«بُنبَستِ کِشْوَردوست»
Kanalga Telegram’da o‘tish
فيقَلبي ֢ رنج فراق هست و امید وصال نیست این « هست و نیست» کاش که زیر و زبر شود
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
224
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+67 kun
-230 kun
Postlar arxiv
Repost from اخبار رهبر شهید انقلاب 🇮🇷
📣 کلاس #آمریکاشناسی
📹 روش تبلیغاتی آمریکا از جنس جنجالسازی کفار قریش است
✏️رهبر شهید انقلاب: ما در بسیاری از جهات دموکراسی غربی را اصلاً قبول نداریم؛ آن آزادی و دموکراسی نیست، آن فتنه است، آن دروغ است، آن فریب است... حتی در خود دموکراسیهای غربی هم علیرغم اینکه شعار آزادی بیان را علم کردند و آن را تو سر بلوک شرق زدند، در عین حال در خود آن کشورها هم آزادی بیان به معنای حقیقی کلمه اصلاً وجود ندارد و جنجالی که آنها میکنند علیه یک بیان درست و حقیقتگو از قبیل همان جنجالی است که کفار قریش اطراف پیغمبر میکردند. کسی نمیآمد دهن پیغمبر را بگیرد که آیهی قرآن نخواند؛ چون به هر دلیلی این کار را نمیتوانستند بکنند، اما آنقدر جنجال علیه اطراف پیغمبر به راه میانداختند که کسی صدای تلاوت قرآن به گوشش نرسد. امروز روش غرب، روش آمریکا، روش تبلیغات صهیونیستی جهانی این است. ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۶
💻 «کلاس #آمریکاشناسی»؛ نکاتی برگرفته از مبانی نظری و اندیشهای و تجربی رهبر شهید انقلاب اسلامی درباره آمریکا و دنیای غرب
🖥 Farsi.Khamenei.ir
گفت امشب صبر کن چندان که در خواب آیمت
صبر خواهم کرد من؛ اما که خواهد کرد خواب
گفته بودی
هر وقت که شعر می نویسی
دوستم بدار
نمی دانم
از این همه شعر نوشتن است
که دیوانهوار دوستت دارم
یا از این همه دوست داشتن
که دیوانهوار شعر مینویسم...
خانهی پدری
دربارهی جزئیّات وضع منزل آقا -پدرم- چیزهای ریزی وجود دارد که شاید انسان نتواند تصویر و ترسیم کند؛ امّا هر چه از منزل پدری یادم بیاید میگویم.
پدرم از زمانی که ما به صحنه آمدیم هیچ منزلی عوض نکردند. قبل از آن، یک خانهی اجارهای داشتند که اتّفاقاً آن هم نزدیک همان منزلی بود که تا آخر در آن بودیم. آقا محلّ آن خانه را هم که در یکی از کوچههای باریکِ کوچهی ارک بود به ما نشان داده بود. کوچهی ارک کوچهی وسیعی بود که چون به ارک مشهد منتهی میشد، اسمش ارک بود.
بعد از آن پدرم یک خانه خریدند؛ همین خانهای که بعدها بیرونی ایشان شد. خانهی خیلی کوچکی بود: حیاط کوچکی داشت ، یک اتاقِ بالا که از حیاط به آن پلّه میخورد و یک زیرزمین؛ همین. زمینِ این بخش مجموعاً حدود شصت هفتاد متر بود. اتاق طبقهی بالا بیرونی پدرم بود؛ یعنی اتاق سکونت خانواده نبود. زیر آن، اتاق تاریک خفهای بود که خانواده آنجا زندگی میکردند. هنگامی که برای پدرم میهمان می آمد و معمولاً پدر بنا بر این که روحانی و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت همه ما باید به زیر زمین می رفتیم تا مهمان برود. الان که آنجا حسینیه شده آن چیزی که از آنجا دیده میشود و ابعاد آن خانه را ضمنا نشان میدهد راهروی حسینیه است؛یعنی آن حیاط و اتاق و همهی آن تفاصیل شده یک راهرو و پلهها و چایخانهی کوچک حسینیه؛ همهی آن خانه به همین تبدیل شده است.
آغاز کودکی من در همین خانهی پدری که مختصراً توصیف کردم واقع شده؛ البتّه تا اوایل دههی ۲۰، یعنی تا سالهای آخر کشف حجاب. در آن سالها این خانه هفت نفر جمعیّت داشته است؛ پدر و مادرم، سه دختر از همسر قبلی پدرم، برادرم محمّدآقا و من.
#شهیدخامنهایبهروایتخودش
حضرت آیتالله محمدتقی بهجت:
قرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است.
و هر مرتبه از مراتبِ قُرب را، مقرِّبی (نزدیککنندهای) است که:
«بالاترین آنها، نماز است.»
موافقان، شیعیان، مخالفان، غیرمعتقدان، همه، به فضل امام حسن عسکری سلاماللهعلیه، به علم او، به تقوای او، به طهارت او، به عصمت او، به شجاعت او در مقابل دشمنان، به صبر و استقامت او در برابر سختیها، شهادت دادند و اعتراف کردند.
این انسان بزرگ، این شخصیت باشکوه، وقتی به شهادت رسید، فقط بیست و هشت سال داشت، این میشود الگو.
-آقای شهید
