خانوم شیرین
Kanalga Telegram’da o‘tish
گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم میخواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
392
Obunachilar
-324 soatlar
-87 kun
-3930 kun
Postlar arxiv
392
عزیزِ من!
امیدوارم پیش از آنکه گرد پیری روی صورت زیبایت بنشیند،
بفهمی چقدر زیبا و ارزشمندی؛
نه روزی که با دیدن عکسی قدیمی
تازه آنوقت بفهمی که چهقدر زیبا بودی
و حسرت روزهایی را بخوری که نمیدانستنی در آینده خاطره ای دور خواهند شد.
392
تو خوابیده ای آرام
و من پشت پلک تو آنقدر می بارم
تا پنجره را باز کنی...
دست هایت را زیر باران بگیری و
بخندی...
عباس معروفی
392
من و خورشید را هنوز
امید دیداری هست،
هر چند روز من
آری
به پایان خویش نزدیک میشود
احمد شاملو
392
خوش به حال من و دریا و غروب و خورشید
و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید
محمد علی بهمنی
392
Repost from Movie Land
— لطیف، خیالانگیز و رها؛ ملودیای که با اوجگیری ارکستر، حسِ پرواز و سبکبالی را زنده میکند.
🎼 @MovieLandnu
