احتمالا جاسوس کا.گ.ب/
Kanalga Telegram’da o‘tish
۲۱ سالگی. معلم زبان، تولیدکننده محتوا، عاشق علوم، فمنیست، دانشجوی ادبیات انگلیسی فردوسی، فن یک ویکیپدیا، خوره پاپکالچر، سریال ترکی بین، دلتنگ ادینبرگ اما گیر افتاده در مشهد..!
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
505
Obunachilar
-124 soatlar
-47 kun
-1430 kun
Postlar arxiv
بخاطر همین هم دامن زدن به «پسرا پرنسس شدن» درواقع لگد زدن به زن بودن خودتونه. اتفاقا اینکه پسرا بتونن احساساتشونو نشون بدن خیلی هم خوبه. اتفاقا دنگ دادن خیلی هم خوبه. اتفاقا خیلی از دغدغههای الکیی که داریم و هرروز بخاطرش نق میزنیم نتیجه یه دستاورد بزرگ و رهایی از یه چاه عمیقه.
زنانگی، مردانگی، انرژی زنانه و مردانه، همه این تعاریف رو خود ما انسانها ساختیم. بعد این کجا شروع کرد آسیبزا شدن؟ اونجا که زن ناز داره، پردهش برداشته شد و واقعیت پشتش «زن ضعیفه!» نمایان شد. احساس و عاطفه زنها تبدیل به «نمیتونن تصمیم بگیرن چون زنها احساساتین!» شد. و همینطوری پیش رفت تا همه ویژگیهای منتسب به زنانگی! بد تلقی شدن. چرا مرد نباید احساسات نشون بده؟ چون زنانهست و زنها ضعیفن. مردها که ضعیف نیستن. خیلی از رفتارهایی که پدرسالاری مردا رو ازش منع میکنه بخاطر اینه که شبیه زنها نشن.
خب جنسیت توی هر فرهنگی معیارها و ترازهای متفاوتی داره ولی یه چارچوبی برای مرد و زن هست که حدودا همه جا در و دیوارش همونه. مثلا زنها احساساتین، زنها ناز دارن، زنها لوسن یا مردا قوین، مردا خشمگین میشن، مردا وحشتناکن، مردا گریه نمیکنن. اکثر این چارچوبها رو فرهنگ پدرسالار و دین ساخته.
A friend to all is a friend to none
ینفر که با همه دوسته در واقع دوست هیچکسی نیست.
Chase two girls, lose the one
دوتا دخترو بخوای، یکیو از دست میدی.
When you are young they assume you know nothing
وقتی جوونی اونا (بزرگترا) فکر میکنن هیچی نمیدونی
But I knew you
ولی من تورو میشناختم
Playing hide-and-seek and
Giving me your weekends, I
I knew you
قایم موشک بازی میکردی و آخر هفته هاتو به من میدادی، من تورو میشناختم.
Your heartbeat on the High Line
Once in twenty lifetimes, I
ضربان قلبت رو بالاترین حالتش
یکبار توی دوره بیست ساله زندگی، من.....
I was walking home on broken cobblestones
من داشتم روی سنگ فرش های شکسته به خونه میرفتم
Just thinking of you when she pulled up like
وقتی اون دختره زد کنار فقط به تو فکر میکردم.
A figment of my worst intentions
یک توهم از افتضاح ترین خیالات من
She said "James, get in, let's drive"
اون گفت : "جیمز ، سوار شو ، بیا برونیم(؟)"
Those days turned into nights
اون روز به شب تبدیل شد
Slept next to her, but
من کنار اون دختر خوابیدم
I dreamt of you all summer long
من تمام طول تابستون رو به تو فکر میکردم
Cause you were never mine
Never mine
برای اینکه تو هیچوقت مال من نبودی.
هیچوقت مال من نبودی.
But do you remember
Remember when I pulled up and said "Get in the car"
ولی آیا بیاد میاری؟
بیاد بیار وقتیو که زدم کنار و گفتم «سوار ماشین شو»
And then canceled my plans just in case you'd call
و بعد برنامههامو لغو کردم فقط بخاطر اینکه تو زنگ بزنی
Back when I was livin' for the hope of it all, for the hope of it all
قبلا، زمانی که بخاطر امید به همه این چیزا زندگی میکردم.
بیاین شاهکار تیلور سوئیفت رو براتون بذارم. کروناست تیلور سرگرمیی جز امتحان کردن شرابهای مختلف و ترانه نوشتن نداره، پس یه مثلث عشقی میسازه. از زبان هر سه طرف مثلث عشقی آهنگ مینویسه. از زبان جیمز پسر رابطه، بتی دوست دختر جیمز و آگستین که جیمز باهاش به بتی خیانت کرده.
Repost from ANNA, teach me English
خدمت شما🫧
جزوه آهنگ "MOTION SICKNESS" نوشته شده توسط آنا ناصری.
بیا باهم غرق زبان شیم🌊
@AnnaTeachMe
از کارهای موردعلاقم ساخت جزوه برای موسیقی بود. قبلا زبانآموز نوجوان داشتم و خیلی باهاش حال میکردن.
جهنم کورسش رو هم میذارم چون بینظیره.
So, where'd you get that confidence from?
Last time that I checked, I won
Let me be direct: just stop
You're being fucking weird
Maybe I'm a petty bitch, but you made me resort to this
That's it, I win
That's it, I win
You're in my way now
Don't go, go where you don't belong
Think I can't make out
Ah-ah, how hard you hang on
Kind of insane how
You keep calling, but you never get the message
It goes my way now
Ah-ah, ah-ah-ah
خب، واقعاً نمیدونم این همه اعتمادبهنفست رو از کجا آوردی
آخرین باری که حساب کردم، این من بودم که بردم
بذار رک بگم: بس کن
رفتارِ عجیبی داری، واقعاً
شاید آدمِ ریزبین و کینهایای باشم
ولی تو منو به اینجا کشوندی
تمومه، من بردم
تمومه، من بردم
حالا سرِ راهِ منی
برو، جایی که بهش تعلق نداری نمون
فکر میکنی نمیفهمم
چقدر سخت چسبیدی و ول نمیکنی؟
یه جورایی دیوونهکنندهست که
مدام زنگ میزنی و دنبالش میگردی
اما هیچوقت پیام رو نمیگیری
حالا همهچیز به نفعِ منه
آه... آه...
