزیده بود. او نه از پیِ آشناییهای گذرا، که در جستجوی معنایِ پناه بود؛ دلش میخواست نخستین قدمِ ورود به دنیایِ دلدادی، بر آستانهیِ حضورِ کسی باشد که همترازِ رویاهایِ پاکش باشد.
در میانِ شبهایِ تماشایِ دنیایِ مجازی، پیامی آمد که سکوتِ دلش را شکست. نخست، دیوارِ تردید را بالا برد و خواست از او بگذرد، اما وقتی فهمید پسرک تنها در پیِ شنیدنِ طنینِ صدای اوست، گویی بخشی از حصارِ قلبش فرو ریخت. دخترک، با لبخندی از سرِ شوق، پذیرفت که آواز بخواند.
از آن پس، کلمات میانشان پیوند خورد و بازیِ پیامها، آغازگرِ طوفانی در روحِ دخترک شد. او که برای اولین بار با غریبهای در میان بود، میانِ لرزشِ ترس و تپشِ هیجان، معلق بود. حسی که هرگز در کتبِ احساسات نیافته بود؛ حسی که گویی تمامِ رگهای بدنش را به لرزه درمیآورد و در هر نبض، نامی از او را زمزمه میکرد او با خود میپرسید: این چه جادویِ بیرحمانه و در عین حال شیرینی است که بندِ جانم را به او گره میزند
235
گاهی وقتا،آهنگایی که مورد علاقتم نیستن وقتی از طرفه فرده مورد علاقت باشن زیبا بنظر میان؛
صرفا فقط بخاطره اینکه از طرفه ادمه مورده علاقته*
