Søhrãbïsm
Kanalga Telegram’da o‘tish
از طبیعت به هنر، و از هنر به زندگی.🌱✨
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
317
Obunachilar
-624 soatlar
-27 kun
-3330 kun
Postlar arxiv
317
یکی دو بار نزدیک بود لب به سخن بگشایم و با سادگی به او بگویم، همان آفتابی که بر قصر او میتابد از کلبهی ما نیز چهره نهان نمیکند و بر همه یکسان مینگرد.
از کتاب: داستانهای #شکسپیر
317
پسرک پرسید: نصیحت دیگهای هم داری؟
اسب گفت: اینکه بقیه چطور باهات رفتار میکنن نباید معیار ارزش تو باشه.
📚 از کتاب: پسرک، موش کور، روباه و اسب
📝 نوشتهی: چارلی مکسی
#کتاب_بخوانیم
317
بهنظرت بزرگترین راه هدر دادن وقت چیه؟
موش کور گفت: اینه که خودت رو با بقیه مقایسه کنی.
📚 از کتاب: پسرک، موش کور، روباه و اسب
📝 نوشتهی: چارلی مکسی
#کتاب_بخوانیم
317
گاهی آدمها از بیرون کاملن عادی به نظر میرسن، ولی از درون دارن با کلی فکر و احساس سنگین دستوپنجه نرم میکنن؛ انگار دارن غرق میشن و کسی هم متوجه نیس.
🌱🌱🌱
انیمیشن «Sinking Feeling» با استعارهی غرقشدن، تجربهی افسردگی در جوانها رو نشون میده و یه پیام ساده داره: لازم نیس این بار رو تنهایی تحمل کنیم. حرف زدن، کمک خواستن و پیدا کردن کسی که واقعن گوش بده، میتونه شروع نجات باشه.
317
به خاطر آدمبزرگهاست که من دارم این جزئیات را دربارهی این سیارک برایتان نقل میکنم و شمارهاش را میگویم.
وقتی به آنها میگویی که یک دوست جدید پیدا کردهای، آنها هیچوقت دربارهی چیزهای اساسیاش چیزی نمیپرسند.
آنها هرگز از تو نمیپرسند: «صداش چطوره؟ چه بازیهایی رو بیشتر دوست داره؟ آیا پروانه جمع میکنه یا نه؟»
به جای اینها میپرسند: «چند سالشه؟ چند تا برادر داره؟ چند کیلو وزنشه؟ درآمد پدرش چقدره؟»
آنها فکر میکنند که فقط با همین آمار و اَرقام، همهچیز را در مورد او میفهمند.
🦊🌾🙋
اگر به آدمبزرگها بگویی: «یک خونهی آجری قرمز و قشنگ دیدم که پنجرههاش پُر از شمعدونی و پشت بامش پُر از کبوتر بود»، محال است که هیچ تجسمی دربارهی این خانه در ذهنشان بهوجود بیاید.
باید به آنها بگویی: «خونهای دیدم که صد هزار فرانک میاَرزه.»
تا با هیجان فریاد بکشند:
«وااای چقدر قشنگه!»
📚🤝🎶
شازده کوچولو | آنتوان دوسنت اگزوپری
317
+2
وقتی ستارهها از آسمانِ شب میباریدند...✨
این تصاویر بازنمایی هنرمندانهی یکی از شگفتانگیزترین بارشهای شهابی تاریخ هستند، بارش شهابی لئونید در شب ۱۲ و ۱۳ نوامبر ۱۸۳۳
آن شب آسمان آمریکای شمالی چنان از شهاب پُر شده بود که برخی شاهدان آن را به بارش برف تشبیه کردند، یک طوفان شهابی واقعی، نه یک بارش شهابی معمولی.
و حالا نزدیک به دو قرن بعد...
در شب ۲۱ به ۲۲ اَمرداد، بارش شهابی برساووشی به اوج میرسد.
البته نباید انتظار آسمانی شبیه تصویرهای بالا را داشته باشیم، بارش برساووشی اِمشب قرار نیست شبیه آن شبِ رویایی ۱۸۳۳ باشد. در شرایط ایدهآل ممکن است دهها شهاب در یک ساعت دیده شوند.
با این حال شاید همین تفاوت زیبا باشد.
آنها آسمانِ شب را تماشا کردند و چون دوربین عکاسی نداشتند، آنچه دیده بودند را با هنر کشیدند.
ما امروز دوربین عکاسی و تلفن همراه داریم،
ولی هنوز برای دیدن یک شهاب باید همان کار انسانهای ۱۸۳۳ را انجام دهیم:
سرمان را بالا بگیریم و چند دقیقه فقط آسمانِ شب را تماشا کنیم. 🌌✨
317
و عزیزم...
من هم هر وقت رقص شاپرکها را میان گلهای آفتابگردان میبینم، به یاد تو میافتم.
🌻🦋
317
آنجا آن گندمزار را در پایین میبینی؟
من نان گندم دوست ندارم. گندم برای من هیچ فایدهای ندارد. گندمزارها مرا یاد هیچچیز نمیاندازند و این جای تأسف است.
✨✨✨
ولی موهای تو به رنگ طلاست. فکرش را بکن!
چقدر محشر میشود اگر مرا اهلی کنی!
گندم ـ که آن هم طلایی است ـ مرا ناخودآگاه به یاد تو میاندازد و بعد عاشق صدای باد میشوم، وقتی توی گندمزار میپیچد.
✨✨✨
شازده کوچولو | آنتوان دو سنت اگزوپری
317
برای جمع جدیدمون...🎶🌱
یه قطعه موسیقی رو باهاتون به اشتراک میذارم. 😊 اُمیدوارم از شنیدنش لذت ببرید و برای کنار هم بودنمون، شاد باشیم. 🎧✨
