uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

رباعیات ایرج زبردست

رباعیات ایرج زبردست

Kanalga Telegram’da o‘tish

در این کانال می توانید تمام رباعیات ایرج زبردست را / بخوانید

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
364
Obunachilar
-124 soatlar
-17 kun
+2330 kun
Postlar arxiv
آن سایه از این کوچه به آن کوچه دوید آن سایه از این بام به آن بام پرید هر جا که قدم گذاشت باران آمد آن سایه به سینه داشت یک قلبِ سپید 💠 رباعیات ایرج زبردست

بک جام ، درون جام ، باغی از تاک من مستِ زنی خمار و پیراهن چاک روزِ ازل این جام ز دستم افتاد افتاد و هنوز هم نیفتاده به خاک 💠 رباعیات ایرج زبردست

به : شاعرِ بزرگِ کروات اِنِس کیشوویچ و دکتر ابتهاج نوایی پشتِ سرِ من ، برابرِ من کلمه دنیا و تمامِ باورِ من کلمه من شیر ز پستانِ ازل نوشیدم من کودکِ شعر ، مادرِ من کلمه 💠 رباعیات ایرج زبردست

برایِ شکلِ دورِ پدر نامی که پُر از حکایتِ انسان شد نامی که سپیده دم در آن عریان شد بر خاکِ تو جایِ سنگ ، یک کوهِ بلند در سوگِ تو نامِ مادرم ب ا ر ا ن شد 💠 رباعیات ایرج زبردست

زن ، آتشِ فکر زن ، نگاهش تب داشت در بغض تنیده حرف ها با شب داشت تا صبح زمان شکست تا صبح نشست تا صبح زنی نام مرا بر لب داشت 💠 رباعیات ایرج زبردست

بارید از آسمانِ تب کرده تگرگ پژمرد زمان میانِ باغی بی برگ خیره به خودش در آینه راه افتاد هر مویِ سپید جاده ای بود به مرگ 💠 رباعیات ایرج زبردست

آرام و صبور ، پاک و روشن هستی موسیقیِ سرشارِ شکفتن هستی در چشمِ تو اشک ، بر سرت چادرِ ابر باران تو شبیه مادر من هستی 💠 رباعیات ایرج زبردست

فهمید زمان ، باغِ گُل و شبنم هاست در خاطره جایی ست که دور از غم هاست فهمید پدر ، نسیم مادر ، باران فهمید خدا کودکیِ آدم هاست 💠 رباعیات ایرج زبردست

اینجا نَه شب و نَه روز - اینجا - دور است اینجا همه چیز از تماشا دور است نه باد نه آسمان نه باران نه زمین جایی ست که در من است ، اما دور است 💠 رباعیات ایرج زبردست

ما ز طلوعِ صبح ، غافل کردند شب را نفسِ گرمِ محافل کردند درویش به نان فروخت ایمانش را سهراب کجاست ؟ : آب را گِل کردند 💠 رباعیات ایرج زبردست

به : عباس کیارستمی این خانه که غرقِ عطرِ شب بوست ، کجاست ؟ آن خانه در این سوست ؟ در آن سوست ؟ کجاست ؟ در پیچ و خَمِ باد نشانی گم شد سهراب کجاست ؟ خانه دوست کجاست ؟ 💠 رباعیات ایرج زبردست

به : فروغ فرخزاد به : غزاله علیزاده هر واژه ، زنی دچار شاید باشد یک وسعتِ در حصار شاید باشد هر واژه ، اتاقی از جهان تنهاتر هر واژه ، طنابِ دار شاید باشد 💠 رباعیات ایرج زبردست

در حنجره وقت ، صدا آبی شد پیچید صدا و هر کجا آبی شد در بارشِ صبح مادرم گفت اذان پیراهنِ خانه خدا آبی شد 💠 رباعیات ایرج زبردست

زن ، هضمِ سقوط درد ، زن را می برد زن ، زیرِ شکنجه هایِ ماندن می مُرد زن ، سیبِ سیاه جیغِ هذیان تبِ وهم زن ، کودکِ مُرده خودش را می خورد 💠 رباعیات ایرج زبردست

آوارِ جهانِ بی پناهی در من پاییز و هوایِ برگ راهی در من زن رفت ... زنی با چمدانی در فکر ... شب ماند و تبِ خیسِ نگ.... آهی در من 💠 رباعیات ایرج زبردست ( ٧٠ )

نوروز ، دگر نَه سبز و نَه گُل پوش است رویایِ زنی تکیده و خاموش است پیراهنِ پاییز و تنِ فروردین امسال بهار هم تبر بر دوش است 💠 رباعیات ایرج زبردست

آن گونه دلم تن به زمستان داده ست انگار مرا ابرِ سیاهی زاده ست دریا که چنین به وسعتش می نازد اشکی ست که از چشم ترم افتاده ست 💠 رباعیات ایرج زبردست

نزدیک ترین فاصله راهی ست بعید گم - راه کسی هر آنچه را دید دوید هر فاصله پیرمردِ با تجربه ای ست در فاصله می توان به هر چیز رسید 💠 رباعیات ایرج زبردست

هر بار چه حرف ها نثارم کردند در بارشِ چشم ها به دارم کردند من زیستم آن گونه که هر لحظه عمر بیداری و خواب ، سنگسارم کردند 💠 رباعیات ایرج زبردست

در باز شد و قَدَم قَدَم پیش آمد لبخند به تن رها ز تشویش آمد بی تابِ شراب پیرهن چاک و خراب پیش آمد و... پیش آمدم و... ... پیشآمد ... 💠 رباعیات ایرج زبردست