𝘜𝘯𝘸𝘳𝘪𝘵𝘵𝘦𝘯 𝘊𝘩𝘢𝘱𝘵𝘦𝘳💚:)
Kanalga Telegram’da o‘tish
- هدف:مینویسمتااوبخواند...
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
520
Obunachilar
-224 soatlar
-97 kun
-8930 kun
Postlar arxiv
گاهی سکوت، یعنی خستهای از توضیح دادن؛ از ثابت کردن خودت و از آدمهایی که نمیخوان بفهمنت.
با گذشت زمان یاد میگیری بعضیها رو دوست داشته باشی، اما از دور؛ بعضیها رو ببخشی، اما برنگردونی؛ و بعضی خاطرهها رو نگه داری، اما دوباره زندگی نکنی.
آدمها گاهی فقط یک فصل از زندگیان؛ نه اشتباه، نه بیارزش… فقط فصلشون تموم شده.
پس ادامه بده؛ با آدمهای کمتر، اما واقعیتر، و با آرامشی که دیگه حاضر نیستی به خاطر هیچکس از دستش بدی.
بهقولبهتاشِپایتختنبینالانخستم
منیهزمانجنگیبیمه،یَلیبیمه،گنگستربیمه
من معتقدم که ناراحت کردن یه آدم
مثل پرت کردن يه تير به آسمونه که نميدونی کجای زندگيت قراره برگرده پايين و يقه خودتو بگيره.
