𝘜𝘯𝘸𝘳𝘪𝘵𝘵𝘦𝘯 𝘊𝘩𝘢𝘱𝘵𝘦𝘳💚:)
Kanalga Telegram’da o‘tish
- هدف:مینویسمتااوبخواند...
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
520
Obunachilar
-224 soatlar
-97 kun
-8930 kun
Postlar arxiv
نمیدونم باهام چیکار کردی که هر اتفاقی واسم میوفته
اول واسه تو گریه میکنم بعد اون مشکل.
- بنظرهمنآدمازمانیبهبلوغِفکریمیرسنکهِ
یهنفرتوقلبشونِاماتوزندگیشوننه . .
اینایی که میگم الان کاملاً دلیه.. :😁💔
ببین اقا من تا خرخره پرم..
نمیدونم باید چیکار کنم.
حالم خوبه ها ولی نیس.
عین قبل نیستم دیگ به هیچی اهمیت نمیدم.
حتی نمیتونم به کسی اعتماد کنم.
واقعن احساس میکنم شکستم.
دیگ اون دختر پرحرف نیستم.
همرو درک کردما اما هیچکس منو درک نکرد.
من همیشه از اونایی دلداریشون میدم داغون ترم.
انگار دنیا رو سرم خراب شده:))
من واقعن دارم بابت این شرایط از بین میرم..!
همیشه کاری میکنم بقیه خوشحال باشن بخندن اما هرکی نزدیک من شد بهم ضربه زد..!
هیچوقت بد کسیو نخاستم اما همه منتظر یه خطا از منن.
تو اوج آسیبم اما نمیزنم به کسی آسیب..
...
دیگ نمیتونم مراقب خودم باشم چون قدرت هیچیو ندارم .،
من همیشه با همه رو راس بودم اما همه برام نقش بازی کردن :))
تو عمرم یبار اعتماد کردم اونم شرمنده خودم شدم.
اما نمیدونم چرا هنوز منتظرم برگرده! منتظرم پیام بده..!
من دیگ ذوق هیچیو ندارم و برای همیشه سکوت رو انتخاب کردم :))
ببخشید
ببخشید
ببخشید
اگ یروز بیدارشدینو من نبودم بازم منو ببخشید..
همهیهروزیبرمیگردن
ولیموقعیمیرسنکهدیگهمایاد گرفتیمبدوناونازندگیکنیم ...!:)
دنبال خودم میگردم ، همون من قدیمی که صبرش زیاد بود... از چیزای کوچیک ذوق میکرد ، ته دلش هنوز یه گوشه ای روشن بود،پر تلاش و موفق بود.
الان...؟!
زود خسته میشم ، زود جا میزنم ، دیگه حتی دلم برای خودم تنگ نمیشه....
من قبلی گم شده ، شاید هم از دستم فرار کرده انگار دیگه قرار نیست برگرده....
اما یه وقتایی یه صدایی تو سرم میگه : اگه پیداش نکنم چی....؟❤️🩹
