uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

رباعیات ایرج زبردست

رباعیات ایرج زبردست

Kanalga Telegram’da o‘tish

در این کانال می توانید تمام رباعیات ایرج زبردست را / بخوانید

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
363
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+47 kun
+2530 kun
Postlar arxiv
ای راه من از راه دگر آگاهم یک راه ، میان صد هزاران راهم نه نقطه ... نه خط ... نه حرف ... یک تشدیدم تا لاف زنم تاج سر اللّه م
ای راه من از راه دگر آگاهم یک راه ، میان صد هزاران راهم نه نقطه ... نه خط ... نه حرف ... یک تشدیدم تا لاف زنم تاج سر اللّه م 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

شب ، برکه ماه شب ، سکوتی شنواست شب ، خیره به هر چه هست شب ، خیره به ماست شب ، در من و... من ، در شب و... شب می داند هر جا که منم هزار و یک غار حراست 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

تا رشته ریسمان هستی به کف است زن ، قلب زمین و آسمان را هدف است زن ، ماه زن ، آفتاب زن ، راز جهان زن ، هر طرف اَست ، قبله هم آن طرف است . 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

سر از تن دین جدا کند نیست عجب فتوا دهد و خطا کند نیست عجب اینسان که ردایِ نَفْس بر تن دارد با مرده اگر زنا کند نیست عجب 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

زاهد که جدال با خدا خواهد کرد از فاجعه محشری بپا خواهد کرد گر شهوت او به خلوتش رخنه کند با سایه خویش هم زنا خواهد کرد 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

عمرم که نفس به جست و جو می ریزد از چشم دو عالم آرزو می ریزد پیغمبر عاشقان دل سوخته ام گر آه کشم کعبه فرو می ریزد 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

من عشقِ حماسه آفرین می خواهم منصورم و شور آتشین می خواهم لب بر لبِ مرگ و رقص بر چوبه دار آرامش خویش را چنین می خواهم 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

تا کاشت به خاک گندم عصیان را آورد برون از انزوا انسان را ارزان مفروش گوهر تنهایی وقتی که خدا نمی فروشد آن را 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

( پس بدانستم که نان نام خداست ) نان ، باور صبح ، در شب انسان است نان ، آیه رنج ، سوره ایمان است نان ، حرف زنی گرسنه با کودک خویش نان ، اسم خداست ، اسم اعظم نان است 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

عالم ز وجود مبهمی می ترسد هر دم ز شبیخون غمی می ترسد ابلیس همان روز ازل می دانست یک روز خدا از آدمی می ترسد 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠 ( ١٩۵ )

از شورِ ازل جامه دران می گوید راز دگری به این و آن می گوید عریان شده ابلیس در آغوشِ خدا اینجا زن روسپی اذان می گوید 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

فریاد از این نیست که با هست نشست فریاد از آن دست که درها را بست فریاد از این کتاب و آن کاتبِ کور فریاد از این خدایِ ابلیس پرست 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

یک متنِ پُر از سوال ، یک متنِ کبود متنی که در آتش توهّم شد دود : غیر از تو پدر دارد و مادر همه کس یارب پدر و مادر ابلیس که بود؟ 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

دیدی به تکلم تو عصیان ایمان آورد جهان درون انسان عریان شد خاک تمام آسمان را بلعید بر روح تو تازیانه ها زد شیطان 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

دادیم زمان را به هوس تا من و تو داد و ستدی کرد جهان با من و تو از حجره ابلیس به بازار ازل با سکه خریدیم خدا را من و تو 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

ای کاش دوباره قصه آغاز شود با ساز دگر جهان هم آواز شود ابلیس بگرید و خدا آه کشد گر دفتر جُرم آدمی باز شود 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

یک عرش از این عرش فراتر سازم یک عالم و یک آدم دیگر سازم گر دست ازل باز به دستم افتد از باور ابلیس پیمبر سازم 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

گر نقش ازل باز به دیوار زنند ترسم که ملائک در انکار زنند سِرّی ست در این میان اگر فاش کنم ابلیس و خدا هر دو مرا دار زنند 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

آن سایه که رو به من ، تو را می پاید هر لحظه هزارها ازل می زاید شیطان سخنی دارد اگر فاش کند عالم به طواف آن سخن می آید 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

در این طرف سکه : خدا خلقت ما ... در آن طرف : ابلیس و تماشایِ خطا ... این سکه هوا گرفت در روز ازل تا قرعه به نام کیست : ابلیس.... ؟ خدا.... ؟ 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠